من عادت به پذیرش لحظهای غم ندارم. موکول میکنم، فکر میکنم برای پذیرش فرصت و وقت کافی دارم، موکول میکنم، دیرکرد پذیرش رو هم موکول میکنم، تلنبار میکنم، انبار میکنم. هیچ وقت تو تخم چشم غم و عامل غم نگاه نکردم. همیشه ترسیدم و موکول کردم و باور نکردم. ولش کن. منم آدمم. منم اولینبارمه که دارم زندگی میکنم.
نرگِث
من عادت به پذیرش لحظهای غم ندارم. موکول میکنم، فکر میکنم برای پذیرش فرصت و وقت کافی دارم، موکول م
اما سوگ مثل اکلیل است.
هیچوقت کامل نمیرود. یک روز بیهوا یک دانهی ریزش را می بینی
روی گردنت بالای پلکت، روی گونهات یا یک جای غیر منتظره از صورتت.
نرگِث
من عادت به پذیرش لحظهای غم ندارم. موکول میکنم، فکر میکنم برای پذیرش فرصت و وقت کافی دارم، موکول م
حساب سوگواریهائی که باید میکردم و نکردم و گفتم بعداً فرصت هست از دستم در رفته. نرگس تو کیای، تو چیای؛ این بغضهای انباشته شده که شبیه توپ تنیسن چین، کین، نه میشه بالا اورد، نه میشه قورت داد.
گیر کردیم، بغضا؛ من، من و بغضا گیر کردیم و آزاد نمیشیم.
نرگِث
حساب سوگواریهائی که باید میکردم و نکردم و گفتم بعداً فرصت هست از دستم در رفته. نرگس تو کیای، تو چ
نمیدونم. شما شاید بدونید. شاید کسی ندونه که باید چیکار کنیم. نجاتدهندهی تو آینه که نمیتونه پیژامهشو بالا بکشه بزرگترین شایعه قرن بود. نجات دهنده خدا بود. همین
هدایت شده از فلسطین جنوبی
33.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 بارون اومده، حاج قاسم برات مهمون اومده، آقا از مقتل غرق خون اومده...
روضهخوانی مهدی رسولی در مراسم وداع با پیکر امام شهید انقلاب در جوار حسینیۀ امام خمینی(ره)
@felestin_jonubi