🔵 ماجرای ارواحِ بیرون آمده از قبر ها و حرف زدن با آنها
🔸مرحوم علامه طهرانی از مرحوم سید جمال نقل کردند: یک روز هوا گرم بود. برای فاتحه و زیارت اهل قبور و ارواح مؤمنین به وادی السلام نجف رفتم. چون هوا بسیار گرم بود رفتم در زیر سایه بانی قدری استراحت نمایم و برگردم. در این حال دیدم جماعتی از مردگان با لباس های پاره و مندرس و وضعی بسیار عجیب به سوی من آمدند و از من طلب شفاعت کردند و گفتند وضع ما بد است، تو از خدا بخواه ما را عفو کند. من به ایشان تندی کردم و گفتم: هر چه در دنیا به شما گفتند گوش نکردید و حالا که کار از کار گذشته طلب عفو میکنید؟ بروید ای مستکبران. ایشان می فرمودند: این مردگان را میشناختم. بزرگان و شیوخی بودند از عرب که در دنیا مستکبرانه زندگی مینمودند و آلوده به مال حرام بودند.
📗کتاب نسیمی از ملکوت
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 با این کینهتوزی ها کارمان در قیامت سخت میشود...
☘آیتالله مجتهدی (ره)
با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
سلام مولای مهربانم❤️
روی هر لب نام زیبای شما...
وقتی بشکفد زندگی گل میدهد
عطر نفس های شما غوغا میکند
آقاجان بیایید، دنیا گلستان میشود.
#امام_زمان_عج
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
جلسه امتحان یا #نماز_اول_وقت؟!
احمد به شدت مراقب نماز اول وقتش بود و وقتی اذان میشد همه کارهایش را تعطیل میکرد . آن هم چه نمازی، مثل ما نبود که برای رفع تکلیف نماز بخواند. طوری نماز می خواند که گویا اصلا توی این دنیا نبود!
توی مدرسه قرار بود معلم از یکی از درس ها امتحان بگیرد. سر صف که آمدیم آقای ناظم گفت: بر خلاف معمول این امتحان در خارج از ساعت درس و بعد از کلاس سوم برگزار میگردد . چند دقیقه مانده بود به امتحان که صدای اذان از مسجد محل بلند شد . احمد آهسته حرکت کرد و رفت سمت نمازخانه . من هم پشت سرش رفتم که منصرفش کنم.
گفتم: این معلم خیلی حساسه اگه دیر بیای راهت نمیده و ازت امتحان نمیگیره.
اما گوش احمد بدهکار نبود. او رفت نماز خانه و من سر جلسه امتحان!
بیست دقیقه میشد که سر جلسه بودیم اما نه از آقای معلم نه از احمدعلی خبری نبود. آقای ناظم هم مدام دانش آموزان را به سکوت دعوت میکرد تا معلم برگه سؤالات را بیاورد. مدام از داخل کلاس سرک می کشیدم و منتظر احمدعلی بودم.
بالاخره معلم برگه به دست وارد کلاس شد و با عصبانیت گفت: از دست این دستگاه تکثیر، کلی وقت ما را تلف کرد تا این برگه ها آماده شود!
تا معلم برگه را داد به دست یکی از دانش آموزان که پخش کند، احمدعلی در چارچوب در ظاهر شد. با اینکه معلم ما بعد از ورود خودش ، هیچ کسی را داخل کلاس راه نمی داد گفت: نیری برو بشین سر جات!
من و احمد علی هر دو امتحان دادیم ، اما او نمازش را اول وقت خوانده بود و خدا امور دنیا را با او هماهنگ کرده بود ولی من نه...
📚کتاب عارفانه
#شهید_احمدعلی_نیری
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✅نسبت تو با غزه
تعیین کننده جایگاه آخرالزمانی توست!
با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
18.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چرا حفظ جمهوری اسلامی اهمیتش از حفظ جان امام زمان (عج) بیشتر است؟!
با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
9.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 آقا قرآن که این همه دعوت به صلح کرده، پس چرا فلسطین و اسرائیل با هم صلح نمیکنند؟
⬅️بهتر نیست دو دولت کنار هم دوستانه زندگی کنند؟
🎤استاد #رحیم_پور_ازغدی
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
17.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 سه دسته از زنان امت پیغمبر که فشار قبر ندارند...
🔸استاد عالی
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
🔴 ثبت و ضبط جزئیترین اعمال همراه با فیلم سه بعدی آن...!
🍃به صفحه اول کتاب اعمالم نگاه کردم از همان روز بلوغ، تمام کارهای من با جزئیات نوشته شده بود. کوچکترین کارها حتی ذره ای کار خوب و بد را دقیق نوشته بودند و صرف نظر نکرده بودند.
در داخل این کتاب در کنار هر کدام از کارهای روزانه من، چیزی شبیه یک تصویر کوچک وجود داشت که وقتی به آن خیره میشدیم مثل فیلم به نمایش در میآمد. درست مثل قسمت ویدئو در موبایل های جدید فیلم آن ماجرا را مشاهده میکردیم، آن هم فیلم سه بعدی با تمام جزئیات یعنی در مواجه با دیگران حتی فکر افراد را هم میدیدیم. لذا نمیشد هیچ کدام از آن کارها را انکار کرد. غیر از کارها حتی نیت های ما ثبت شده بود! آنها همه چیز را دقیق نوشته بودند. جای هیچگونه اعتراضی نبود...
📙سه دقیقه در قیامت
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
🔴 ماجرای مردی که هنگام مرگ بجای شهادتین میگفت حمام منجاب کجاست!
زمان مطالعه ۱ دقیقه⏱
🔸در زمان شیخ بهایی شخصی از اشراف در حال مرگ بود. به محتضر میگفتند بگو اشهد ان لا اله الا الله، اما او میگفت حمام منجاب کجاست؟ همه اطرافیان مبهوت ماندند که وقت مردن حمام منجاب را برای چه میخواهد؟ او اینقدر این جمله را تکرار کرد تا اینکه از دنیا رفت.
🔸رفتند و از اطرافیانش پیگیری کردند که قضیه حمام منجاب چه بوده؟! دیدند چهل سال قبل، زمان جوانی یک روز صبح خانمی از کنار خانه این مرد عبور میکرد. آن زن از این مرد پرسیده بود شما میدانید حمام منجاب کجاست؟ این مرد که دیده بود این زن بسیار زیباست، از روی وسوسه خانه خود را به آن زن نشان داده بود تا آن زن را غافلگیر کند... چون در قدیم درب حمامها شبیه درب خانه بود زن بعد از این که وارد خانه شد فهمیده بود که قصد آن مرد چیست! اما چون نمیخواست بی عفتی کند طوری وانمود کرد که گویا خودش نیز تمایل دارد.
🔸به آن مرد میگوید برای این کار مقدماتی لازم است تا لذت ما کامل شود.
مرد میگوید چه مقدماتی؟ زن میگوید برو غذا و عطر تهیه کن تا این وقت صبح با شکمی سیر و بوی خوش به کام دل برسیم. مرد باور کرده و به دنبال تهیه آن مواد میرود و زن در این فرصت فرار میکند. وقتی آن مرد برگشت فهمید که چه فریبی خورده و از حسرت تا آخر عمر میگفت حمام منجاب کجاست؟ و اکنون در لحظه مرگ به جای شهادتین این جمله را به زبان میآورد!
⚠️ مهم است که آرزوها و تعلقات ما در این دنیا چه چیزهایی باشد که دم مرگ ما را گریبان گیر نکند.
📗نسیمی از ملکوت
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
☘༻﷽༺☘
دردهایی هست
که دارویش آمدن شماست؛
یا صاحب العصرِ و الزَّمان...
ای دلخوشی روزهای سخت...
نمی آیی ...؟!
🤲 اللّٰھـُــم ؏جـــِّل لِوَلـیڪَ الفــَرَجـْــ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 بشارت ظهور
در کلام امام خمینی (ره)
با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63