eitaa logo
نشریه ۶۱ هیئت ثارالله زنجان
237 دنبال‌کننده
13 عکس
1 ویدیو
16 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یادداشت‌هایی پیرامون زیارت عاشورا 🪴کربلا ؛ نبردی برای نجات بندگی 🪴 . . .📍شهر را آذین بسته بود، کاخ و مسجدش را هم؛ به خیال خودش فتح الفتوح کرده بود. لابد هی با خودش می‌گفت بالاخره کار را تمام کردم؛ می‌گویند وقتی اسرا را وارد مجلس کردند؛برای آنکه هم هنرش را به رخ بکشد و هم نیش و کنایه‌ای زده باشد شعری سرود و در شعرش واضح گفت که« بنی هاشم دنبال ریاست بود،وگرنه کدام وحی؟ کدام خدا؟ همه‌اش دروغ است». و به همه گفت که در کربلا خواستم انتقام اجدادم را که در بدر کشته بودند ازشان بگیرم. این نه آرزوی یزید؛ که آرزوی دیرینه معاویه بود،آنجا که به یار غارش گفته بود: تا نام محمد را از سر مأذنه پایین نکشم دلم آرام نمی‌گیرد، و حتی ابوسفیان هم دنبال همین بود؛ آرزویی آباء و اجدادی!! تمام آرزویشان همین بود،همه را برگردانند به روزگاری که مردم را برده خودشان کرده بودند و از آنها سواری می‌گرفتند و برای خودشان آقایی می‌کردند! به پیش از آن روزی که بالاخره منجی انسان ها آمد و با دعوت به بندگی خدایِ یگانه، بشریت را آزاد کرد و دم و دستگاه این‌ها را به هم ریخت،بت پرستی و هرچه غیر پرستی بود را برچید؛و به جای همه آن خدایان دروغین خدای واقعی را به مردم نشان داد،راه خوشبختی را، یادشان داد تا آدم ها جوری زندگی کنند که همه آقا باشند؛ نه آنکه یک عده تافته جدابافته؛ آقایی کنند و بقیه برده و طفیلی آنها حساب شوند. حالا یزید به گمان خودش داشت نقشه پیامبر را بر آب؛ و آرزوی دیرین پدر را محقق می‌کرد. و اینجا بود که حسین علیه السلام ایستاد! مگر حسین می‌گذارد؟ مگر می‌شود آدمی را مسخ کنند و او برای عافیت خود، در گوشه آرام بنشیند؟ کربلایی برپا کرد،در منای عشق چه قربانی‌هایی آورد و چه محشر خونینی در نینوا راه انداخت؛نگذاشت شیاطین،دنیای بعد از پیامبر را دوباره با شرک،سیاه و تاریک کنند. نور توحید و یکتاپرستی را نه با زر و زور و تزویر،که با خون سرخ قلبش روشن نگه داشت. حالا خوب می‌فهمم معنای اباعبدالله را،حالا دیگر می‌دانم چرا او را «پدر بندگان خدا» نامیده‌اند!! او احیاگر بندگی بود، چه اینکه اگر او نبود،مگر یزیدیان پلید می‌گذاشتند نامی از خدا و دین بماند؟دیگر کسی چه می‌دانست عبادت چیست؟ اصلا نامی از بندگی به گوش کسی نمیرسید. هر که امروز در برابر خدا می‌ایستد و می‌گوید «ایاک نعبد»، و در سایه توحید، خودش آقای خودش است و زنجیر بردگی بُتی( چه بت های سنگی و چوبی، و چه بت هایی از جنس آدمی) بر گردنش نیست، فرزند این آقاست و مدیون این نام ″اباعبدالله″. آنتوان بارا انشمند مسیحی می‌گوید« اگر بگويم حسين چراغ اسلام است، کم گفته ام، اگر بگويم که او زره اسلام است، کم گفته ام، بهترين جمله ای که می توانم بگويم اين است که، او وجدان تمام اديان در تمام تاريخ است.» حالا وقتی می‌گویم «السلام علیک یا اباعبدالله» یعنی؛ درود بر تو، ای پدر بندگان خدا؛ درود بر تو که بندگی را از نو معنا کردی، تا انسان دوباره آزاد شود. . . . .🆔@nashre61
🪴ماجرای یک جنایت عمدی (۱)🪴 . . .📍کربلا آموزه های بسیاری را برای بشریت دارد که اگر اهل تامل و تفکر و عبرت باشد. یکی از موضوعاتی که ابعاد مختلفی هم دارد و بد نیست در مورد آن بحث کرد ، ریشه یابی این ماجرا است یعنی ماجرای کربلا چند بعُدی است،لایه های ملکوتی فراوان و اسرار عجیبی دارد و شاید این است که کربلا را گرم و تازه نگه داشته است را بتوان بررسی کرد و با نگاهی نو بیان نو داشت. ابعاد پشت پرده حرکت حضرت سیدالشهدا خیلی جاها غیر قابل فهم است ، مثلا اینکه گریه کردن بر سیدالشهدا صرفا یک انفعال روحی و یک قطره اشک نیست، مثل گریه کردن بر اموات، عرش الهی تحت تاثیر قرار گرفته است که به سادگی نمی توان از کنار آن عبور کرد. . اینکه حضرت امام صادق (ع) در نقلی به ابو بصیر فرمودند،:" در عرش الهی مادر ما بر او گریه می کند (در زمان امام صادق نزدیک ۸۰ سال از واقع کربلا گذشته است ) ." اگر یک موضوعی ۸۰ سال سرد و خنک نمی شود یعنی تا ابد سرد نخواهد شد و این حرارتی که در دلهاست چیزی نیست که به راحتی تحلیل کرد. حالا اگر بخواهیم ریشه یابی کنیم ماجرای کربلا را در ابعاد مختلف باید با این مقدمه شروع کنیم که : چه می شود که در چنین جامعه ای اینگونه اتفاقاتی می افتد؟ یک خشم سنگینی باید ایجاد شود که سر امام را بر نیزه در داخل شهر بچرخانند ! و خاندان آل الله به اسارت برود. ماهیت حادثه‌ ی کربلا ترور نیست مثل هجوم به خانه ی حضرت زهرا نیست هجوم به خانه ی صدیقه طاهره یک ترور است، حمله ناگهانی است و این بود کسی هیچ وقت به گردن نگرفت، یک کودتا بود، پس ماجرای حضرت زهرا را یک جور و حادثه‌ کربلا را جوری دیگر باید تحلیل کرد، کربلا یک قتل تئوریزه شده است قتل قانونی است . ادامه دارد.. . . . .🆔@nashre61
🪴افسانه اول؛ فلسطین بیابان خدا؛ یک سرزمین خالی (۱)🪴 . . .📍فلسطین در دوران باستان رسماً یک کشور بوده و رومی ها نام «فلسطین» را بر این خطّه انتخاب کردند. در دوره حکومت روم، فلسطین یکی از استان های روم بود اما از اواسط قرن هفتم میلادی، این سرزمین به جهان اسلام پیوند خورده و پادشاهان متعدد، مشتاق تصرف آن بودند که علاوه بر قبله اول مسلمانان، از حیث جغرافیایی اهمیت ویژه ای داشت. آثار و بقایای غنای فرهنگی برخی از این حکومت ها را می‌توان در بخش هایی از فلسطین اشغالی و غیر اشغالی(!) دید. البته اسرائیلی ها فعلا اولویت را به آثار رومی و یهودی می دهند و هنوز این غنای فرهنگی مورد کاوش باستان شناسان قرار نگرفته است. وقتی عثمانی ها به فلسطین رسیدند، با جامعه ای روبه رو شدند که اکثرشان مسلمانند و کمتر از پنج درصد جمعیت آن را یهودی ها تشکیل می دادند. غیرقابل باور، اما واقعی است که پایگاه رسمی وزارت خارجه رژیم اسرائیل در خصوص چهارصد سال تاریخ این کشور در دوران عثمانی، چه دروغ ها که به هم نبافته است و ادّعا می کند فلسطین در قرن شانزدهم، غالبا یهودی نشین بوده و حیاتِ تجاریِ منطقه هم از جوامع یهودی نشات می گرفته است. همچنین مدعی است با کاهش تدریجی کیفیتِ حکمرانیِ حکومتِ عثمانی در سال ۱۸۰۰، فلسطین تبدیل به یک بیابان بی‌حاصل شده و جمعیت یهودی از این سیاست ها رنجیدیده گشته بودند! نکته مهم اینکه اغلب محققین دانشگاهی اسرائیل، در پذیرش این ادّعاها مردد هستند و این روایت ها را به طرز موفّقی به چالش کشیدند. تحقیقات همین دانشمندان نشان می دهد که فلسطین یک جامعه پررونق مسلمان و عرب بود. طنزِتلخ ماجرا اینجاست که در سیستم آموزشی اسرائیل، این مطالبْ تدریس شده و تلخ تر اینکه در ایالات متحده آکادمیکِ آمریکا این فرض همچنان با قوت پویاست. این افسانه ادامه دارد.. برداشتی از کتاب ده غلط مشهور درباره اسرائیل . . . .🆔@nashre61
🪴زیبایی زنجان به همین روضه هاست . . .📍در روزهای ماه محرم سنت حسنه و خیرالعمل مردم زنجان در برپایی روضه های حضرت سیدالشهدا (ع) بسیار شور انگیز است، در پایتخت شور و شعور حسینی تقریبا بعد از روزهای کرونایی بود که حاج مهدی رسولی روضه خوانی در کوچه ها را شروع کردند، امسال پنجمین سال کوچه به کوچه است که مردم زنجان با حضور در درب منازل خانواده شهدا با حضور سخنران و مداح روضه خوانی می کنند، امر موعظه و روضه یک سفارش اعظم حضرت امام صادق (ع) است که در کوچه به کوچه های شهر زنجان نیز جاری است، کوچه به کوچه عشق تو را جار می زنیم نشان از پیوند ملت با امام است یعنی مردم با اقامه عزا، اقامه دین می کنند و محبت حضرت حسین (ع) را یک پیوند ناگسستنی می دانند که از کودکی با آن گره می خورند و این آداب و نقطه اشتراک همه انسانهای آزاده است و نه فقط ملت ایران و مردم زنجان. . .📍روضه های کوچه به کوچه مظهر ارادت و محبت مردم به امام است و نیز احیای پیام عاشورا که هر روز ما کربلا و هر روز عاشوراست یک الگوی عاشورا یک فناوری هم بستگی و در یک جبهه بودن را در مردم ایجاد می کند یعنی محوریت امام است و عاشورا تبلور این ماجراست، خون امامی که از تپش نمی افتد و امروز نیز در حیات ما جاری‌ست. . .📍الگوی عاشورا یعنی همه رنگ ها در قاب عاشورا رنگ دارند و روضه های کوچه به کوچه بستر آتشی کنان با اردوگاه امام حسین علیه السلام در میدان عمل است و با شهدا که اصحاب روزگار امام شدند به سوی نور به واسطه آنها می رویم و این روضه ها واسطه بین مردم و شهدا و امام حسین علیه السلام چرا که مادر و پدر و همسر و فرزند شهید نفوسشان مقدس است و عنایت خدا را با خود دارد، اگر با صدق دل بیایی بی جواب بر نمی گردی! زیرا که درگاه خانه های شهدا بوسیدنی است. . .📍کوچه به کوچه عشق تو را جار می زنیم تبلیغ معروف بزرگ است یعنی کربلا را برای همه ملت و امت توصیف کردن یعنی امام شناسی به زبان ساده اش می شود، روضه زبان ساده عشق است که انسان‌ها را در خیمه حسین بن علی دلهایشان را با هر آداب و اخلاقی بهم گره می زند، کوچه به کوچه ساده ترین محل اتفاق برای روضه هاست، ساده ترین محل برای وصل شدن برای تمام فصل هاست. 🆔 @nashre61
✍🏻 هیهات منا الذلة؛ جریان سازی مقاومت در طول تاریخ 🔘 امام پیروز، امت پیروز آیا ما در جبهه‌ای هستیم که از ابتدا بازنده بوده است یا پیروز؟ این سؤال صرفاً تحلیل گذشته نیست، بلکه تعیین‌کننده حال و آینده ماست. اگر امام ما در عاشورا شکست خورده‌اند، ما باید دائماً در موضع دفاع، توجیه و انفعال باشیم. اما اگر امام ما در عاشورا پیروز شده‌اند، ما وارثان یک راه پیروزیم. مسئله این‌نیست‌که امام‌حسین علیه‌السلام کشته شدند یا زنده ماندند؛ مسئله این‌است‌که چه چیزی در عاشورا ماند و چه چیزی حذف شد؟ امام‌حسین علیه‌السلام با این‌که از نظر نظامی و ظاهری شکست خوردند، توانستند معادله قدرت را به هم بزنند. کاری کردند که ظلم برای همیشه برملا شود. الگویی ساختند که قرن‌ها بعد هم الهام‌بخش باقی‌ماند. درحالی‌که یزید و دستگاهش، با تمام امکاناتش، به زباله‌دان تاریخ پرتاب شد. پیروزی به ماندگاری است، نه به تسلط مقطعی. اگر فلسفه مبارزه کشف حقیقت، افشای باطل و گشودن راه هدایت باشد، عاشورا یک پیروزی بود. پس، اگر امروز در مسیر همان امام حرکت می‌کنیم، از همان منطق بهره‌مندیم، به شرط این‌که نقطه پیروزی را درست تعریف کنیم؛ نه با عدد و ظاهر، بلکه با حقیقت و تأثیر. ما امت پیروزیم؛ چون مسیری‌را ادامه می‌دهیم که حقیقت را آشکار کرد، نه مسیری‌که صرفاً در لحظه غلبه یافت. 🔘 عزت عامل موفقیت فرد و پیروزی جامعه حالا وقتی پذیرفتیم که ما امت پیروزیم، باید بگوییم این پیروزی از کجا می‌آید و چه‌چیزهایی ما را به پیروزی می‌رساند. یکی‌از عوامل مهم درونی‌اش «عزتمندی» است؛ چون عزت ستون فقرات مقاومت است. ملتی که خودش را عزیز می‌داند ذلیل نمی‌شود، ولو دشمن قوی‌تر باشد. عزت همان چیزی است که امام‌حسین علیه‌السلام وسط میدان جنگ فریاد زدند: هیهات منّا الذلّة؛ یعنی حتی اگر کشته شوم، ذلیل نخواهم بود؛ چون من با خدا هستم، و بنده خدا عزیز است. 🔘 معنای عزت عزت یعنی نفوذناپذیری؛ یعنی فرد از درون پر است؛ محتاج نیست، التماس نمی‌کند، در تصمیم‌های اساسی زندگی، زیر فشار دیگران له نمی‌شود. پس، عزت فقط یک صفت اخلاقی نیست. عزت یک سازوکار است؛ سازوکار موفقیت فرد در زندگی انسانی، و سازوکار پیروزی جامعه در میدان تقابل‌ها. جامعه‌ای که عزت نداشته باشد، حتی اگر ثروتمند باشد، برده است. جامعه‌ای که عزت داشته باشد، حتی اگر فقیر باشد، ایستاده است. 🆔 @nashre61
نشریه 61 _ تیر 1404 _ 110.pdf
حجم: 6.7M
🗞️نشریه ۶۱ |شماره ۱۱۰ 🏴ماه محرم الحرام ۱۴۴۷ 🍃در این شماره بخوانیم: .⚡ماملت امام حسینیم .⚡تکنولوژی و سلامت روان .⚡حسین نماد مبارزه با ظلم .⚡زیارت عاشورا ؛نماد مرزبندی با ظلم .⚡راه قدس از کربلا میگذرد .⚡خیمه دوم؛پایداری .🆔@nashre61
🪴یادداشت‌هایی پیرامون زیارت عاشورا🪴 {آرامِ جان در فِناء حسین} 📍.السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ وَعَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ ″یا لَیتَنا کنّا مَعَکم فَنَفوزَ فَوْزاً عَظیماً″ کاش آن روز؛ آنجا؛ کنارتان بودم. شما بردید...پیروز شدید. و من؟ خسته و بازنده! خسته از این همه تلخی، خسته از باختن! روز و شب را می‌دوم ولی همه‌اش فکر می‌کنم کجای کار می‌لنگد که همیشه کارم گیر دارد؟! نوشته‌اند روز عاشورا هرچه به ظهر نزدیک‌تر می‌شد، چهره یارانِ امام(و البته خودش هم) گُل می‌انداخت! به روزگار خودم نگاه می‌کنم؛ یادم نمی‌آید آخرین بار کِی از تهِ دل احساس شادی کرده‌ام؟ اصلاً هیچ وقت احساس بردن کرده‌ام؟ هیچ وقت پیروز میدان زندگی بوده‌ام؟راستی چرا یارانِ امام آنقدر حالشان خوب بود؟ مفاتیح را باز می‌کنم، محرم وقت چلّه زیارت عاشوراست، زیر لب زمزمه می‌کنم؛السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ...السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ. این فراز مرا به عمقِ خود فرا می‌خواند! انگار پاسخ چرایم در همینجاست،در دل همین سلام! می‌گوید آنها آمدند و در آستانه درگاه تو بار انداختند! فِناء بارانداز و آستانه خانه را می‌گویند. خیلی جاها بود که زُهیر برود، اصلاً او که داشت در به در از روبرو شدن با امام فرار می‌کرد. اما بالاخره دست تقدیر کاری کرد که زهیر، به همسرش گفت ″اموالم همه برای تو، من دیگر نمی‌توانم از حسین جدا شوم″ و زُهیر نه بارَش، که خودش را به آستان حسین علیه السلام انداخت! یا حُر؛سردار لشکرِ پسرِ مرجانه بود! اما عاقبت بر درِ خانهِ پسر فاطمه فرود آمد!! آری سرّ آن چهره‌های گُل انداخته همین است،آنها در جای درستی بار انداختند، و روح خسته خود را در آب زلال عشق و محبت حسینی شستند و خستگی و گرفتگی‌ها را برطرف کردند. و جَون را نگاه کن؛آمده بود که اجازه بگیرد تا به میدان برود. امام همچون پدر او را نگریست، با آن نگاه نافذ اما پر مِهرش،به او گفت؛ عزیزم، تا همینجاهم خیلی برایمان زحمت کشیده‌ای! دوست دارم از این به بعد آزادانه برای خودت زندگی کنی. سوار اسبت شو، از این وادی بیرون برو؛ برو پی مراد دلت بگرد! او اما گفت؛ مراد دل من تویی؛تو را رها کنم؟کجا بروم؟ اینجا آخر راه است،پیروزی اینجاست. هر کجا بروم بازنده‌ام؛من اینجا دلخوشم،همین‌جا؛ درست کنار تو!. و حالا نوبت من است، باید بیایم، با تمام خستگی، با تمام اندوهم، و بارم را ،نه؛ همه وجودم را در آستان تو زمین بگذارم. . . .🆔@nashre61
🪴ماجرای یک جنایت عمدی؛🪴 {تخریب سیدالشهدا } . .📍حضرت سید الشهدا علیه السلام را در ده ساله امامت خود و در ده ساله امامت امام حسن مجتبی تخریب کردند که در جهان اسلام در نظر مردم فاجعه حساب نشد . اینکه امروز در مورد غزه اگر از جامعه جهانی صدایی در نمی آید ولی باز هستند کشورهایی که جار بزنند مظلومیت آن را و سکوت و سکوت و سکوت است. وقتی تاریخ را نگاه می کنیم کسی به غیر از یاران خاص کسی صدایش در مورد قتل و حوادثی که به وجود آمد صدایش در نیامد . . این ها آثار تخریب است تخریب که در کنار تطمیع و تهدید است، خیلی ها تلاش کردند حرکت سیدالشهدا را نابخردانه و غیرعاقلانه و حکومت طلبانه قلمداد کنند و بگویند که نرو کشته می شوی و حیف هستی ! طبیعی است که وقتی این ها این تصویر را در جامعه فراهم کرده اند، بقیه بعداز فاجعه چه بگویند، جواب: می گویند هر چه گفتند (به سید الشهدا) گوش نکرد و اشتباه کرد اینجا موضوع کلا عوض شد. عجیب است در تاریخ که افراد صاحب دانش در جامعه می توانند طوری خطا کنند که کسی یزید را نهی از منکر نکرده است، اینکه در چند ماهی که امام حسین علیه السلام برای کشته نشدن از مدینه خارج شد و به مکه رفت، به غیر از یاران خاص کسی سراغ یزید نرفته و به او بگویید که کارش غلط است و او را نهی از منکر کند. ولی در همین ایام ده ها نفر آمدند و به امام حسین گفتند که تقوا پیشه کند به این اوصاف ما اگر بخواهیم کربلا را تحلیل کنیم، در آن فقط یزید مقصر نیست، تاریخ به تماشا ایستاده است، فتامل. . . .🆔@nashre61
🪴تکنولوژی و سلامت روان🪴 . . 📍تکنولوژی، با تمام مزایایی که به ارمغان آورده، می‌تواند تأثیرات عمیق و گاه مخربی بر سلامت روان انسان داشته باشد. استفاده بی‌رویه و بدون کنترل از ابزارهای تکنولوژی مانند شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های رایانه‌ای، و پلتفرم‌های سرگرمی می‌تواند منجر به بروز مشکلات جدی روانی شود. اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی و انزوا، کاهش تمرکز و حتی اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی از جمله پیامدهای منفی استفاده نادرست از تکنولوژی هستند. برای حفظ سلامت روان در دنیای دیجیتال، رعایت تعادل در استفاده از تکنولوژی امری ضروری است. تعیین زمان مشخص برای استفاده از دستگاه‌های دیجیتال، اختصاص وقت کافی به فعالیت‌های خارج از فضای مجازی مانند ورزش، مطالعه کتاب‌های چاپی، و ارتباط مستقیم و چهره به چهره با خانواده و دوستان، می‌تواند به بهبود قابل توجهی در سلامت روان کمک کند. از سوی دیگر، تکنولوژی می‌تواند ابزاری برای آرامش و رشد معنوی نیز باشد. استفاده از اپلیکیشن‌های مذهبی، گوش دادن به سخنرانی‌های دینی و تلاوت قرآن، و مطالعه کتب مفید با استفاده از ابزارهای دیجیتال می‌تواند به تقویت روحیه، افزایش آرامش درونی و بهبود کیفیت زندگی معنوی کمک کند. مهم این است که ما کنترل تکنولوژی را در دست داشته باشیم، نه اینکه تکنولوژی کنترل ما را به دست گیرد. . . .🆔@nashre61
🪴بیچاره خواهید شد🪴 . . .📍تاریخ سالها انتظار این روزها را کشیده است. تا جایی که عرق بر جبین زمینِ خدا نشسته و خسته از هر بار غرقِ به خونِ مظلوم شدن نوای العجل یا مولای سر می دهد. و دهر نیز ب تنگنا آمده و نفس، سخت از سینه در می‌دهد و در عجب از بی حیایی فرزندان آدم، به نظاره نبرد اشقیا و صالحین نشسته است. از ماه‌ها قبل زمزمه جنگ و حمله دشمن، فضای کشور را پر کرده بود. لذا آن صبح جمعه شنیدن خبر جنگ و حملات هوایی‌شان چیزی نبود که تعجبم را بر انگیزاند؛ حیرتم از این بود که مگر انسان چقدر می تواند از حقیقت وجود و ذات و فطرتش فاصله بگیرد و چقدر با وجدانش بیگانه شود که در دل تاریکی شب، زن و مرد و بچه های بی گناه را مورد حملات و آماج خود قرار دهد. اما با خودم که مرور کردم، مقابله ما با قوم خبیث یهود است تا حدودی درک این جنایت و خون‌ریزی برایم آسان‌تر شد. . صهیونیست‌ها فکر می کنم نه تاریخ خوانده‌اند و نه به تکرار آن اعتقادی دارند. فکر می کنم نه ماجرای جنگ خیبر را شنیده‌اند و نه با مولایمان امیرالمومنین حیدر(علیه السلام) آشنا هستند. شاید هم از اینکه غیرت حیدری در جان شیعیانش حلول کرده غافلند.نمی‌دانم.. باری؛ به ایشان برسانید ما هر بار که در روضه‌ها چشمانمان غرق به سیل اشک می شود و آنگاه چادر از صورت خیس‌مان بر می‌کشیم؛ وجودمان همچنان که از اندوه بیکران اهل‌بیت لبالب شده، آتش خشم از دشمنانمان را هم زیر خاکسترهای وجودمان پنهان کرده ایم و منتظر بهانه ای هستیم که بر این خاکستر دمیده شود و آنگاه دودمان همین دشمنان، پس از قرنها کینه بر باد رود. کینه‌ی تک تک ظلم‌هایی که از روز اول در حق خاتم‌الانبیا(ص) و اهل بیت اطهرش کردند تا به امروز و جنایتشان علیه مسلمانان -واقعی- جهان. به یهودی ها بگویید ما بیخودی از وقتی در گهواره هستیم «و حرب لمن حاربکم» در گوشمان نخوانده‌اند که امروز اینگونه پای از گلیم خود فراتر می‌گذارید. بگویید که ما دستهایمان را در مجالس حسینی گره کرده‌ایم و منتظر فرصتیم تا مشتمان را بر دهان نجستان فرود آوریم. امروز هر مادر ایرانی در گوش نوزاد خود رجزهای خیبرشکن می خواند؛ پیر و جوان صبح به صبح با غسل شهادت از خانه بیرون می‌زنند. 📍پس بدانید که در این گرد و غبار آخرالزمانی نه سپاه اسلام و ایرانیان، بلکه بی‌وطن ها و خائنین و غاصب‌ها و حرامزاده‌ها هستند که زمین‌گیر خواهند شد. ما سربندهایمان را بسته‌ایم؛ بتازید که بیچاره خواهید شد. بإذن الله. . . .🆔@nashre61
🪴هشدار هواشناسی🪴 . . .📍سر ظهر است. بچه ها صدای تلویزیون را حسابی زیاد کرده اند. آخرین ظرف شسته شده را کنار می گذارم تا خشک شود. می نشینم کنار مامان. دارم درباره تنگه هرمز بلند مطلبی را می خوانم اما ناغافل به جای تنگه هرمز می گویم هنگه ترمز. حتی این را بچه ها با صدای زیاد تلویزیون می فهمند و می خندند. از رو نمی روم. _خب بالاخره جاییه که تا الان ترمز خیلی از بدخواه هامون رو کشیدیم..بد می گم؟ یکهو ما بین این خنده ها ، پنجره هایمان به لرزه می افتد و در حیاط محکم بهم می خورد. انگار گردبادی افتاده است توی حیاط. گوشی توی دستم می لرزد. بچه ها پیام داده اند و تند تند احوالم را پرسیده اند. گیج شده ام. مامان و خواهر و برادرم بلند می شوند تا ببیند چه خبر شده. مامان می گوید که صدایی ممتد هم می آید. اعلان گوشی ام را خیلی آرام نگاه می کنم. پادگانی که تقریبا یک کیلومتری خانه بود را زده بودند. اضطرابم امانم را بریده. از توی چشم هایم نگرانی بیرون می زند ولی یک نفس عمیق می کشم و توی دلم یک صلوات می فرستم. یک آن، فکری به سرم می زند. چشم های نگران خانه را با خنده به سوی خودم خیره می کنم. _چیه بابا همه دم در حیاط جمع شدین؟ هوا طوفان شده. هشدار هواشناسیه بعد هم اخبار هواشناسی را نشان می دهم. همه یک نفس راحت می کشند. باز می خندم. مامان هنوز شک دارد که طوفان و گردباد، به خاطر آب و هواست‌. بعدچند دقیقه، ناخواسته تلفنش را بر می دارد و ناگهان او هم بی اختیار می خندد. _ که باد و طوفان بوده ، آره ؟ دیگر نگران نیستم. با خیال راحت بلند بلند می خندم. _آخه اینا هم گرد و خاکی بیش نبودن دیگه...یه لحظه هوا شدن و بعدم خلاص! بچه ها هنوز هم نمی فهمند ما چه می گوییم. مامان آرام آرام برایشان توضیح می دهد. بعد از مکثی کوتاه، به من نگاه می کنند و قهقهه می زنند‌. مامان ناهار را می آورد. به دوستانم جواب می دهم و سر به سرشان می گذارم.گوشی ام پر می شود از استیکر خنده. انگار نه انگار که یکی بغل گوشمان گرد و خاکی کرده. اصلا از وقتی بی بی گفته هر روز انا فتحنا می خواند برای سلامتی مردم ایران و کنده شدن شر طوفان های سیاه شن، یعنی دیگر همه چیز امن و امان و ردیف است. با بچه ها تصمیم می گیریم که اگر گردباد آمد توی خانه، با جارو و خاک انداز بیرونش کنیم. اصلا می گوییم برگردد روی همان گنبد حلبی که بوده بنشیند و سماق بمکد. وقت ناهار شده. همه سر سفره می نشینیم.خواهرم با شور برای بابا ماجرای امروز را تعریف می کند و می خندد. بوی غذا همه جا پیچیده و خبری از هیچ گردبادی نیست. هوا صاف صاف است. معلوم است که مردان با غیرت مان ترمز بی غیرت ها را خوب کشیده اند. به درخت سبز میان حیاط نگاه می کنم. زندگی سبز و با قوت ادامه دارد... . . .🆔@nashre61
{افسانه دوم} 🪴یهود، مردم بی خانمان(۱)🪴 . 📍«سرزمین بدون ملت،برای ملت بدون سرزمین» همیشه نَقل زبان صهیونیست‌ها بوده. بررسی کردیم فلسطین، سرزمین مردمانش بود. اما آیا مهاجران یهود، یک ملت بودند و هستند؟ ماجرا از قبل این واقعه شروع شد: اصلاحات دینی در نظر مسیحی ها از قرن شانزدهم شروع و یکی از نظرها که اتفاقا خیلی هم بزرگ جلوه داده شد؛ این بود که با تغییر دین یهودیان به مسیحیت و کوچ آن ها به سرزمین فلسطین؛ مسیح بازمی‌گردد و سلطنت هزار ساله او آغاز می شود(!). این داستان حتی پای ناپلئون را هم به ماجرا باز کرد و وعده بازگشت به فلسطین و تشکیل یک کشور را مطرح کرد. حال اینکه اصلا این اصلاحاتِ برنامه ریزی شده برای چه این چنین هدفمند آغاز شد، جای بررسی دارد اما برای اولین بار در عصر ویکتوریا در بریتانیا، یک جنبش قوی الهیاتی رخ داد کهمی خواستند یهودی ها را به فلسطین برگردانند و فلسطین را هم از همه مهم تر در کیان مسیحیت قرار دهند. رفته رفته تفکر استعمارِ فلسطین در بریتانیا قوت گرفت؛ این دیدگاه به آمریکا نیز رسید و جان آدامز ،رئیس جمهور آمریکا، در این موقع اعلام کرد:« من واقعا آرزو دارم که یهودی ها دوباره به عنوان ملتی مستقل، در پادشاهی یهودیه گرد هم آیند!» اما عملا هدف سران این جنبش فقط مذهبی نبود، بلکه برای بریتانیا بسیار هم راهبردی تلقی میشد. بعد از این، تنها موعظه پاسخگو نبود؛ باید فعالانه کمک های مادی و تجهیزات لازم فراهم می آمد تا مهاجرت یهودیان به فلسطینِ تحت سلطه عثمانی، آغاز شود. رسماً نخست وزیر بریتانیا وارد عمل شده و البته در توجیه؛ خود را برگزیده خدا می دانستند که ابزاری شدند برای کمک به ملت باستانی خدا(!) یعنی یهودیان. که البته همه می دانند آن ها نه برای اورشلیم اشک می ریختند و نه دعا می کردند و استدلال های تجاری و سیاسی لازم است تا بریتانیا به حرکت در بیاید و حال یکی از دلایل ایجاد فلسطین شده بود سرنگونی دولت عثمانی! و این درحالیست که برای راضی کردن عثمانی ها، از آینده و گسترش مرز های عثمانی با سرریز شدن اقتصاد یهودیان در منطقه فلسطین، سخن میراندند!… (این افسانه ادامه دارد) ۱)برداشتی از کتاب ده غلط مشهور درباره اسرائیل . . . .🆔@nashre61