eitaa logo
ندای اردکان
2.9هزار دنبال‌کننده
39.9هزار عکس
16.8هزار ویدیو
159 فایل
کانال عمومی ارتباط با مدیر کانال: @Habibakbari1359
مشاهده در ایتا
دانلود
در اردکان با عنوان واکسن کره ای! در حال تزریق است و تا کنون تعداد قابل توجهی از کسانی که واکسن زده اند، داشته اند! مگر ورود این واکسن ها ممنوع نبود؟! پیران ما برای ما ارزشمند اند! ارزشمند تر از دانمارک ،استرالیا و حتی آلمان که ورود این واکسن به آن ممنوع است! 🔺«مصیر» ، اولین کانال تحلیلی اردکانی! ....👇 ⚡️ @Masirh 🦋 @neday_ardakan🔷
✅ قلعه خرانق جان تازه ای خواهد گرفت 💠 امروز یک شنبه نهم خرداد ماه میراث فرهنگی اردکان به ریاست مهندس ادیبان به همراه کارکنان این اداره به بخش خرانق سفر کردند، ماه حصل این سفر این بود که میراث فرهنگی به منظور حفظ و نجات قلعه خرانق با بخشداری خرانق و دهیاری تفاهم نامه همکاری امضا کردند. 💠 جزییات تفاهم نامه همکاری به شرح زیر می باشد: ▪️ مرمت اضطراری طاق های فرسوده و اجرای مجدد آن با خشت و ملات گل ▪️ اصلاح شیب بندی بام، خاک ریزی و ناودان ها ▪️ استحکام بخشی و زیر بندی دیوار ها ▪️ دوخت و دوز عمیق و نیمه با چوب شورونه 💠 گفتنی است: مدیر میراث فرهنگی پس از انعقاد تفاهم نامه همکاری از قلعه خرانق، کاروانسرای سنگی انجیره بازدید نمودند. ✍ روابط عمومی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان اردکان @neday_ardakan🔷
🔻صبح امروز انجام شد رایزنی و ملاقات بخشدارخرانق با رئیس اداره میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری شهرستان اردکان درخصوص پروژه های گردشگری بخش خرانق ▫️پیگیری موضوع مرمت قلعه تاریخی خرانق،، طرح مرمت خانه ی امراللهی، ثبت جهانی رباط خرانق و انجیره وسازوکار جذب سرمایه گزار جهت بازسازی و استفاده از قلعه ها و کاروانسراهای موجود درروستاهای بخش ازمهمترین موارد مورد رایزنی دراین نشست بود. عباس حیدرپور بخشدار خرانق در این نشست بر ضرورت مرمت اضطراری قلعه تاریخی خرانق به منظور جلوگیری از تخریب بیشتر این اثر ملی تاکید و در زمینه همکاری برای نجات این میراث ارزشمند قول مساعد همکاری داد. ▪️روابط عمومی بخشداری خرانق شهرستان اردکان @neday_ardakan🔷
⭕️ آقای تابش اگر در اردکان زندگی میکردید ، احتمالا این حرف را ۲۰ سال قبل می زدید. بقول دوستان جای جلاد و شهید را عوض کرده اید. دست مریزاد @neday_ardakan🔷
💠چهل و چهارمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه کشور ویژه و بالای ۱۸ 🔻در رشته های👇 ✅ قرائت تحقیق ✅ قرائت ترتیل ✅ حفظ ۵ جزء ✅ حفظ ۱۰ جزء ✅ حفظ ۲۰ جزء ✅ حفظ ۳۰ جزء ✅ اذان ✅ دعاخوانی ✅ همسرایی و همخوانی قرآن ✅ تفسیر قرآن(سوره نور تفسیر نمونه) 💠 همزمان هر نفر می تواند در رشته تفسیر و یکی از رشته‌های دیگر ثبت‌نام کند. 💠 رشته تفسیر به صورت و در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۱۳ برگزار می شود. 🔴 از بین شرکت کننده‌ها به سه نفر به قید قرعه، کمک هزینه مشهد مقدس اهدا می‌گردد. 🔸علاقه‌مندان جهت ثبت‌نام به سایت www.quraniran.ir مراجعه نمایند یا با شماره ۳۲۲۲۲۲۷۵ واحد فرهنگی و قرآنی اوقاف اردکان تماس بگیرید. 🔻آخرین مهلت ثبت‌نام: ۱۳ خردادماه 💠اداره اوقاف وامور خیریه شهرستان اردکان @neday_ardakan🔷
📌 دیدار رئیس جدید اداره حفاظت محیط زیست شهرستان با امام جمعه اردکان ✅ حجت الاسلام والمسلمین سید اسماعیل شاکر در دیدار با رئیس جدید اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ضمن تبریک و آرزوی موفقیت برای وی از تلاش های آقای عزیزی رئیس سابق اداره محیط زیست شهرستان به عنوان مدیری دغدغه مند و پر تلاش تشکر و قدردانی کرد. ✅ امام جمعه اردکان در این دیدار با اشاره به ویژگی های خاص شهرستان بر پیگیری و به سرانجام رساندن موضوع منشأیابی آلودگی با کار تخصصی و کارشناسی تأکید کرد تا همه صنایع با یک چوب رانده نشوند و بتوان از مطالبه و نگرانی به حق مردم در موضوع آلودگی و تبعات اجتماعی و فرهنگی صنایع بصورت قانونی حمایت کرد. ✅ روح الله زارع رئیس جدید اداره حفاظت محیط زیست شهرستان اردکان نیز با بیان سوابق کاری خود گزارشی از وضعیت شهرستان و بیم و امیدها در خصوص محیط زیست ارائه داد. 📆 نهم خرداد ماه ۱۴۰۰ 🔶 کانال قلب فرهنگی اردکان @neday_ardakan🔷
16.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 کلیپی زیبا از گروه سابقون اردکان با این شرایط سخت اقتصادی باز هم در انتخابات شرکت می‌کنید؟! 🎥ببنید پاسخ های جالب مردم عزیز اردکان رو ... 🍃🌻🍃 🗳🇮🇷 🇮🇷 💥💥 🔹روابط عمومی سپاه اردکان🔹 @neday_ardakan🔷
⭕️ در کمتر از ۴۸ ساعت دستگیر شدند ✅سردار بهدانی فرد فرمانده انتظامی استان یزد گفت: باتلاش کارآگاهان زبده پلیس آگاهی استان یزد و شهرستان تفت و انجام تحقیقات گسترده اطلاعاتی و با استفاده از شگردهای پلیسی؛ قاتل پیرمرد و پیرزن تفتی و همدست وی در کمتر از ۴۸ ساعت شناسایی و در دو عملیات غافلگیرانه دستگیر شدند. قاتل۲۳ ساله اهل یکی از استان های جنوب شرقی و همدست وی ۶۰ ساله و یزدی هست به قتل اعتراف کردند. تحقیقات اولیه نشان از انگیزه مالی در وقوع قتل دارد. @neday_ardakan🔷
⭕️ فقط دوسال دیدم دوستان دارن زحمت میکشن و گذر زمان ده ساله اردکان را به تصویر میکشن‌ حیفم اومد منم با ترکیب این دو تصویر که به فاصله زمانی فقط دوسال گرفته شده تقدیر و تشکری نداشته باشم از شورای متخصص و شهرداری محترم که به جای سیتی سنتر ، حتی خاک و ضایعات تخریبی سینما راهم کاملا جمع نکردند. خداقوت @neday_ardakan🔷
قاعده بیستم شمس: ✨اندیشیدن به پایانِ راه، کاری بیهوده است. وظیفه تو فقط اندیشیدن به نخستین گامی است که برمی‌داری، ادامه‌اش خودبه‌خود می‌آید... ⚡️الیف شافاک @neday_ardakan🔷
امروز ساعت ۶ و ۱۰ دقیقه‌ی صبح که گرسنگی از خواب بیدارم کرد و مجبور شدم توی تاریک و روشن هوا یک لقمه‌ی کوچک نان و پنیر برای خودم دست و پا کنم، یک لحظه نگاهم قفل شد روی روشنی بالکن کوچک خانه و نورهای کوچک‌تری که از زیر پرده، چشمان نیمه بازم را روشن می‌کردند. بعد یادم افتاد به روشن‌ترین خاطرات دوران کودکی‌ام. صبح‌هایی که اولین رگه‌های نرم خورشید می‌افتاد روی پشه بند پشت‌بام خانه‌ی پدربزرگ و یکی یکی از خواب بیدارمان می‌کرد. بعد هر کدام با یک بالش و پتو به زیر بغل، قطار میشدیم و پله‌ها را پایین می‌آمدیم و بعد زیر باد خنک کولر آن موقع‌ها یک گوشه‌ای ولو می‌شدیم وباز به خواب می‌رفتیم . یادم افتاد به صبح‌های خانه‌ی پدربزرگ که از درخت انگور توی حیاط آویزان می‌شدیم و برگ‌های سبز و تازه را می‌چیدیم برای دلمه‌های برگ مویی که مادربزرگ می‌پیچیدشان. انگار که ماراتن هر کی برگ بیشتر، دلمه‌ی بیشتر داشتیم! یادم افتاد به سر ظهرهای گرم تابستان که قاچ‌های سرخ شیرین‌ترین هندوانه‌های عمرمان را گاز می‌زدیم و زیر چشمی پدربزرگ را می‌پاییدیم که عبای قهوه‌ای پشمی‌اش را توی آن گرما روی دوش می‌انداخت و بلند اذان و اقامه می‌گفت و تلویزیون صلوات شعبانیه پخش می‌کرد. عصرهایی که روی پله‌ی کوتاه دم در خانه‌ی پدربزرگ می‌نشستیم و فوتبال بازی کردن پسرها را تماشا می‌کردیم و با پول‌های خرد ته جیب‌هایمان برای همدیگر آدامس بادکنکی می‌خریدیم و برچسب‌هاش را روی بازوهایمان حک می‌کردیم. شب‌هایی که به هزار بهانه خودمان را زودتر از همیشه به خواب می‌زدیم تا برای هزارمین شب باز هم خانه‌ی پدربزرگ بمانیم و کیف کنیم و زندگی کنیم و کودکی کنیم بی‌ که دغدغه‌ی هزار سال بعدش را داشته باشیم! امروز ساعت ۶ و ۱۵ دقیقه‌ی صبح، به یاد تمام آن روزهای بسیار خوش کودکی، توی خواب و بیداری پرده‌ی بالکن را کنار زدم و در حالی‌که گازهای نامنظمی به لقمه‌ی نان و پنیر توی دستم می‌زدم، دیدم که درخت‌های تازه جوانه‌ زده‌ی سراسر کوچه با نسیم خنک اول صبح می‌رقصند و هوا چقدر روشن بود از روزهای بی‌دغدغه‌ی هزار سال پیشم. _نرگس راد @neday_ardakan🔷