eitaa logo
فناوری روایت
2.5هزار دنبال‌کننده
140 عکس
40 ویدیو
24 فایل
📲سواد روایت 🖱نگاه عمیق به روایت ✍️راهبرمحتوایی: @Fadaei_Eslam
مشاهده در ایتا
دانلود
تبارشناسی یک تمنای ملی ✏️ 🔹هوا بوی باروت و ادراک سوخته می‌دهد. امروز بیست و نهم اسفندماه است و ما در گرانیگاه ملتهب‌ترین نقطه از تاریخ معاصر خویش ایستاده‌ایم. برای فهم ژرف‌ساخت نبردی که از نهم اسفندماه که بر ثانیه‌های این جغرافیا سایه انداخته، باید نوار روایت را اندکی به عقب بازگردانیم. 🔺ما سالی را پشت سر گذاشتیم که هر فصلش، آبستن یک زایمان تمدنی بود: 1️⃣در خردادماه، ما از کوره راه یک جنگ دوازده‌روزه با ماشین جنگی صهیونیستی-آمریکایی، فاتحانه عبور کردیم. در آن دوازده روز، ما برتری «سخت افزاری» و اراده‌ی پولادین خود را در رهگیری آتش با آتش به اثبات رساندیم. دشمن دریافت که زره بیرونی این کالبد، نفوذناپذیر است. پس از آن شکست هیمنه‌سوز، استراتژیست‌های تاریک‌خانه‌های غرب، فاز عملیات را تغییر دادند... و ما؛ 2️⃣در دی‌ماه، با «اغتشاشات تروریستی» یا به تعبیر رهبر شهیدمان روبرو شدیم. نبردی نه در آسمان، و عملا در کف خیابان و در هزارتوی ذهن‌ها. آن‌ها می‌خواستند کالبد را از درون دچار خونریزی کنند، اما سیستم ایمنی این ملت، با همتی برخاسته از یک وفاق درونی، ویروس تفرقه را پس زد . ما از دی‌ماه نیز عبور کردیم؛ زخمی وداغدار اما ایستاده. و سپس؛ 3️⃣نهم اسفند فرا رسید. روزی که تقاطع استیصال دشمن و آغاز یک دگردیسی دراماتیک در نبرد ترکیبی بود. وقتی دشمن در فروپاشی مرزها (خرداد) و فروپاشی جامعه (دی) ناکام ماند، پیکان زهرآگین خود را مستقیما به سمت «مرکز ثقل اراده‌ها» نشانه رفت و در روز ابتدایی جنگ امیر این قافله سالار انقلاب را به شهادت رساند. 🔻 از نهم اسفند تا به امروز، ما درگیر پیچیده‌ترین جنگ شناختی-امنیتی تاریخ خود هستیم؛ جنگی که هدف غایی آن، تسخیر خاک نیست، بلکه «ترور مکرر عمود خیمه» است. در این 20 روز پرالتهاب، آسمان خاورمیانه ملتهب از پرواز موشک‌ها و پهپادهای درمانده و رو به اتمامی است که «نقطه‌ی کانونی فرماندهی» ما را جستجو می‌کنند... در چنین مختصاتی است که فناوری روایت باید وارد میدان شود. 🔻دشمن با استفاده از بازوهای رسانه‌ای خود، در حال پهن کردن یک دام روان‌شناختی است. آن‌ها با تحریک افکار عمومی و پمپاژ گزاره های مانندو مثل این که «فرمانده باید در خط مقدم دیده شود»، «او اگر زنده است چرا در میدان نیست» و... تلاش می‌کنند تا رهبری نظام را با مطالبه مردمی از لایه‌های حفاظتی خارج کرده و به نقطه آشکارگی فیزیکی بکشانند. ⛔️آن‌ها می‌خواهند عشق تاریخی یک ملت به دیدار رهبرش را، به پاشنه آشیلی برای یک ترور آخرالزمانی تبدیل کنند. ✅ اما اینجاست که بلوغ استراتژیک یک ملت، شگفتی می‌آفریند. در این روزهای پرآشوب، روایتی بدیع از بطن جامعه باید بجوشد؛ روایتی با شناسه و رمز «». دقت شود که این👆 صرفا یک شعار احساسی نیست، این یک «دکترین دفاع هوشمند» است که میبایست خود مردم به این بلوغ برسند که ولی امت باید حفظ شود تا عمود و دعائم این انقلاب دراین برهه حساس تاریخی محفوظ بماند. مردم ما باید در یک جهش شناختی به این بلوغ برسند که در عصر ماهواره‌های بیومتریک و تسلیحات هوشمند، حضور فیزیکی ولی الله در مجامع عمومی، نمازها و سخنرانی‌های زنده و... نشانه‌ی شجاعت نیست، بلکه افتادن در تله‌ی محاسباتی دشمن است. اما🇮🇷منطق روایی «برای ایران بمان»، بر یک اصل فلسفی و توحیدی استوار است. در هندسه‌ی حکمرانی اسلامی، جایگاه ولایت، جایگاه «قطب آسیاب» است. امیرالمومنین علی(علیه السلام) می‌فرمایند: قطب باید ثابت بماند تا سنگ آسیاب به درستی بچرخد. 🔹فلذاجامعه‌ی امروز ما در این نبرد باید به این درک عمیق برسند که ما نیازی به تماشای قامت فرمانده در لنز دوربین‌ها نداریم و یا در نماز عید فطر و... نداریم؛ آنچه ما نیاز داریم، *تداوم ضربان قلب او در قرارگاه هدایت* است. 🔆ما به عنوان یک ملت، از حق عاطفی خود برای دیدار، گذشت می‌کنیم تا *«حق بقای ایران» * تضمین شود. وظیفه‌ی ما به عنوان کنشگران خط مقدم روایت، این است که این انصراف استراتژیک را صورت‌بندی کنیم. 🔆ما باید به ماشین محاسباتی دشمن نشان دهیم که عدم حضور علنی ولی الله، نشانه‌ی انزوا یا هراس نیست، بلکه نشانه‌ی اقتدار سیستمی است که می‌تواند بدون نیاز به نمایش‌های فیزیکی، پیچیده‌ترین بحران‌های نظامی را مدیریت کند. 🔆ما باید سپر انسانی رسانه‌ای بسازیم و به دستگاه‌های امنیتی خود مشروعیت و جسارت ببخشیم تا سخت‌گیرانه‌ترین ضوابط حفاظتی را بی‌هیچ واهمه‌ای از قضاوت افکار عمومی اعمال کنند. 🔸امروز اما، ما به آن فرمانده می‌گوییم: *«ای لنگرگاه آرامش در میانه‌ی طوفان، شما در امن‌ترین لایه‌های این مرز و خاک بمانید و با سرانگشت تدبیر، هندسه‌ی این نبرد را رسم کنید. ما در خیابان‌ها، در مرزها و در شبکه‌های شناختی، با جان خویش از این معماری پاسداری خواهیم کرد. ادامه...👇
فناوری روایت
تبارشناسی یک تمنای ملی #برای_ایران_بمان ✏️#ابوالفضل_شعبان_پور 🔹هوا بوی باروت و ادراک سوخته می‌دهد.
...ندیدن شما، تاوان سنگینی است، اما ما این تاوان را با افتخار می‌پردازیم تا فردا، آفتاب بر ایرانی بتابد که استوارترین خیمه‌ی مقاومت است.»* این جنگ تمام خواهد شد ، همان‌گونه که خرداد و دی تمام شدند و پیروز صحنه کسی نبود جز این ملت بالغ. ✔️اما آنچه در تاریخ می‌ماند، روایت ملتی است که در لحظه‌ی انتخاب میان «احساس» و «استراتژی»، دومی را برگزید و با فریاد خاموش خود، جان فرمانده را به بزرگترین سرمایه‌ی یک تمدن بدل ساخت. _ اینک به فرمانده خود حضرت آیت الله مجتبی خامنه ای حفظه الله با صدای رسا خواهیم گفت: آقا جان_ ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
سلاح شبهه.mp3
زمان: حجم: 3M
🎧️⃣2️⃣ با موضوع صلح تحمیلی 📜کلان روایت: تسخیر ذهن با صلح نمایی 🔴خرده روایت: شبهه افکنی در مشروعیت دفاع، موریانه اراده است. 🎙️گوینده: میرعلی موسوی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
این چند روزی که تو معراج الشهدا خدمت میکنم هیچ موقع مثل امروز اذیت نشدم ... امبولانس هلال احمر وارد سوله معراج شهدا شد ... خب تبعا شهید اورده بود، که باید پیکرش شناسایی و وسایلش ضبط میشد ... ولی ایندفعه شهید سوخته هوافضا نبود ، یا تیکه تیکه های پیکر شهید پدافندی نبود یا بدن نم کشیده شهدای ناو دنا نبود یا دل و روده شهید زیر اوار مونده مناطق مسکونی نبود .. کاور باز کردم یک شهید که هنوز بدنش گرمه یک نوجوون که حتی یک تار مو هم روی صورتش نیست غیر اون سیبیل هایی که یه نمه بالای لب هاش سبز شده شهید ایست بازرسی که ترکش ها پاهاشو قطع کرده بودن یک چهره معصومی داشت هنوز کاور بسیجی ایست بازرسی که روی کاپشنش پوشیده بود تنش بود خب جیب هاشو گشتیم که وسایلشو ضبط کنیم بدیم به خانواده اش یک پرتقال نایلون پیچیده که انگار موقع سحری یا افطاری ایست بازرسی بهش داده بودن دلم کباب شد برای این شهید نتونستم جلوی بغضمو بگیرم انقدر چهره اش معصوم و دلنشین بود ارام کاملا ارام انگار رفته یکم بخوابه ایشالله تو رجعت مولاش برگرده شهید امیرمحمد نظری ✍ عبدالحسین مرادی + تصویر: محل شهادت شهید ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
بسم الله الرحمن الرحیم سلاح سرّی ایران بالاخره رسیدیم به این جمعهٔ عجیب و معنادار، به آخرین روز سال بلوا، ۱۴۰۴ که به جمعه ختم می‌شود، به سال تحویلی که اندکی پیش از اذان مغرب رخ می‌دهد، یعنی درست وقت خواندن دعای سمات، آخرین سمات ۱۴۰۴. آیت‌الله عابدینی، کسی است که سال‌ها در برنامهٔ سمت‌خدا روایت پیامبران را می‌گفت. شنیدم رهبر شهیدمان اگر می‌خواستند یکی از معارف قرآن به جامعه با عمق و استمرار بیشتری منتقل شود، درخواست می‌کردند آقای عابدینی کار را انجام دهند و ترویجش کنند. ایشان را بسیار گرامی می‌دارم. در همین برنامهٔ سمت خدا دربارهٔ دعای سمات فرمودند: « دعای سمات ابواب و قفل‌های آسمان را باز می‌کند. انسان حیات می‌یابد. این حیات در گروی بازشدن ابواب آسمان است و دعای سمات، این ابواب را می‌گشاید. خود زمین هم قفل‌هایی دارد. گشایش ابواب زمین سخت‌تر است چون تزاحم و مزاحمت‌ها و تنگناها در زمین بیشتر است. در این دعا، برای بازشدن درهای آسمان گفتند «للفتح»، ولی برای بازشدن درهای زمین گفتند «للفرج» چون فرج سخت‌تر از فتح است. فرج، بعد از کرب است، بعد از بلاست.» آیت‌الله عاملی، امام‌جمعهٔ شریف اردبیل، این مرد خدا که روی سرشان قسم می‌خورم هم در برنامهٔ سمت خدا مؤکد فرمودند: «دعای سمات را بخوانید. این از دعاهای استثنائی است که سرّ خیلی از مفاهیمش پوشیده است» و بعد یک عالمه توضیح دادند هر اسم خدا که در این دعا صدا می‌شود، چقدر خاص و عجیب و نافذ است. آیت‌الله ناصری هم که رحمت و رضوان خدا بر ایشان باد، بیانات معروفی دربارهٔ دعای سمات دارند که بارها و بارها جمعه به جمعه در همین کانال منتشرشان کرده‌ام. عصاره‌شان این است که می‌فرمایند این دعا از آن دعاهاست که وقت معلوم دارد و حتماً باید در زمان خودش با توجه خوانده شود و با قلبی فارغ از تشتت و موهومات و در ادامه می‌فرمایند: «التجاء، محتوا، معنویت و تکرار، از شرایط این دعا است. بالاخره اتفاق مهمی می‌خواهد بیفتد؛ یعنی شما می‌خواهی ضرباتی را که دشمن غدار می‌خواهد بر پیکرهٔ کشور شیعی و کشور امیرالمومنین علیه السلام وارد کند، با یک دعا، پس بزنید. پس علیکم بالتوجه و الانابة و التوبة و بقیة الشرایط». همسایه‌ها! جوانان ما پای لانچر جانشان را کف دستشان گرفته‌اند که ما بمانیم، ایران بماند. ما باید به این جوان‌ها اضافه شویم و کمکشان کنیم، از زیر همین سقف خانه‌مان. این‌ها شاگردان به‌حق شهید حاج‌حسن‌آقای طهرانی‌مقدم هستند، هم او که پایبندی بسیار زیادی به قرائت دعای سمات داشت و همیشه می‌گفت در این دعا اسرار زیادی هست که کار ما را درست می‌کند و وقتی می‌گفت «کار ما»، داشت دربارهٔ مسائل موشکی حرف می‌زد. دختر حاج‌حسن گفتند که ایشان هرگز دعای سمات را ترک نمی‌کرد و یقین داشت این دعا گره‌های صنعت موشکی ما را باز می‌کند. تمنا می‌کنم امروز، به قدر پانزده دقیقه، نه بیشتر، با وضو رو به قبله بنشینیم، کمی ذکر بگوییم، صلوات بفرستیم، دلمان را از غیر خالی کنیم و با دقت به معنی، متفاوت‌ترین دعای سمات عمرمان را بخوانیم، زیر موشک‌باران بچه‌کش‌های بچه‌باز بچه‌خوار عالم. بیایید امروز و حتی فردا هم، ساعت ۵ عصر، با تمام تمرکز به نیت شکست دشمن دعای سمات را بخوانیم، چون وقت خواندن این دعا، یک ساعت پیش از زوال آفتاب در روز جمعه و روز شنبه است. در هر دو روز می‌شود این دعا را خواند. به نیابت از سه تن: حاج‌احمد کاظمی، حاج‌قاسم سلیمانی، حاج‌حسن طهرانی‌مقدم و به یاد شهید فاطمی ۱۸سالهٔ حزب‌الله لبنان، محمدمهدی رمیتی. این شهدا را صدا کنیم که کمکمان کنند. آخرین چیزی که می‌خواهم حتماً به آن دقت کنیم این است: دعای سمات همان دعایی است که حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه‌السلام را به شکلی غریب، پیروزی و فتح داد. قرن‌ها بعد، آن دعای عبری را یک نفر به زبان عربی برگرداند و برای ما شیعیان یادگاری گذاشت تا برای شکست دشمن و فتح و فرج بخوانیمش. آن یک نفر، حیدر کرار، مولا علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام بود ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
می دانی آقای مهربانم ؟ دلم خیلی برایت تنگ شد. حتی شاید بیشتر از حاج قاسم . اون روز ها ته ته ته دل مان خبر داشت که بالاخره یک روز صبح از خواب بیدار می شویم و خبر شهادت سردار مان را از تلویزیون خواهیم شنید. اما تو فرق داشتی. اینقدر به بودنت عادت کرده بودیم که حتی فکرش را هم نمی کردیم که یک روز صبح قرار است ما از خواب بیدار شویم و سید ما برای همیشه بیدار نشود. برای همین است که رفتن حاج قاسم را باور کردم ولی رفتن تو را نه. او زندگی اش حماسه بود و حماسی رفت. تو اما مظلوم بودی. مظلومانه هم رفتی. یک جای دور، خیلی دور ، در هوایی مه گرفته با خدای خودت خلوت کردی تا مزد اخلاصت را بگیری. فکر ما را نکردی با معرفت؟ نگفتی بعد سال ها داریم از دیدن رهبر کشورمان کیف می کنیم؟ تو شوق ما را وقتی کنار مردمان می نشستی ندیدی؟ معرفت ات را شکر سید. ما را درگیر خودت کردی و خودت را رها از ما؟ واقعیت اش را بخواهی هنوز رفتنت را باور نمیکنم. هنوز منتظرم فردا در خبر ها بشنوم " رهبرمان با مردمان دیدار کرده است . . اما باید بپذیرم. رهبر خوش_قلب و بی تکلف ما، از پیش ما رفته است. برای همیشه.😭😭 دلم برایت تنگ می شود آقای مهربانم خیلی زیاد. برای لبخند مهربانت. برای دلگرمی هایت در روز های سخت که در چهره ات موج می زد که همان دل ما را قرص کرد که کار به دست مرد خدا افتاده. دلم برای تقوایت در صحبت هایت تنگ می شود. همیشه لبخند زدی . تو با خدا عهدی داشتی و خدا امروز عزیزت کرد. عزیز ایران. بیش از این خسته ات نکنم می دانم خسته ای. چند سال است درست نخوابیده ای. حالا دیگر استراحت کن. بی آن که نگران فردا باشی. برای ما هم دعا کن. دوری ات سخت است. ما رهبر خوش اخلاقِ مهربانِ صبور خودمان را می خواهیم اما چه کنیم که خدای ما هم خوش سلیقه است و تو را برای خودش خواسته. شهادت_گوارایت. سلام ما را به امام امت برسان. ✍ آتنا کرمی 📍کردستان ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
20917.pdf
حجم: 3.3M
| 🏷حکمرانی بر روایت جنگ؛ استراتژی تثبیت حقانیت ایران و مشروعیت زدایی از رژیم صهیونیستی در عرصه حکمرانی جهانی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
هدایت شده از عبدالحسین
همیشه آمبولانس برامون پیکر می آورد ولی این دفعه کامیون آمده بود ... ۴۰ تا گل پرپر شده از بچه های هوافضا دشمن صهیونی که نتونسته بود تونل رو تخریب کنه ورودی و خروجی و هواکش تونل رو زده بود ... ۴۰ تا از بچه های هوافضا داخل تونل خفه شده بودن ... اونی که پیکر هارو آورده بود میگفت چندبار بیسیم زده بودن نجاتشون بدیم ولی نتونستیم فقط آخرین باری که صداشون رو داشتیم داشتن روضه حضرت زهرا میخوندن و سینه میزدن ... صلی الله علیک ایتها الصدیقة الشهیدة ... | عضوشوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/2913010008C2e5ed63ab2
🔻۷ دستاورد عملیات «خشم اپستین» در ۲۱ روز 🔹 اتان لوینز، روزنامه‌نگار آمریکایی، دستاوردهای جنگ علیه ایران را در روز ۲۱ عملیات «خشم اپستین» به شرح زیر عنوان کرده است: 🔹 نفت روسیه از تحریم خارج شد. 🔹 نفت ایران از تحریم خارج شد. 🔹 کشتی‌ها برای عبور از هرمز ۲ میلیون دلار به ایران می‌دهند. 🔹 ۱۰۰۰ میلیارد دلار از ارزش بورس از بین رفته است. 🔹 کارایی اف-۳۵ بی‌کاربرد بودنش ثابت شد. 🔹 پایگاه‌های آمریکا تحت حملات مداوم قرار دارند. 🔹 [آیت الله] خامنه‌ای با [آیت الله] خامنه‌ای عوض شدند. ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
️تحلیلگر بازارهای جهانی: قطر همین دیشب ۳۳٪ از تأمین جهانی هلیوم را از دست داد 🔹جک پراندلی: همه چشم به «نفت» دوخته‌اند، اما هیچ‌کس حواسش به «هلیوم» نیست! این یک اشتباه است. قطر همین دیشب ۳۳٪ از تأمین جهانی هلیوم را از دست داد. بسیاری از مردم فکر می‌کنند هلیوم یعنی فقط بادکنک! اما ببینید این ماده واقعاً چه چیزهایی را به حرکت درمی‌آورد: دستگاه‌های MRI: هلیوم مایع برای خنک‌سازی دستگاه‌ها استفاده می‌شود. ساخت تراشه: تمام نیمه‌هادی‌ها (چیپ‌ها) به آن نیاز دارند. هوافضا: سیستم‌های موشکی و فضایی. کامپیوترهای کوانتومی و آزمایشگاه‌های تحقیقاتی پیشرفته. 🔹هیچ جایگزینی برای هلیوم وجود ندارد. حالا ببینید چه مناطقی در معرض خطر هستند: 🔹کره‌جنوبی: سامسونگ و اس‌کی هاینیکس به لرزه افتاده‌اند. 🔹تایوان: شرکت TSMC در سکوت نگران است. 🔹ژاپن: فقط ۶۰ روز تا آغاز بحرانِ کمبود وقت دارند. 🔹سنگاپور: قطب منطقه‌ای تولید تراشه در خطر است. 🔹آلمان: قیمت‌ها همین حالا هم دو برابر شده است. 🔹چین: انبار کردن ذخایر را با سرعت شروع کرده است. 🔹آمریکا: جهش قیمت‌ها در راه است. ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
✅ هیچکس مثل «شهید لاریجانی» همزمان هم اسلام و هم ایران را دوست نداشت ✍️ محمد حسین مطهری ▪️کنار ماشین حمل پیکرها خیره و مبهوت ایستاده‌ام که صدای خانمی را می‌شنوم که می‌گوید "این ماشین پیکر شهید لاریجانیه." ▪️و انگار صد بار در گوشم پژواک می‌گیرد شهید لاریجانی؟؟ ▪️در خانواده ما "دکتر علی لاریجانی"، "آقای آملی" خطاب می‌شود. ▪️داماد محبوب آقاجون (شهید مطهری) و سوگولی عزیزکرده ی مادربزرگ مرحومم. علی لاریجانی برای خیلی از شما از صدا و سیما یا شعام یا مجلس شروع می‌شود، اما آقای آملی برای من از خاطرات شیرین کودکی‌ام شروع می‌شود. مردی که حضورش در سفرهای دسته‌جمعی نشانه‌ی این بود چقدر قرار است در این سفر خوش بگذرد. سیزده ساله که بودم مادرم به حج مشرف شد و من یک ماه در خانه عمه‌ام ماندم. یک ماه با شنیدن زمزمه مناجات زیبای آقای آملی پای سجاده نماز صبح در اتاق کناری بیدار می‌شدم و هنوز یادم هست اولین صبحی که خوشحال از بازگشت مادرم بودم از اینکه دیگر آن صدای مناجات را نمی‌شنوم گریه کردم. ▪️آقای آملی مرد جذاب و خوش‌تیپ و خوش لباس و خوش بویی بود که حتی اگر نمی‌دانستی خطِ بو چیست اما همیشه بوی ادکلنش را از دو فرسخی استشمام می‌کردی. کوهنوردی اش زبانزد خاص و عام بود. چقدر من بابت چند باری که همراه او به کوه رفتم به خودم مباهات می‌کنم. کوهنوردی دکتر برای من سمبل خستگی ناپذیریش بود. اصلا او سمبل اراده بود. اینکه در هفده روز فقط آب و چایی خورده و بیست کیلو کم کرده ضرب المثل من از دوران نوجوانی از اراده یک انسان بود. وقتی برای امتحان ورودی دوره راهنمایی از من پرسیدند سه الگو نام ببر من از رهبر شهید، پدرم و آقای آملی نام بردم. رهبر و پدر برای من کلیشه نبود اما می‌توانست کلیشه به نظر بیاید ولی نام بردن از دکتر تعجب مصاحبه کننده رو برانگیخت. ▪️وقتی دکتر در برنامه سفربخیر با یکی از بچه‌های همیار پلیس دست داد، یکی از مخالفین دکتر به طعنه گفت لاریجانی اینقدر مغرور و نچسب است که با پسر دوازده ساله مثل خاویر سولانا دست می‌دهد. من از کودکی شاهد بودم این مرد چقدر برای بچه‌ها شخصیت قائل می‌شود و به حسابشان می‌آورد. مرجع زاده بود و به معنی اصیل کلمه آقازاده و بزرگ زاده اما من شهادت می‌دهم‌ مردم کشاورز فریمان و سیستان و روستای پدری اش چقدر دوستش داشتند و بارها شنیدم او را از خودشان و مثل خودشان دهاتی می‌دانستند. ▪️در دورانی که نماینده قم بود هر جای جدید و لوکسی که افتتاح می‌شد به نام دکتر و خانواده‌اش سند زده می‌شد اما من خبر داشتم دکتر حتی برای وقتهایی که پسرانش به دفترش در قم می‌آمدند از پول خودش چایی خریده بود و گفته بود برای پسرانش فقط از این بسته چایی دم کنند. همیشه می‌گفتم اگر عکس پسرعمه شهیدم مرتضی را نشان دهند اکثر شایعات و تخریب‌ها تمام می‌شود. شوخی خود من با او این بود فیلمهای خوشگذرانیت روی عرشه کشتی را باور کنیم یا اینکه حاج محمود کریمی وقتی می‌خواهد در منزلتان روضه بخواند می‌گوید "من می‌خواستم روضه دیگری بخوانم اما آقا مرتضی امر کردند روضه ای که امروز در چیذر برای حر خواندی بخوان." همبازی بچگی من نخبه ای بود که دکترایش را از دانشگاه صنعتی شریف گرفت و این سالها مشغول پروژه‌های ملی دانش‌بنیان برای استفاده مردم و از قضا اول به دنبال نفع بردن مردم ولایت خودشان آمل بود و به قول خودم شده بود راننده خط تهران آمل. ▪️خیلی‌ها تصور می‌کردند من در پیش دکتر کار می‌کنم و مثل هر کسی که یکی را نردبام ترقی خودش کرده من نیز شوهرعمه ام را نردبام پیشرفت کردم. به قول یکی از دوستان نزدیکم تقصیر خودت است که اینقدر دکتر را استوری می‌کنی و برایش فحش می‌خوری و کسی باور نمی‌کند تو اینها را دلی می‌گذاری. کسی باور کند یا نکند من این مرد را در قامت ایران دوست دارم. چون هیچ کس مثل او همزمان هم اسلام را و هم ایران را دوست نداشت. در صحنه سیاست و اندیشه کشور ما عموما یا اسلام را بر ایران ترجیح می‌دهند یا ایران را بر اسلام. اما دکتر ترجمان عملی کتاب شریف خدمات متقابل اسلام و ایران بود. عشقش به هیچ کدام مهرش به دیگری را تنگ نمی‌کرد./ جماران ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
🚩 ذکر شهادت عظیم: این درد بی‌کرانه مهدی جمشیدی ۱. چه دشوار است ایشان را شهید خواندن. در قلب ایران، در کنار ما، در روز پیدا، در ماه رمضان، این‌چنین ناجوانمردانه، رهبر دلسوز و حکیم ما را به شهادت رساندند. آتش زدند به جان‌مان؛ جگرمان را سوزاندند؛ زخم عمیق نشاندند بر وجودمان. دل‌مان، آرام و قرار نمی‌گیرد. این داغ، هرگز کهنه نخواهد شد. این خون، خشکیده نخواهد شد. چه کنیم با روزگار تلخ پس از او؛ چه کنیم با غمی که می‌خراشد لحظه‌‌های آشفتۀ ما را؛ چه کنیم با فقدان آن روح قدسی عظیم. همۀ مصائب تاریخ، یک‌جا و ناگهان، بر جان‌مان آوار گشت. گداخته‌ایم؛ بارانی و پریشان؛ اسیر بغض و اشک و آه. حتی درد نیز نالۀ ویران‌گر سر می‌دهد و مرثیۀ جان‌سوز می‌خواند. آسمان خاطرمان، در محاصرۀ حزن و ماتم است. اینک می‌فهمیم معنای یتیمی را؛ معنای تنهایی و فقدان و خلاء را. نفس، سینه را می‌سوزاند و غم، زبانه می‌کشد از درون. چه تهی شده است بودن و ماندن پس از او. تکیه‌گاه بود؛ خاطرمان آسوده بود که هرچه بر ما می‌گذرد، اما او هست. دلخوش داشتیم به این واسطۀ فیض. آه، نمی‌گذرد این روزگار تباه بی‌ او بودن؛ دقایق، داغدارند و دل‌شکسته. غم می‌بارد از اوقات وامانده و سرگردان. دیدیم آنچه را که حتی از تصورش گریزان بودیم؛ باور نداشتیم این روز سیه‌رو را؛ این ماتم ناگوار را؛ این جراحت لاعلاج را. حبس گشته‌ایم در چاه حزن بی‌پایان. ۲. یکپارچه، نور بود؛ در چهره‌اش، ملکوت موج می‌زد و عشق، غزل‌خوان بود. هرچه زمان می‌گذشت، تقرّب و عروج در سیمای رسولانه‌اش نمایان‌تر می‌شد؛ به‌راستی، عبد صالح خدا بود؛ سالک مجاهد ربّانی؛ زاهد پارسای مهذّب؛ عالِم شیدای موحّد. ما مشاهده کردیم حیات توحیدی را در عمق سیاست. ما به عیان دیدیم امکان سیر باطنی و گذر به عوالم ملکوتی را در ساحت قدرت. چه بی‌پیرایه بود؛ بی‌تعلّق و رها؛ بریده و فانی؛ مجذوب و دلداده؛ شوریده و سبکبار. هر آنچه که در عرفان می‌گفتند، در او متجلّی و محقّق بود. چهره‌اش سخن‌ها داشت با اهل معنا و شهود. آنچنان در طریقت سلوکِ توحیدی گام برداشته بود که چونان ملِک شده بود؛ آسمانی و مجرّد و منقطع. در زمین بود و چشم به آسمان داشت. در مقام اتصال و توجه و تذکر به‌سرمی‌برد. هیچ نشانی از تعلّقات اینجایی در نگاهش نبود؛ رفته بود، پیش از آن‌که برود. از کثرت عالم سیاست، وحدت عالم معرفت را آفریده بود؛ و چنین جمع و اتّحادی را جز در خمینی کبیر ندیده بودیم. در طهارت باطن و تهذیب نفس، چه سیرها پیموده بود که اصحاب حقیقت و معنا در گسترۀ وجودش، خدشه و لکه‌ای نمی‌یافتند. یک تکه نور بود در دنیای تاریک ما. ۳. در آخرین سخنش، از جدّش، حسین‌بن‌علی ـ علیه‌السلام ـ گفت. گفت همچون او، تن به بیعت با مظاهر فسق و طاغوت نمی‌دهد و در برابر فرعون، زانو نمی‌زند. گفت خواهد ایستاد و از مقاومت باز نخواهد گشت. و نه‌فقط گفت، بلکه برگزید شهادت را. شهادت، انتخاب جدّش بود و او نیز به تأسی از آن روح قدسی، مرگ سرخ را اختیار کرد. می‌دانست که دشمن، شرافت ندارد و به جانش طمع کرده، اما خوفی نداشت، بلکه شهادت را تمنّا داشت. اراده کرد شهادت را. و مگر حسین‌بن‌علی ـ علیه‌السلام ـ نمی‌دانست که قافله‌اش در دریایی از خون غوطه‌ور خواهد شد و کربلای خونین در پیش است. آری، می‌دانست و به استقبال شهادت رفت. بی‌جهت نبود آن ارجاع واپسین به سخن سیدالشهدا. دل‌‌آگاه شده بود از نحوۀ رفتن خویش. نگریخت و پنهان نشد؛ شعار نداد و از میدان کناره‌گیری نکرد؛ بیم نداشت و دل‌نگران نبود؛ او مرگ سرخ را انتخاب کرد تا بگوید مقاومت مؤمنانه، طریق حق است و عاشورائیان، با تسلیم و انقیاد و ذلّت و حقارت، بیگانه‌اند. اگر بهای ماندن، تسلیم در برابر طاغوت است، پس زهی سعادت، رفتن. مرد میدان، مأنوس و مألوف با شهادت است و آن را می‌طلبد، نه این‌که برای بیشتر ماندن، از حق و صراط عبودیت درگذرد و ولایت شیطان بزرگ را گردن بنهد. سیدعلی خامنه‌ای، به قافلۀ کربلائیان پیوست و اینک در جوار حسین‌بن‌علی ـ علیه‌السلام ـ سرمست و متنعّم است. خوشا چنین تقدیری؛ خوشا سرخ‌جامه پریدن به ابدیّت؛ خوشا عاشقانه مرگ را در آغوش فشردن؛ خوشا نهراسیدن و در بیت، کربلا بنانهادن؛ خوشا مشت گره‌کرده در برابر فرعون؛ خوشا شهادت مظلومانه ... ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞