eitaa logo
ندای اردکان
2.9هزار دنبال‌کننده
39.9هزار عکس
16.8هزار ویدیو
159 فایل
کانال عمومی ارتباط با مدیر کانال: @Habibakbari1359
مشاهده در ایتا
دانلود
آدم برفی مهسا امینی و خم شدن کمر نظام 🤦‍♂ِِ @neday_ardakan🔷
✍🏾زن جوان سعودی و 2 مرد - یکی از نیجریه به دلیل ارسال ویدیوی TikTok از خود در حال رقصیدن در خیابان در جده دستگیر شدند پ.ن: اون وقت بن سلمان شبکه سعودی اینترنشنال رو تاسیس کرده که جوون‌های ایرانی رو برای توی کوچه رقصیدن تحریک کنه @neday_ardakan🔷
کشاورزان محترم مدیران محترم چاههای کشاورزی اکنون که به لطف خدای متعال شاهد بارش بسیار خوب برف وباران بودیم بیایید به شکرانه این لطف الهی وبرای حفظ منابع آبی استان وکشور برای چند روزی چاههای کشاورزی را خاموش کنیم @neday_ardakan🔷
📌 ✔️برنامه این هفته ✔️ مسجد محمد رسول الله (ص) جعفرخان 🔴 اطلاعات بیشتر در تصویر بالا👆 ✅| @neday_ardakan🔷
🌹به بهانه جشنواره ملی ایثار🌹 به نام خدا 🔹رفقا! نثارجان ومال نشانه است، پرچم است ،علامت است آری نشانه است نشانه ی پیروزی درمبارزه با نفسانیات،مبارزه با انانیت ، مبارزه با خودمحوری؛ حجاب چهره ی جان می شود غبارِ تنم خوشا دمی که از این چهره پرده بَرفکنم، هنرِ مردان و زنان مومن وخداجو زیرپا گذاشتن منبت ها وخودِ سرکش ویاغی انسان است؛ تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیزد، بزرگواران؛ شهدا همچون انبیا واولیا، نمونه واسوه های ایثار وازخودگذشتگی اند، نمونه های بارزی از انسانِ مومن وخدامحور برای جوانان ومردم ما. 🔸«اولین جشنواره ی ملی تئاتر ایثار اردکان»🔸 در بین شهرستانهای کشور، زمینه ی بسیار مناسبی برای انتقال فرهنگ ایثار و شهادت والگوگیری از این اسوه های عینیِ گذشت و جوانمردی وعظمت برای همه بویژه جوانان فراهم آمده است. 💠ان شاء الله شهرستان اردکان سربلند وعزتمند، این رویداد بزرگ ملی را به برکت شهدا و خانواده های عزیزشان با سرافرازی به انجام خواهدرساند. 📝طالب پور @neday_ardakan🔷
پاییز... از خستگی شب ها یش می نویسد زمستان... از جشن  فصل هایش آذر... برگ برگ غم هایش را پای شبهای بلند فصل به اتش می کشد تا... زمستان نفس بکشد برای رسیدن زود هنگام  بهاری که سالها  قرار است پرچم رنگین کمانش وسعت اسمان را پر کند ❤️ @neday_ardakan🔷
بنـام عشـق... صبح بخیرت را برلبش بوسه بزن... باز کن پنجـره را ... نغمه ۍ دل انگـیز چکاوک را ... برعطـر تنـش پیـوند بزن... محو کن غم دنیا را از نگاهش... با لبخندت ، خوشبختی را بر دلش سنجاق بزن .... @neday_ardakan🔷
تبسّم و نگه گرم و عرض محبوبی مکن دریغ، که اسباب مهربانی‌هاست...   @neday_ardakan🔷
_یک ساعته دیرت شده فرض کنید که شما به مادرتان بگویید که می‌خواهید هشت صبح بیدار شوید. مادر، چون می‌داند اگر از ساعت هشت بیدارتان کند، در نهایت ۹ هم بیدار نمی‌شوید، فرایند تهدید، ارعاب و هشدار را از ساعت هفت صبح شروع می‌کند: «بلندشو؟! ساعت ۹ شده! دیرت شد! بدبخت میشی ها!» و، چون شما می‌دانید وقتی مادر می‌گوید ساعت ۹ شده پس قطعاً هشت هم نشده، پس می‌گویید: «اصلاً من این درسم رو حذف می‌کنم.» _من که سیرم، شما بخورین! فقط مامان‌ها می‌توانند وقتی غذا کم است ناگهان سیر شوند. مادر است دیگر با حرص خوردن، غصه خوردن و هوا خوردن هم سیر می‌شود تا دیگران واقعاً سیر شوند. _بخور جون بگیری، رنگت پریده! از نظر ۹۹ درصد مادر‌ها ۹۹ درصد بچه‌ها در ۹۹ درصد مواقع رنگ شان پریده است و باید یک چیزی بخورند تا جون بگیرند. _چرا تلفنت رو جواب نمیدی؟ از لحظه‌ای که یک مادر با فرزندش تماس می‌گیرد و فرزند جواب نمی‌دهد، این پیش بینی‌ها در ذهن مادر شکل می‌گیرد. بوق اول:معلوم نیس باز کجا رفته ثانیه ۶: شوهرش خفه‌اش کرده ثانیه ۷: نکنه رفته زیر تریلی . ای خدا ای پیغمبر به فریادمون برس ثانیه ۹: بچه تلفن را برمی‌دارد. ثانیه ۱۰: ذلیل بشی، دلم هزار راه رفت چرا تلفنت رو برنمی‌داری؟ تقصیره باباته یه بار محکم نزد تو گوش ت! و .... _حالا ناهار چی بپزم؟ مامان‌ها سر سفره صبحانه معمولاً می‌پرسند: «حالا ناهار رو چی کارش کنم؟» موقع ناهار هم همین سوال را درباره شام می‌پرسند، اما هیچ فرقی نمی‌کند بقیه اعضای خانواده چه جوابی بدهند، چون مادران گرامی در نهایت متناسب با چیزی که در خانه است، یک حرکت خلاقانه می‌زنند. انصافاً هم با این گرانی‌ها کار مادر‌ها سخت شده، الان فقط می‌شود «نان شکم پر» درست کرد که داخلش با پنیر یا در حالت لاکچری تخم مرغ پر شده است. _آقا محمدجواد بیا این جا! مادر‌ها وقتی خوشحال بودند، فحش می‌دادند و وقتی ناراحت بودند با احترام صحبت می‌کردند. فرض کنید بچه یک نقاشی خوشگل می‌کشید مادر می‌گفت: «وااای، پدرسوخته، تو این غلطا رو از کجا یاد گرفتی؟!»، اما وقتی بچه خرابکاری می‌کرد، لحن مادر جدی و رسمی می‌شد: «آقا محمدجواد، تشریف بیارین این جا کارتون دارم!» وقتی بچه‌ای با این لحن خطاب می‌شد تا پیش مادرش می‌رسید تمام خلاف‌هایش را یک دور مرور می‌کرد. _حالا بذار بابات بیاد مادر‌ها استاد خلق موقعیت‌های هیچکاکی با گفتن چنین دیالوگ‌هایی هستند: حالا بذار بریم خونه! یا حالا بذار مهمونا برن! و از همه مهم‌تر: حالا بذار بابات بیاد! _درمان قطع عضو با دمنوش مادربزرگ‌ها حتی برای دست و پای قطع شده هم دمنوش تجویز می‌کنند. در مواردی هم چای نبات، اما مادر‌های جوان‌تر معمولاً هر بیماری را با سوپ درمان می‌کنند. یعنی، چون شما مریض شدید مادرتان به پدرتان می‌گوید: «حال این بچه خوب نیست. سر راهت براش از رستوران سوپ بگیر. حالا که تا اون جا میری برای منم جوجه با استخون بگیر. بگو آب دار برداره. زود باش که بچه تلف شد.» _دست نزن، مال مهمونه! یکی دیگر از ویژگی‌های مشترک مادرها، به‌خصوص مادران عزیز میان سال این است که چیز‌های خوب را برای روز مبادایی که ممکن است مهمان ناخوانده‌ای برسد در منزل مخفی می‌کنند. _پس انداز داشتن در هر شرایطی مادر‌ها به یک منبع شگفت انگیز پس انداز وصل هستند که می‌توانند همزمان گرفتاری پدر را رفع کنند، برای یک تازه عروس با کمک بقیه جهیزیه درست کنند و به بچه‌ها هم پول بدهند. جالب این جاست که به پدر می‌گویند: «بیا این پول رو بگیر، اما بچه‌ها نفهمن، چون توقع دارن به اون‌ها هم پول بدم.» ریزه کاری‌های مادرانه مادر‌ها همه بچه‌ها را به یک اندازه دوست دارند و بین بچه‌ها فرق نمی‌گذارند به جز برخی موارد استثنا که بچه «ته‌تُغاری» باشد، شبیه عمه‌اش نباشد مامانی باشد.شر نباشد و ۷۳ آیتم دیگر که در مجموع می‌شود ۹۸ درصد مواقع. مادر‌ها به بچه‌ها سخت نمی‌گیرند به جز وقتی مهمان قرار است بیاید از همه مهم‌تر مامان‌ها نظر بچه‌ها را موقع خرید لباس و کفش می‌پرسند فقط به رنگ، مدل و نوعش اعتنایی نمی‌کنند، همین‌طور اندازه اش، چون لباس باید بزرگ باشد که زود برای بچه تنگ نشود. مادر‌های عزیز با شما شوخی کردیم قله ی قلب ما همیشه و همه جا فقط و فقط در تسخیر شماست خراسان - سیدمصطفی صابری مادر‌ان و جملات معروف آن‌ها _یک ساعته دیرت شده فرض کنید که شما به مادرتان بگویید که می‌خواهید هشت صبح بیدار شوید. مادر، چون می‌داند اگر از ساعت هشت بیدارتان کند، در نهایت ۹ هم بیدار نمی‌شوید، فرایند تهدید، ارعاب و هشدار را از ساعت هفت صبح شروع می‌کند: «بلندشو؟! ساعت ۹ شده! دیرت شد! بدبخت میشی ها!» و، چون شما می‌دانید وقتی مادر می‌گوید ساعت ۹ شده پس قطعاً هشت هم نشده، پس می‌گویید: «اصلاً من این درسم رو حذف می‌کنم.» _من که سیرم، شما بخورین! فقط مامان‌ها می‌توانن
د وقتی غذا کم است ناگهان سیر شوند. مادر است دیگر با حرص خوردن، غصه خوردن و هوا خوردن هم سیر می‌شود تا دیگران واقعاً سیر شوند. _بخور جون بگیری، رنگت پریده! از نظر ۹۹ درصد مادر‌ها ۹۹ درصد بچه‌ها در ۹۹ درصد مواقع رنگ شان پریده است و باید یک چیزی بخورند تا جون بگیرند. _چرا تلفنت رو جواب نمیدی؟ از لحظه‌ای که یک مادر با فرزندش تماس می‌گیرد و فرزند جواب نمی‌دهد، این پیش بینی‌ها در ذهن مادر شکل می‌گیرد. بوق اول:معلوم نیس باز کجا رفته ثانیه ۶: شوهرش خفه‌اش کرده ثانیه ۷: نکنه رفته زیر تریلی . ای خدا ای پیغمبر به فریادمون برس ثانیه ۹: بچه تلفن را برمی‌دارد. ثانیه ۱۰: ذلیل بشی، دلم هزار راه رفت چرا تلفنت رو برنمی‌داری؟ تقصیره باباته یه بار محکم نزد تو گوش ت! و .... _حالا ناهار چی بپزم؟ مامان‌ها سر سفره صبحانه معمولاً می‌پرسند: «حالا ناهار رو چی کارش کنم؟» موقع ناهار هم همین سوال را درباره شام می‌پرسند، اما هیچ فرقی نمی‌کند بقیه اعضای خانواده چه جوابی بدهند، چون مادران گرامی در نهایت متناسب با چیزی که در خانه است، یک حرکت خلاقانه می‌زنند. انصافاً هم با این گرانی‌ها کار مادر‌ها سخت شده، الان فقط می‌شود «نان شکم پر» درست کرد که داخلش با پنیر یا در حالت لاکچری تخم مرغ پر شده است. _آقا محمدجواد بیا این جا! مادر‌ها وقتی خوشحال بودند، فحش می‌دادند و وقتی ناراحت بودند با احترام صحبت می‌کردند. فرض کنید بچه یک نقاشی خوشگل می‌کشید مادر می‌گفت: «وااای، پدرسوخته، تو این غلطا رو از کجا یاد گرفتی؟!»، اما وقتی بچه خرابکاری می‌کرد، لحن مادر جدی و رسمی می‌شد: «آقا محمدجواد، تشریف بیارین این جا کارتون دارم!» وقتی بچه‌ای با این لحن خطاب می‌شد تا پیش مادرش می‌رسید تمام خلاف‌هایش را یک دور مرور می‌کرد. _حالا بذار بابات بیاد مادر‌ها استاد خلق موقعیت‌های هیچکاکی با گفتن چنین دیالوگ‌هایی هستند: حالا بذار بریم خونه! یا حالا بذار مهمونا برن! و از همه مهم‌تر: حالا بذار بابات بیاد! _درمان قطع عضو با دمنوش مادربزرگ‌ها حتی برای دست و پای قطع شده هم دمنوش تجویز می‌کنند. در مواردی هم چای نبات، اما مادر‌های جوان‌تر معمولاً هر بیماری را با سوپ درمان می‌کنند. یعنی، چون شما مریض شدید مادرتان به پدرتان می‌گوید: «حال این بچه خوب نیست. سر راهت براش از رستوران سوپ بگیر. حالا که تا اون جا میری برای منم جوجه با استخون بگیر. بگو آب دار برداره. زود باش که بچه تلف شد.» _دست نزن، مال مهمونه! یکی دیگر از ویژگی‌های مشترک مادرها، به‌خصوص مادران عزیز میان سال این است که چیز‌های خوب را برای روز مبادایی که ممکن است مهمان ناخوانده‌ای برسد در منزل مخفی می‌کنند. _پس انداز داشتن در هر شرایطی مادر‌ها به یک منبع شگفت انگیز پس انداز وصل هستند که می‌توانند همزمان گرفتاری پدر را رفع کنند، برای یک تازه عروس با کمک بقیه جهیزیه درست کنند و به بچه‌ها هم پول بدهند. جالب این جاست که به پدر می‌گویند: «بیا این پول رو بگیر، اما بچه‌ها نفهمن، چون توقع دارن به اون‌ها هم پول بدم.» ریزه کاری‌های مادرانه مادر‌ها همه بچه‌ها را به یک اندازه دوست دارند و بین بچه‌ها فرق نمی‌گذارند به جز برخی موارد استثنا که بچه «ته‌تُغاری» باشد، شبیه عمه‌اش نباشد مامانی باشد.شر نباشد و ۷۳ آیتم دیگر که در مجموع می‌شود ۹۸ درصد مواقع. مادر‌ها به بچه‌ها سخت نمی‌گیرند به جز وقتی مهمان قرار است بیاید از همه مهم‌تر مامان‌ها نظر بچه‌ها را موقع خرید لباس و کفش می‌پرسند فقط به رنگ، مدل و نوعش اعتنایی نمی‌کنند، همین‌طور اندازه اش، چون لباس باید بزرگ باشد که زود برای بچه تنگ نشود. مادر‌های عزیز با شما شوخی کردیم قله ی قلب ما همیشه و همه جا فقط و فقط در تسخیر شماست خراسان - سیدمصطفی صابری @neday_ardakan🔷