این کتاب، چند ورقُ یهکم جوهر نیست.
این کتاب کلكِ هرچی سوالهَ رو کنده
* بگیرید دستتونُ خو بگیرید باهاش.
خیری که ساطع میشه از کتابِ آدابِ پیامبر اصلاً تو لیوانِ وصف جا نشدنیه.
امروز یه تلخیص میزنم ازش
* [ به نامِ خدا؛ هشتگ نرگسدغدغهمند ]
[ یکِ بامداد ]
روحمون گزگز میکنه بیبیخانم، والله که طاقتمونم طاق شد.
چیزی تو دست و بالتون ندارید بیاد همهچی رو بشوره ببره؟
چه میدونم، چایینباتی، چای زعفرونی چیزی باشه که بیاد آروم کنه؟
* حقیقیت اینچیزی نیست که قراره بخونید | نرگسی
[ زندگانی ]
زندگانی محدود به لذت و درد نیست، زندگانی در جریان است.
فرق نمیکند بلوایی به پا باشد یا غمِ سکوت پاشیده بر احوال؛ در هر صورت زندگانی در جریان است.
گاه باید شبانه خندید و به هنگام طلوعِ آفتاب بر بلندایِ افق گریست و زندگانی را با همینها به رقصِ جریان درآورد.
تقلا بیفایده است، فروغِ دل را خموش مگردان و چشمت به امید بدوز.
هر چند اگر ناامیدی در آغوشت خفته باشد
- نرگسخاتون | توصیههایِ همیشگی جریان داره آقا، امیدُ بچسبید