POV:
تو حمام بودم فهمیدم داره مهمون غریبه برامون میاد
گفتم عب نداره
از حمام اومدم گفتن تو اتاقت دارن نماز میخونن در حالی که؟ میدونستن قراره یه ربع به ۹ بیان دنبالم☺️
اونا هم تقصیری نداشتنا
اونا رو معرفتشون گفته بودن اومدن اصفهان که اگه ما بعدا فهمیدیم ناراحت نشیم
مسئله اینه بابام کم رو ان و ...؟
درسته بهشون نگفتن که ما خودمون امشب تولد دعوت داشتیم👌