eitaa logo
نسرا
5.9هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
2هزار ویدیو
145 فایل
قصه‌ "نسرا" یا "نهضت سواد رسانه‌ای انقلاب اسلامی"، قصه‌ راهنمایان و چراغ‌دارانی است که می‌خواهند خانواده‌های ایرانی را از میان سیل اطلاعات و پیام‌های رسانه‌ای به ساحل امن استفاده‌ صحیح و قاعده‌مند از رسانه‌ها برسانند.
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️سلبریتی‌ها، بلاگرها و پیج‌های فروشگاهی؛ پیاده‌نظام پروژه «سوریه‌سازی ایران» پس از اعتراضات بحق بازاریان نسبت به نوسانات شدید نرخ ارز و طلا و سرایت تدریجی آن به سایر اقشار، در فاصله‌ای کوتاه شاهد فعال‌شدن سازمان‌یافته برخی سلبریتی‌ها و بلاگرها در فضای مجازی بودیم؛ جریانی که مأموریت آن تهییج هیجانی، تزریق ناامیدی و سیاه‌نمایی آینده، به‌ویژه در میان جوانان و نوجوانان است. رفتار هماهنگ صفحات پرمخاطب نشان می‌دهد این جریان بخشی از یک الگوی شناخته‌شده در عملیات روانی است؛ الگویی که سرویس‌های خارجی به‌دلیل ظرفیت نفوذ اجتماعی، سرمایه نمادین و اعتماد عاطفی مخاطبان، هم در اغتشاشات ۱۴۰۱ و هم در وقایع امسال، حساب ویژه‌ای روی سلبریتی‌ها و بلاگرها باز کرده‌اند. این پروژه، همان پروژه تکراری «سوریه‌سازی ایران» است که مانند همه پروژه‌های پیشین، محکوم به شکست خواهد بود. در کنار این جریان، برخی پیج‌های فروشگاهی اینستاگرام نیز با سوءاستفاده از فضای ملتهب، اقدام به عرضه و تبلیغ اقلام و لوازمی می‌کنند که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در آشوب‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رفتار، عبور آشکار از فعالیت اقتصادی به مشارکت در بی‌ثبات‌سازی اجتماعی است و ضرورت برخورد قضایی قاطع و بدون اغماض با این صفحات را دوچندان می‌کند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، اگر سلبریتی‌ها و بلاگرها صرفاً متصل به سرویس‌های بیگانه نباشند و تنها موج‌سواری کنند، حداقل عایدی آن‌ها افزایش فالوور و سرمایه‌سازی رسانه‌ای از احساسات مردم است. اما در صورت اتصال به شبکه‌های خارجی، این افراد عملاً در یک پروژه چند میلیون دلاری عملیات روانی و شناختی سهیم شده‌اند. با وجود تجربه‌های تلخ اغتشاشات ۱۴۰۱، همچنان نظارت منسجم و مؤثری بر جریان بلاگری و فروشگاه‌های مجازی مرتبط وجود ندارد. در این زمینه، پیشنهاد می‌شود برخورد قضایی نه با هیاهوی رسانه‌ای، بلکه از طریق مسدودسازی صفحات، ممنوعیت فعالیت مجازی و قطع زنجیره تأمین و تبلیغ دنبال شود. قرار نیست جان دختران و پسران این سرزمین، قربانی پروژه‌های چند میلیون دلاری و عملیات‌های شناختی سرویس‌های بیگانه شود و سود آن، به هر شکل، به جیب بلاگرها، سلبریتی‌ها و فروشندگان فرصت‌طلب برود. 🖊 پویان شریفی 🚩نهضت سواد رسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا) استان کرمانشاه 🆔@nasraa_ir
📝تجارت احساسات و خون؛ روایت پس از حملات تروریستی ۱۸ و ۱۹ دی پس از حملات تروریستی ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، جامعه ایرانی در شوک و بهتِ ویرانی‌ها و سوگ جان‌باختگان قرار داشت؛ سوگی واقعی که در زیست ادراکی مردم ریشه داشت. اما هم‌زمان، آنچه در فضای اینستاگرام شکل گرفت، بازتاب مستقیم این واقعیت اجتماعی نبود، بلکه محصول زیست تصنعی و برساخته‌ای بود که فاصله‌ای معنادار و بعضاً به اندازه زمین تا آسمان با زندگی واقعی جامعه پیدا کرده بود. در روزهای پس از این حملات تروریستی، بخش قابل‌توجهی از فضای مجازی به میدان پمپاژ غم، خشم و ناامیدی تبدیل شد. طیفی از سلبریتی‌ها، اینفلوئنسرها و حتی برخی کسب‌وکارها، با سوگ‌نمایی افراطی، موضع‌گیری‌های هیجانی و روایت‌های احساسی، به تشدید التهاب روانی جامعه دامن زدند و تلاش کردند فضا را در وضعیت رادیکالیسم دائمی نگه دارند؛ این روند در فضای مجازی در حالی تداوم یافت که چند روز بعد و در کف جامعه، زیست واقعی مردم مطابق قبل ادامه داشت: کافه‌ها مملو از دختران و پسران جوان و خانواده‌ها، شیرینی‌فروشی‌ها پر از مشتری و زندگی روزمره در جریان بود. همین کنشگران مجازی بدون وقفه به تداوم زیست اقتصادی، مصرفی و تفریحی خود ادامه می‌دادند؛ از سالن‌های زیبایی با نرخ‌های چند ده میلیونی گرفته تا فروش محصولات و خدمات به همان مخاطبانی که هم‌زمان در فضای مجازی، هدف تحریک عاطفی قرار گرفته بودند. بخش مهمی از این همراهی، نه از سر باور و همدلی واقعی، بلکه حاصل همراهی منفعلانه و مصلحت‌اندیشانه بود. بسیاری از سلبریتی‌ها، اینفلوئنسرها و کسب‌وکارها، برای جا نماندن از موج، حفظ برند شخصی و تجاری، و مصون ماندن از حمله، تحریم یا تکفیر لشکر وحوش سایبری ضدانقلاب، ناچار به هم‌صدایی با فضای رادیکال‌شده مجازی شدند. این کنش‌ها، بیش از آن‌که ریشه در مسئولیت اجتماعی داشته باشد، نوعی انطباق فرصت‌طلبانه با منطق الگوریتم و فشار افکار عمومیِ برساخته بود. در نتیجه، با پدیده‌ای مواجه شدیم که می‌توان آن را نمایش پروژه‌ای رنج و حتی تجارت احساسات و خون نامید؛ وضعیتی که در آن، سوگ ملی و خشم اجتماعی به ابزار تولید محتوا، افزایش بازدید، حفظ بازار و جلب رضایت کارفرمایان رسانه‌ای تبدیل شد. در این سازوکار، سلبریتی‌ها، اینفلوئنسرها و برخی کسب‌وکارها، آگاهانه یا ناآگاهانه، نقش پیاده‌نظام حسی یک جنگ شناختی را ایفا کردند. بیشترین آسیب این وضعیت، متوجه جوانان و نوجوانان بود؛ نسلی که تحت تأثیر روایت‌های احساسی و یک‌سویه، بدون شناخت لایه‌های پنهان عملیات روانی، احساسات خود را در اختیار جریان‌هایی قرار داد که هدف اصلی‌شان رادیکال نگه‌داشتن فضا، تشدید خشم اجتماعی و جلوگیری از بازگشت آرامش پس از حملات تروریستی بود. پیامد این روند، تضعیف انسجام ملی، فرسایش اعتماد اجتماعی و اختلال در امنیت روانی جامعه است. واقعیت آن است که پس از حوادثی چون حملات تروریستی ۱۸ و ۱۹ دی، جامعه بیش از هر چیز نیازمند همبستگی، آرامش و تحلیل عقلانی است؛ اما زیست تصنعی اینستاگرامی، با اتکا به پیاده‌نظام حسی خود، دقیقاً در مسیر معکوس حرکت می‌کند. عبور از این وضعیت، مستلزم ارتقای سواد رسانه‌ای و بازشناسی مرز میان واقعیت عینی جامعه و صحنه‌سازی‌های الگوریتم‌محور فضای مجازی است؛ مرزی که نادیده گرفتن آن، جامعه را همواره در معرض سوءاستفاده احساسی و عملیات روانی مستمر قرار می‌دهد. 🖊 پویان شریفی 🚩نهضت سواد رسانه‌ای انقلاب اسلامی (نسرا)استان کرمانشاه 🆔@nasraa_ir
💠یک بیننده معمولی چگونه ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه، تصاویر یا مختصات مکان‌های حساس را برای برخی رسانه‌های دشمن ارسال کند؟ 🔺یکی از پاسخ‌ها را باید در شیوه اثرگذاری رسانه‌ای جست‌وجو کرد. تکرار مداوم اخبار ناامیدکننده، بزرگ‌نمایی ضعف‌ها و کوچک‌نمایی دستاوردها می‌تواند به تدریج نوعی گسست عاطفی میان مخاطب و حاکمیت ایجاد کند. 🔺 در چنین فضایی ممکن است برخی افراد در یک خطای محاسباتی، دشمن را ناجی تصور کنند و مفاهیمی مانند «امنیت ملی» در ذهن آن‌ها کم‌رنگ شود. 🔺در این میان، سازوکار «شهروند-خبرنگار» نیز به مخاطب احساس دیده‌شدن و اهمیت می‌دهد. فردی که به دنبال دیده شدن است، با ارسال تصاویر یا ویدیوهایی از آتش، دود یا خسارت، گمان می‌کند در حال اطلاع‌رسانی است؛ در حالی که ممکن است ناخواسته اطلاعاتی را در اختیار طرف مقابل قرار دهد. 🔺تجربه نشان داده است که رسانه‌های بیگانه پس از بهره‌برداری خبری از این محتواها، مسئولیتی در قبال پیامدهای آن برای ارسال‌کنندگان نمی‌پذیرند؛ و آن‌ها را دربرابر قانون تنها می‌گذارند. 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا)استان مازندران 🆔 @nasraa_ir
💠مرزبانی از ساحتِ ذهن؛ تبیین راهبرد مقام معظم رهبری حواس انسان، مجاریِ حیاتیِ تغذیه روح و اندیشه‌ است. در این میان، «گوش» فراتر از یک ابزار حس‌گر، دریچه‌ای راهبردی و پنجره‌ای گشوده به سوی قلمروِ مغز و قلب است. آنچه از این مجرا عبور می‌کند، تنها مجموعه‌ای از کلمات نیست؛ بلکه بذرهای باوری است که شاکله‌ی تصمیمات، مواضع و هویت انسان را در بستر زمان می‌سازد. از همین رو، صیانت از این ورودیِ کلیدی، از بدیهی‌ترین الزاماتِ حفظِ استقلال فردی و ملی است. حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای در پیام خود به مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، با نگاهی حکیمانه به مقتضیات عصر «جنگ شناختی»، بر ضرورت مراقبت از گوش‌ها در برابر جریان‌های رسانه‌ای دشمن تأکید ورزیده‌اند. این هشدار، ریشه در یک واقعیتِ آزموده و تاریخی دارد: رسانه‌هایی که آبشخور مالی و فکری‌شان از اردوگاه دشمنان تأمین می‌شود، ماهیتًا نمی‌توانند خیرخواه ملت و کشور ایران باشند. دشمنی که در میدان‌های دیگر ناکام مانده، اکنون از «دروازه شنیدن و دیدن» برای تسخیرِ اراده‌ها وارد شده است. 🔹برای تحقق این مهم و عبور از غبار فتنه‌های رسانه‌ای، دو راهبردِ ایجابی و سلبی پیش روی ماست: ۱_ اجتنابِ آگاهانه و داشتن رژیم مصرف رسانه‌ای نخستین گام در مدیریت ذهن، «پیشگیری و به‌داشت» است. در فضای آلوده به ویروس‌های خبری، پرهیز از مواجهه با رسانه‌هایی که کارکردی جز تزریق ناامیدی و تخریبِ پیوندهای ملی ندارند، نه یک محدودیت، بلکه یک «هوشمندیِ راهبردی» است. باید شجاعتِ بستن پنجره‌هایی را داشت که جز غبارِ تحریف، چیزی به خانه جان نمی‌آورند. ۲_سپرِ سوءظنِ منطق و خرد چنانچه بنا به ضرورت، مواجهه‌ای با رسانه دشمن صورت گیرد، ابزارِ دفاعیِ ما باید «شکّاکیتِ بصیرانه» و تفکر انتقادی گسترده باشد. نباید اجازه داد روایت‌های دشمن با پوششِ خیرخواهی، در ذهن رسوب کند. هر خبری از سوی بدخواهان، باید در ترازوی «سوءظن فراوان» وزن شود؛ چرا که حقیقت در این رسانه‌ها، تنها دست‌مایه‌ای برای آرایشِ دروغ و وارونه‌سازیِ واقعیت است. تحقق استقلال ملی در گرو «استقلال ادراکی» است. مراقبت از آنچه می‌شنویم، نگهبانی از حریمِ اندیشه‌ای است که قرار است آینده این سرزمین را رقم بزند. با تقویت بصیرت و التزام به «تقوای رسانه‌ای»، راه را بر نفوذِ مسمومِ بیگانه ببندیم و اجازه ندهیم اتاق‌فکرهای دشمن، معمارِ افکار ما باشند. مهدی صفرزاده‌افروزی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا)استان مازندران 🆔@nasraa_ir
💠دیپلماسی نمادها و روایت در قاب پرواز میناب ۱۶۸ در حالی که جهان چشم به هتل‌های مجلل اسلام‌آباد دوخته بود تا خروجی گفتگوهای ایران و آمریکا را رصد کند، تهران پیش از نشستن پشت میز مذاکره، بازی را در عرصه «جنگ روایت‌ها» آغاز کرد. اقداماتی که تیم ایرانی در این سفر انجام داد، فراتر از پروتکل‌های تشریفاتی و نشانه ظهور یک دکترین رسانه‌ای جدید در دستگاه دیپلماسی است. 🔺۱. پرواز به نام کودکان مظلوم شهید: از شماره تا متن انتخاب نام «میناب ۱۶۸» برای پرواز حامل تیم مذاکره‌کننده، اولین ضربه رسانه‌ای ایران به طرف مقابل بود. این شماره مستقیماً به تعداد ۱۶۸ دانش‌آموز مظلوم شهید مدرسه دخترانه میناب اشاره دارد که در حملات آمریکا به شهادت رسیدند . تبدیل یک پرواز به یک رسانه سیار، پیام مستقیمی به طرف آمریکایی و افکار عمومی جهان مخابره کرد: ما با وکالت از سوی قربانیان تجاوز آمریکا و اسرائیل پشت میز می‌نشینیم. 🔺۲. کوله‌پشتی خونین؛ وقتی اشیاء سخن می‌گویند یکی از تکان‌دهنده‌ترین تصاویر منتشر شده توسط تیم رسانه‌ای همراه تیم مذاکره کننده ایرانی، قرار دادن کوله‌پشتی خونین دانش‌آموزان روی صندلی هواپیما و سپس انتقال نمادین آن به فضای دیپلماتیک بود. و گویی که کلمات قدرت توصیف عمق فاجعه میناب را ندارند، اما کیف متعلق به کودکان، زبان مشترک تمام انسان‌هاست. ایران با این کار، خود را در جایگاه «شاکی» تثبیت کرد تا از موضع انفعال در مذاکرات خارج شود. 🔺۳. صندلی‌های خالی؛ حضور غایبان بزرگ قرار دادن عکس دانش‌آموزان کشته شده روی صندلی‌های پرواز تهران-اسلام‌آباد، پیامی در لایه «روان‌شناختی» داشت. این پیام خطاب به تیم مذاکره‌کننده خودی و طرف مقابل بود که: «این صندلی‌ها خالی نیست؛ چشم‌های این کودکان ناظر بر کلمات و امضای شماست.» این نوع روایت‌سازی، مذاکرات آن به مذاکره سفیران مقاومت در برابر متجاوز مبدل می‌کند. 🔺۴. جبهه رسانه‌ای برای تولید روایت اول حضور پررنگ فعالان رسانه‌ای برجسته در این سفر، نشان از درک این واقعیت دارد که مذاکره بدون روایت، شکست خورده است». تیم ایرانی با بهره‌گیری از تکنیک‌های مستندسازی لحظه‌ای، تلاش کرد تا اجازه ندهد روایت غربی (مانند گزارش‌های وال استریت ژورنال یا رویترز از مذاکرات گذشته ایران تنها منبع خبر نخست باشد و لذا با تولید محتوا در خصوص حواشی و متن مذاکرات، فشار افکار عمومی داخل ایران و جهان را با خود همراه سازد و فشار را بر تیم مذاکره‌کننده آمریکایی افزایش دهد. اقدامات ایران در پاکستان نشان داد که دیپلماسی دیگر صرفاً هنر گفتگو نیست، بلکه «هنر بازنمایی» است. استفاده از نمادهای مدرسه میناب، دیپلماسی ایران را از حالت «فنی-امنیتی» به جبهه روایت جنایت آمریکا علیه ایران تغییر وضعیت داد و در کنار تیم مذاکره‌کننده تصاویر دانش‌آموزان شهید مینابی را به «صدای مردم» تبدیل کرد که هدف ایران در این مذاکرات تنها توافق نیست بلکه دادستانی از حقوق ملت ایران در ابعاد بین‌المللی برای جنایت ها و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی است. مهدی صفرزاده افروزی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا)استان مازندران 🆔@nasraa_ir
نسرا
✍تنها مسیر پیروزی برای ترامپ؛ توییت بازی! #پوستر #وعده_صادق4 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسر
💠سکوت تهران؛ بازی روانی با واشنگتن در آخرین لحظات آتش‌بس 🔺این روزها کمتر خبری به اندازه سفر و عدم سفر ونس معاون رییس جمهور آمریکا به پاکستان جهت شرکت در دور دوم مذاکرات مطرح شد. رسانه‌های آمریکایی پس از مصاحبه ترامپ با نیویورک پست تاکید کردند ونس در راه است و رسانه‌ها از «راه افتادن» معاون ترامپ به سمت پاکستان خبر می‌دادند، اما معلوم نبود او اصلاً از خانه‌اش بیرون رفته است یا نه! 🔹اما پشت این آشفتگی خبری، یک بازی جدی‌تر جریان داشت: جنگ روایت‌ها آمریکا و پاکستان تلاش کردند این تصویر را بسازند که مذاکره در حال انجام است و ایران پای میز خواهد آمد و پاکستانی‌ها هم آمادگی خود را اعلام کردند و حتی تدابیر امنیتی برای هتل احتمالی را فراهم کردند. 🔹اما در این میان، مقامات ایرانی سکوت کردند. نه «بله» گفتند، نه «نه». نه تأیید کردند، نه تکذیب. این سکوت، یک انتخاب راهبردی بود. 🔺وقتی طرف مقابل نمی‌داند شما کجای میز هستید، نمی‌تواند روایت خودش را روی زمین واقعیت پیاده کند و همچنین رسانه‌های آمریکایی مجبور شدند در این خلأ، هر چند ساعت یک بار منابع آگاه جدیدی پیدا کنند. نتیجه؟ سقوط اعتبار 🔹اثر بعدی این بازی بر پاکستان و دیگر همپیمانان آمریکا بود، آن‌‌ها در حالی اعلام آمادگی کردند که معلوم نبود اصلاً مذاکره‌ای در کار باشد. این یعنی آنها «توی هوا» نقش بازی می‌کردند. 🔺۲۲ آوریل آخرین روز آتش‌بس بود. تیم ترامپ با تب و تاب دنبال هر نوع تصویری از حرکت دیپلماتیک می‌گشت، اما تهران با سکوتش، اجازه نداد حتی یک قاب رسانه‌ای به نفع آنها ساخته شود. این صبر استراتژیک در جنگ روایت‌ها یعنی گاهی نگفتن از گفتن تأثیرگذارتر است. آمریکایی‌ها می‌خواستند با خبر جابجایی ونس روایت دیپلماسی فعال خود را بسازند. اما سکوت ایران باعث شد آنها در برابر دوربین‌های خودشان، گرفتار روایت‌های ضدونقیض و مضحک شوند. 📍امریکا آتش بس را یک طرفه تمدید کرد، یک سکوت استراتژیک دوباره برای ایران پیروزی ساخت مهدی صفرزاده‌افروزی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی  (نسرا) استان مازندران 🆔 @nasraa_ir
💠وقتی انسان‌رسانه‌ها جایگزین الگوریتم می‌شوند 🔺در تحلیل تحولات دو ماه اخیر، با پدیده‌ای فراتر از کنشگری های انسان رسانه ها در فضای مجازی مواجهیم ظهور انسان‌رسانه میدانی. این وضعیتی است که در آن فرد خود به رسانه‌ای زنده در میدان تبدیل شده است. 🔹با محدودیت‌های اینترنت بین الملل در دفاع مقدس سوم و شکل گیری تجمع های بعثت امت در سراسر کشور حضور میدانی، جایگزین آنلاین بودن شده است. هر پلاکارد، یک توییت فیزیکی و هر کاریکاتور، یک تحلیل بصری فشرده است. در این جابه‌جایی، خیابان نقش خط زمان را ایفا می‌کند که محتوای آن توسط خودِ مردم تولید و بلافاصله به نمایش تبدیل می‌شود. 🔹نکته متمایز این رسانه، واکنش‌های لحظه‌ای است. در اثنای راهپیمایی‌های شبانه تشویق ها، فریادهای تایید یا حتی سکوت‌های معنادار و روشن کردن دوربین گوشی‌ها برای عکس گرفتن، دقیقاً کارکرد لایک و کامنت را دارند. این واکنش‌های جمعی، به صاحبِ پلاکارد(تولیدکننده محتوا) انرژی می‌دهد و پیام او را در لحظه «وایرال» (فراگیر) می‌کند و البته بدون فیلترینگ های حبابی یا حذف و محدودیت توسط سکوهایی مانند اینستاگرام یا توییتر. در خیابان ضریب نفوذ با سکوهای مجازی تعیین نمی‌شود، بلکه با شدتِ همراهی جمعیت سنجیده می‌شود. 🔹تصاویر این لایک‌های میدانی و پلاکاردها، به‌سرعت در سکو‌های داخلی (ایتا، روبیکا، بله) تکثیر شده و از یک نقطه جغرافیایی به یک جریان گفتمان‌ساز ملی تبدیل می‌شوند. کانال ها و گروه ها در سکوهای مجازی داخلی در واقع نقش بایگانی و تقویت‌کننده این لحظاتِ زنده را ایفا می‌کنند. 🔸چرا اثرگذاری انسان‌رسانه بیشتر است؟ چون پیام از دل تجربه زیسته و در میانِ جمعیت منتقل می‌شود. مخاطب، پیام را از کسی دریافت می‌کند که در کنار او ایستاده و هزینه‌ی حضور را پذیرفته است. این هم‌سنگری فیزیکی، اعتبار پیام را صدچندان می‌کند. 🔹ایرانِ امروز شاهد نوعی بلوغ ارتباطی همزمان با حضور میدانی در دو ماه اخیر است که در آن رسانه از انحصار نهادها خارج شده و در کالبد انسان جریان یافته است. در این شبکه انسانی، هر فرد یک گره ارتباطی است که با حضورش، پیام را لایک می‌کند و با صدایش، بر آن کامنت می‌گذارد. فهم این «اکوسیستم زنده»، کلید درک قدرتِ انسجام در عصر جدید است. 🖌مهدی صفرزاده‌افروزی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا)استان مازندران 🆔 @nasraa_ir
نسرا
🎥این سگ‌هار چشم دیدن تاب‌آوری ایرانی‌ها رو نداره #پوستر #وعده_صادق4 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسل
💠باطل‌السحر یاوه‌گویی‌های ترامپ چیست؟ دونالد ترامپ با استفاده از پلتفرم شخصی خود در سوشال تروث و تریبون رسانه‌ها، رسماً به عنوان پیشانی جنگ شناختی علیه ایران عمل می‌کند. هدف وی تخریب ساختار روانی جامعه با پایین آوردن تاب آوری اجتماعی و القای ناامیدی راهبردی است. 🔹وقتی ترامپ با ادبیاتی قاطع از فروپاشی قریب‌الوقوع اقتصاد ایران یا محاصره بی‌سابقه سخن می‌گوید، در واقع نه یک گزارش اقتصادی، بلکه یک بمب خبری را به سمت افکار عمومی ایران پرتاب می‌کند. 🔹وقتی ادعای داشتن اطلاعات انحصاری که هیچ‌کس جز او نمی‌داند، را بیان می‌کند در واقع تلاش می‌کند مرجعیتِ واقعیت را داخل ایران از بین ببرد و مردم را در وضعیت ابهام و اضطراب دائمی در میانه نبرد اقتصادی در جنگ شناختی قرار دهد. 🔺 این پیام‌ها با یک هدف ارسال می‌شوند بی‌فایده جلوه دادن مقاومت و القای این حس که راهی جز تسلیم نمانده است. 🔹از سوی دیگر این سخنان در حالی بیان می شود که دشمن آمریکایی نتوانسته به اهداف خود با حضور پرشور مردم حامی ایران در خیابان برسد و از سوی دیگر خللی در فاصله انداختن میان حوزه نظامی و دیپلماتیک ایجاد کند. دشمن در این جنگ، تنها بر ضعف‌ها و بزرگنمایی متمرکز است. 🔹چالش معیشتی این روزهای کشور که ریشه در تهاجم دشمن و تحریم‌های ظالمانه چندین ساله دارد، به عنوان یک وضعیت فاجعه بار توسط امریکا بازنمایی می‌شود. آن‌ها با استفاده از ابزارهای شناختی، ذهن مخاطب را به سمتی می‌برند که سوگیری فاجعه‌پنداری پیدا کند؛ یعنی فرد احساس کند تمام راه‌ها بسته است، در حالی که به واقعیتِ میدانی و ظرفیت‌های عبور از فشارهای دشمن پرداخته نمی شود. 🔹اما نکته کلیدی که خشم و عصبانیت را در لحن و پیام‌های دشمن (به‌ویژه در واکنش‌های عصبی ترامپ) آشکار می‌کند، حضور زنده مردم است. تجمع‌های پرشور، راهپیمایی‌های شبانه و حضور منسجم مردم در صحنه، دقیقاً همان نقطه‌ای است که تمام معادلات جنگ شناختی را به هم می‌ریزد. دشمنی که میلیاردها دلار هزینه کرده تا ثابت کند مردم ایران ناامید و منفعل شده‌اند، با دیدن تصاویر حضور و ایستادگی مردم، دچار شکست محاسباتی می‌شود. این حضور، باطل‌السحرِ ادعای ناامیدی و فروپاشی است؛ چرا که ملتی که معتقد به بن‌بست باشد، به خیابان نمی‌آید و شعار ایستادگی نمی‌دهد. 🔺مقابله با این تهاجم، در گرو هوشیاری ادراکی است: 1⃣درک این واقعیت که پیام‌های ترامپ، جنبه روانی دارد. 2⃣پیروزی‌ها و دستاورد‌های جنگ باید پررنگتر روایت شود. 3⃣با حفظ امید در جامعه نقشه دشمن برای تسلیم جمعی نقش برآب شود. 4⃣تاب‌آوری مردم با مواسات، مدیریت اقتصادی و حضور در تجمعات، بیش از گذشته ادامه یابد. مهدی صفرزاده‌افروزی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا) استان مازندران 🆔 @nasraa_ir
💠برچسب‌زنی شبکه‌ای؛ سلاح خاموش جنگ شناختی 🔹 یکی از پیشرفته‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین تکنیک‌های جنگ شناختی که به‌ویژه از سوی رژیم‌های تروریست آمریکا و صهیونی به کار گرفته می‌شود، "برچسب‌زنی شبکه‌ای" نام دارد. در این روش، هر کس که خارج از روایت دلخواه این جریان‌ها سخن بگوید، سریعاً با برچسب‌های تند، افراطی، رادیکال و ... نشاندار می‌شود؛ بی‌آنکه محتوای حرفش مورد ارزیابی قرار گیرد. این تکنیک، دقیقاً از یک نقطه آسیب‌پذیر در روان انسان سوءاستفاده می‌کند: "ترس از طردشدگی اجتماعی". 🔹وقتی فرد فعال و کنشگر می‌بیند که یک برچسب منفی (مانندعامل نفوذی) در شبکه‌های اجتماعی یا در جمع های حضوری به او خورده می‌شود، ناخودآگاه از اظهار نظر مشابه بازمی‌ماند تا مبادا خودش نیز هدف حمله قرار گیرد. نتیجهٔ این فرایند، خاموشی برخی از عقلا و افراد میانه رو و متلزم به اجرای منویات رهبری هست که با التزامات عقلی و مبنایی در مسیر نظام اسلامی فعال هستند، در نتیجه میدان به دست افراطی‌ترین صداها می‌افتد - همان‌هایی که بیش از همه به فحش، توهین و برچسب متکی‌اند تا استدلال و منطق. 🔺نشانه‌های این وضعیت قابل تشخیص است. اگر دیدید صفحه‌ای یا کانالی در شبکه‌های اجتماعی، بیش از آنکه به تحلیل و استدلال بپردازد، به ناسزا و برچسب‌زنی به تمام مسئولان کشور روی آورده است، بدانید که با بخشی از یک جنگ شناختی سازمان‌یافته روبرویید. این فضاها نه برای اقناع فکری، بلکه برای القای ترس و ایجاد همرنگی اجباری طراحی شده‌اند. سواد رسانه‌ای در این میان چگونه میتواند کمک کننده باشد؟ 🔸 نخست آنکه برای قضاوت دربارهٔ یک محتوا، به کیفیت استدلال آن توجه کنیم، نه به محبوبیت، یا سرو و صدا و بلند حرف زدن آن. 🔸دوم آنکه گاهی لازم است برخلاف موج احساسیِ غالب حرکت کنیم - موجی که ممکن است خشم، شادیِ نمایشی یا ترس باشد. این تفکر وارونه، دقیقاً همان چیزی است که ماشین‌های جنگ شناختی از آن می‌ترسند. 🔸سوم آنکه بدانیم تحلیل واقعی یعنی اندیشیدن مستقل، نه تکرار خشم جمعیِ مدیریت‌شده از بیرون. در نهایت، این تکنیک محدود به هیچ جبهه و نگرش خاصی نیست؛ بلکه یک آسیب‌پذیری در یک جامعه است که توسط هر بازیگر قدرتمندی در جنگ شناختی قابل سوءاستفاده است. آگاهی از آن، نخستین گام در برابر بی‌اثر کردنش است. مهدی صفرزاده‌افروزی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا) استان مازندران 🆔 @nasraa_ir
💠حکمرانی روایت‌ها در دوران سکوت نظامی 🔹در فضای پیچیده سکوت نظامی، ماهیت تهدیدات از تخریب فیزیکی به سمت ناپایداری شناختی ـ اجتماعی تغییر جهت می‌دهد. بقای یک نظام در این دوران، تنها در گرو بازسازی تاسیسات و زیرساخت ها نیست، بلکه در توانمندی برای پیروزی در جنگ روایت‌ها نهفته است؛ جایی که تاب‌آوری ملی در برابر فشارها، مستقیماً از دلِ روایت‌های غالب بیرون می‌آید. 🔹جامعه پسا نبرد سخت نظامی، جامعه‌ای است که به دلیل خستگی روانی و ابهام اطلاعاتی، دچار عطش معنا شده است. در این فضا، هر حادثه کوچک پتانسیل تبدیل شدن به یک بحران بزرگ را دارد، زیرا ادراک از واقعیت پیشی می‌گیرد. خطر اصلی زمانی رخ می‌دهد که در خلأ اطلاع‌رسانی حاکمیتی، روایت‌های رقیب و متکثر (داخلی و خارجی) وارد میدان می‌شوند. روایت‌های موازی با بازتعریفِ دردها و کمبودها سعی می‌کنند معنای جنگ و پیروزی را در ذهن مردم تغییر دهند. اگر روایت رسمی نتواند پاسخی اقناع‌کننده برای سختی‌های تاب آوری در بمباران روایت ها ارائه دهد، روایت‌های تخریب‌گر با القای حس بیهودگی و بی‌عدالتی و عدم نقش موثر در تعیین کنندگی، تاب‌آوری اجتماعی را به فرسایش می‌برند. در واقع، تاب‌آوری جامعه نه بر اساس میزان دارایی‌اش، بلکه بر اساس روایتی که از آینده دارد سنجیده می‌شود. 🔹حکمرانی موثر در این دوره، نیازمند رسیدن به پایش مستمر هیجانات است جایی که اتفاقا نیازمند حضور کارشناسان خبره در علوم اجتماعی است. 🔺مدیریت اجرایی باید تغییر در لحن گفت‌وگوهای روزمره و بیش‌تعبیری رخدادها را جدی بگیرد. این‌ها علائم فرسایش روانی هستند. 🔺ثبات‌سازی واقعی مستلزم ایجاد یک روایت پیشرفت ملموس است؛ به گونه‌ای که مردم نه تنها خبر بازسازی را بشنوند، بلکه خود را بخشی از این روایت و صاحبانِ آینده بدانند. 🔺شفافیت و ایجاد فضاهای امن برای گفتگو، پادزهر روایت‌های مسمومی است که هدفشان تبدیل شکایت‌های خرد به واکنش‌های پرهزینه جمعی از جمله بیان سخنان و انتشار مطالبی له و علیه مسئولان و تصمیم گیران در برهه مذاکرات است. 🔹در حالی که مدیریت روایت در جامعه بر قانع کردن و همراه‌سازی مردم تکیه دارد، منطق اداره کشور بیشتر بر بازدارندگی قاطع استوار است. دکترین‌های جدید بازدارندگی، مانند آنچه در روسیه یا کره‌شمالی دیده می‌شود، تلاش می‌کنند هیچ تردیدی درباره پاسخ نظامی باقی نگذارند. سیستم‌های شلیک خودکار این پیام را می‌دهند که در زمان درگیری، فرصت چندانی برای مذاکره یا اشتباه در محاسبه وجود ندارد. این بخش سخت، نشانه اقتدار کشور در عرصه بین‌المللی است و می‌گوید حمله به مراکز فرماندهی هزینه سنگینی خواهد داشت. 🔹امنیت پایدار مردم پایه در دوران سکوت نظامی، محصول موازنه میان دو نیروست اقتدار سخت برای بستن راه نفوذ خارجی و روایت نرم برای حفظ انسجام داخلی. اگر روایتی منسجم و امیدبخش برای تقویت تاب‌آوری ملی وجود نداشته باشد، حتی قدرتمندترین تسلیحات نیز نمی‌توانند جلوی فروپاشی ناشی از بدبینی و شایعه را بگیرند. 🔹مدیریت پساجنگ، پیش از آنکه مدیریت زیرساخت باشد، هنرِ صیانت از اراده ملی از طریق مدیریت ذهن و پیروزی در نبرد روایت‌ها با ارتقای تاب آوری مردم است. 🖋مهدی صفرزاده‌افروزی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا) استان مازندران 🆔 @nasraa_ir
💠شاهنامه؛ مانیفستِ مقاومت و خرد در عصر جنگ روایت‌ها در این روزگار که ملت‌ ما بیش از هر زمان دیگری در معرض تهاجم رسانه‌ای، تحریف هویت و جنگ روایت‌های بوق‌های رسانه‌ای دشمن قرار گرفته‌اند، بازخوانی ظرفیت‌های تمدنی ایران اهمیتی دوچندان یافته است. در این میان، شاهنامه‌ی فردوسی نه ‌تنها یک اثر ادبی، بلکه سندی زنده از روح مقاومت و هویت تاریخی ملت ماست. این کتاب عظیم، طی قرن‌ها توانسته مفاهیم سلحشوری، عدالت‌طلبی و ایستادگی در برابر ظلم را در حافظه‌ جمعی ایرانیان زنده نگه دارد. 🔹شاهنامه صرفاً روایت پادشاهان و نبردهای باستان نیست، بلکه تصویرگر نبرد دائمی میان داد و بیداد است. قهرمانان این حماسه، نماد ایرانی‌هایی هستند که برای پاسداری از حقیقت و سرزمینمان از جان می‌گذرند. این روحیه‌ پهلوانی، فراتر از قصه‌های این کتاب، در بزنگاه‌های تاریخی ما تا به امروز ظهور یافته است؛ همان‌گونه که در دوران دفاع مقدس، جوانان این مرز و بوم با تکیه بر فرهنگ ایثار، در برابر تجاوز ایستادند، امروزه نیز در نبردهای پیچیده‌ی مدرن، می‌توان بازتاب همان استقلال‌خواهی را مشاهده کرد. گویی اسطوره‌ها از دل تاریخ برخاسته و در قامت انسان‌های امروز تکرار شده‌اند. 🔹در عصر جنگ شناختی، دشمن بیش از آنکه مرزهای جغرافیایی را نشانه بگیرد، مغزها و دل‌ها را هدف قرار می‌دهد. فردوسی با زنده نگه‌داشتن زبان فارسی و روایتگری دقیق، نخستین پایه‌های پدافند فرهنگی را بنا نهاد. اما فراتر از این، شاهنامه حامل نوعی تفکر انتقادی سواد رسانه است. در داستان ضحاک، ما با نخستین الگوی فریب رسانه‌ای روبرو هستیم؛ جایی که اهریمن با تغییر چهره و ارائه روایت‌های کاذب در نقش آشپز و پزشک ، ابتدا ذائقه جامعه را تغییر داده و سپس با بحران‌سازی، مغز جوانان را هدف قرار می‌دهد. این اثر به مخاطب می‌آموزد که پشت هر پیشنهادِ به ظاهر نجات‌بخش، ممکن است راهبردی برای تهی کردن ملت از هویت، خرد زمینه تسلط دشمن نهفته باشد. 🔹شاهنامه روایت مشترک همه‌ ایرانیان و نخ تسبیح هویت ماست. حضور اقوام مختلف در این حماسه، آن را به یکی از مهم‌ترین عناصر وحدت‌بخش تبدیل کرده است. در جهانی که ابزارهای رسانه‌ای می‌کوشند حافظه‌ تاریخی ملت‌ما را دگرگون کرده و آن‌ها را دچار استحاله‌ فرهنگی کنند، بازگشت به این سرمایه می‌تواند نسل جوان را با ریشه‌های تمدنی خود پیوند دهد و انسجام اجتماعی را در برابر تهدیدات خارجی تقویت نماید. 🔺امروز پیروزی ملت‌ها تنها در میدان نظامی رقم نمی‌خورد، بلکه قدرت واقعی در حفظ روایت تاریخی و ایمان به هویت است. فلذا ضرورت دارد که فعالان فرهنگی و رسانه‌ای با ابتکار عمل، مفاهیم انسان‌ساز شاهنامه را در قالب‌های خلاقانه تولیدات رسانه‌ای برای نسل نو ما بازآفرینی کنند. شاهنامه در این مسیر پرچم ماندگار مقاومت تمدنی ماست و برای ماندن در دنیای پرآشوب امروز، باید به ریشه‌های عمیق خود چنگ بزنیم. 🖋مهدی صفرزاده‌افروزی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا) استان مازندران 🆔 @nasraa_ir
💠دیپلماسی ۲۸۰ کاراکتری؛ وقتی جنگ روایت‌ها هم‌پای میدان پیش می‌رود 🔹در روزگاری، سیاست خارجی پشت درهای بسته و در اتاق‌های مذاکره و با بیانیه‌های رسمی پیش می‌رفت. بیانیه‌ها با دقتی وسواس‌گونه تنظیم و هر واژه پیش از انتشار، بارها سنجیده می‌شد. اما امروزیک پست کوتاه در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند بازارها را بلرزاند، افکار عمومی را ملتهب کند و یا حتی مسیر گفت‌‌وگوها را تغییر دهد. در واقع در عصر "دیپلماسی ۲۸۰ کاراکتری" سیاست خارجی فقط در وزارتخانه‌ها نوشته نمی‌شود بلکه در تایم‌لاین‌ها هم ساخته می‌شود. شبکه‌های اجتماعی به مقامات این امکان را داده‌اند که بی‌ واسطه با افکار عمومی سخن بگویند. این سرعت، گاهی از باب مدیریت فضا یا کاهش التهاب می‌تواند فرصتی برای سیاست‌مداران باشد اما همین شتاب می‌تواند تهدید هم باشد چرا که هر جمله و هر سخنی پیش از آنکه دقیق سنجیده شود در معرض تفسیرهای گوناگون قرار می‌گیرد. 🔹حال در شرایط تنش، جنگ یا آتش‌بسی که شکننده هم هست، کلمات، وزن امنیتی هم پیدا می‌کنند. یک عبارت کوتاه ممکن است سیگنال هشدار تلقی شود یا نشانه عقب‌نشینی و یا جمله‌ای می‌تواند به‌ عنوان اقتدار خوانده شود و همان واژه و جملات، در رسانه ‌ای دیگر، تهدید معنا شود؛ اینجاست که جنگ روایت‌‌ها آغاز می‌شود. نبردی برای تثبیت یک معنا در ذهن مخاطب. در این شرایط دیپلماسی " ۲۸۰ کاراکتری" به ابزار تاکتیکی تبدیل می‌شود؛ با ارسال یک پیام واکنش‌ها سنجیده می‌شود و سپس مسیر رسمی تنظیم می‌گردد. گاهی یک پست کوتاه، برای آرام ‌سازی افکار عمومی داخلی است، گاهی پیامی غیرمستقیم به طرف مقابل و گاهی تلاشی برای تأثیرگذاری بر بازارها و فضای بین ‌المللی. اما این ابزار، تیغ دولبه است. همان جمله‌ای که برای مدیریت افکار عمومی داخلی نوشته می‌شود می‌تواند در رسانه‌‌های رقیب برجسته و باز تفسیر شود. بخشی حذف شود، بخشی پررنگ شود و معنایی تازه پیدا کند. در چنین فضایی، هر کلمه می‌تواند به خوراک عملیات روانی طرف مقابل تبدیل شود. 🔹باید اذعان کرد که امروزه در دل هر درگیری سخت، یک جنگ نرم و پیوسته جریان دارد؛ جنگی بر سر ادراک. طرفین می‌کوشند تصویر خود را عقلانی، مقتدر یا مظلوم نشان دهند و دیگری را مقصر یا بی‌‌ثبات جلوه دهند. این نبرد شاید بی‌صدا باشد، اما اثرش واقعی است. نقش الگوریتم‌ها را هم نباید نادیده گرفت. شبکه‌های اجتماعی محتوای هیجانی و دوقطبی را بیشتر دیده‌پذیر می‌کنند. پیام‌های تند، سریع‌تر پخش می‌شوند و بیشتر واکنش می‌گیرند. این چرخه می‌تواند ادبیات سیاسی را تیزتر نشان دهد، حتی اگر در پشت صحنه، گفت ‌وگوهایی آرام در جریان باشد. حال در این میان مخاطب تنها تماشاگر نیست؛ هر بازنشر و هر واکنش احساسی، بخشی از زنجیره تقویت یک روایت است. در هر حال دیپلماسی " ۲۸۰ کاراکتری" واقعیتی از سیاست معاصر است؛ میدانی که در آن سرعت، روایت و ادراک عمومی به اندازه میدان‌های سخت اهمیت دارند. 🔹در این فضا، هم سیاستمداران باید مسئولانه‌تر سخن بگویند و هم مخاطبان آگاهانه‌تر بخوانند. زیرا امروز، بخشی از سرنوشت تحولات نه فقط در میدان‌های رسمی، بلکه در ذهن‌هایی رقم می‌خورد که هر روز با انبوهی از پیام‌ها روبه‌رو هستند. 🖋مصطفی محمدی 🚩نهضت سوادرسانه‌ای انقلاب اسلامی(نسرا) استان اردبیل 🆔 @nasraa_ir