eitaa logo
🟣پایگاه خبری ندای زرند🟣
3.5هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
4.8هزار ویدیو
57 فایل
پایگاه خبری تحلیلی_انتقادی ومطالبه گرشهرستان زرند /اولین رسانه زرندیها با مدیریت بانوان جهت ارتباط @nedayezarand00
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ وارثان پر سوم سیمرغ در شاهنامه فردوسی درودهای بی‌شمار بر مهربانان ومهربانوان فرزانه وهمراه ندای زرند، شباهنگامتان رام و آرام و مهرنواز؛ کوچه باغ خوابهایتان عطرآگین نوبرانه های سرریز مهتاب، سپاسگزار همراهی پر مهرتان هستیم. به مناسبت پیروزی تیم ملی وحال خوش همه این روایت را تقدیم نگاه شما همراهان عزیز ندای زرند می کنیم . در شاه‌نامه فردوسی روایت عجیبی وجود دارد. وقتی زال می‌خواست از سیمرغ خداحافظی کند ، سیمرغ سه پَر از پَرهای خود را به زال می‌دهد و می‌گوید : هر وقت در تنگنا قرار گرفتی پرها را به آتش بکش تا‌ من به یاری‌ات بشتابم. سال‌ها می‌گذرد...رودابه، همسرِ زال، رستم را آبستن می‌شود و ناتوان از وضع‌حمل در بستر مرگ می افتد. زال هراسان اولین پر سیمرغ را به آتش می کشد. سیمرغ به یاری همسر و فرزندش می‌آید وچون پزشکی حاذق از مرگ می‌رهاندشان. زال در اواخر عمر و قبل از مرگش دو پر دیگر را به رستم‌ می دهد تا در تنگنا آن‌ها را به آتش بکشد... سال‌ها می گذرد و رستم در جنگ با شاهزاده ای پهلوان به نام اسفندیار دچار زخم‌های فراوان می‌شود و مستاصل از شکست او... رستم پر دوم را به آتش می کشد. سیمرغ آشکار می گردد. رستم را درمان می کند و راز شکست اسفندیار را بر‌ملا می‌نماید. رستم پیروز می شود... اما راز سر به مُهری که فردوسی قرن‌هاست آن را پنهان کرده، این‌جاست. فردوسی تکلیف پر سوم را مشخص نکرده .!! در هیچ جای شاه‌نامه نشان و خبری از پر سوم نیست. سرنوشت پر سوم در پرده‌ معماست. حتی هنگامی که رستم در هفت‌خوان، در نبرد دیو سیاه و سپید گرفتار می گردد، و یا در رزم اول از سهراب شکست می خورد، پر سوم را به آتش نمی‌کشد. یا هنگامی که در چاه شغاد نابرادر به تیرهای زهر‌گون گرفتار می‌آید، کشته می‌شود، ولی پر سوم را به آتش نمی‌کشد. ! چه چیز با ارزش تر از جانش که مرگ را می‌پذیرد، ولی پر سوم را نگاه می دارد؟ چرا؟ رستم پر سوم را به چه کسی سپرده‌است؟ پر سوم باید به دست چه کسی برسد؟ و در چه زمانی به آتش کشیده‌شود؟ ادبیات اساطیری ایران شعله‌گاهِ کنایه‌ها و نشانه‌های ژرف و رازآلود است. اشاراتی که خاستگاهش، همان تجسمِ آمال و آرزوهای ساکنان فلات ایران می‌باشد. فردوسی با هوشِ تاریخی و جامعه‌شناسی خود، پیش‌بینی روزهای تیرگون میهنش را نموده‌بود. فردوسی در تعبیری عاشقانه و رازآلود، صبح امیدِ رهایی‌بخش از تیره‌بختی ایرانیان در هر دوره‌ای از تاریخ را، درصدفی مکتوم قرار داده است. باور این که هنوز راهی بر سعادت‌مندی ایرانیان وجود دارد. مثل امروز که در تنگنا به اوج بال وپر گشودیم. تاریخ گواه این مدعاست. ایران خانه‌ی سیمرغ است و ما نوادگان رستم و زالیم... ما وارثان پر سوم سیمرغیم... ادامه دارد..... 📡 ندای زرند در 👇 https://t.me/p_nedayezarand 🔘 ندای زرند در 👇 🆔 https://eitaa.com/joinchat/971374624Cfc80be5cd9 🔘ندای زرند در 👇 https://rubika.ir/p_Nedayezarand401   🔉  ندای زرنددر 👇 splus.ir/p_nedayezarand ندای زرند در 👇 https://channels.bip.ai/join/nedayezarand ندای زرند در استوری واتساپ👇 09034392360
درود شب زنده داران نیکمنش و والااندیش همراه شباهنگامتان ابریشم خوش نقش و نگار ستارگان زرین باف فردایتان روشن از پرتو آفتاب جهانتاب نیکبختی، خوابتان نوشین و آرام... با بیان حکایتی جمعه را به پایان می رسانیم یکی از دوستان می گفت: درسال ۶۲ سفری به بوشهر داشتیم و در برگشت دو سه روزی هم در شيراز بوديم... قبل از هر چیز به زیارت بارگاه ملکوتی حافظ شتافتم. پس از زیارت و اهدای فاتحه، پیرمردی که روی پله‌ها نشسته و با دیوانی که در دست داشت برای مشتاقان خواجه در قبال ۵۰ ریال فال میگرفت، نظرم را بخود جلب کرد... صبر کردم سرش خلوت که شد اجازه خواستم در کنارش نشستم و از او خواستم اگر اشکالی ندارد از خودش و خاطراتش برایم تعریف کند... او که کسوت دراویش و قلندران را داشت با سوز خاصی گفت : من از نوه نتیجه های خود خواجه حافظ شیرازی هستم. فامیلی خانوادگی ما هم حافظ است. کار من گرفتن فال دوست داران حافظ است. تنها حسرت من اینکه بعد از فوت من از خانواده ما کسی نیست که کار من را ادامه بدهد. یک پسرم مهندس برق است و پسر دیگرم دبیر هنرستان های شيراز و اصلأ هیچکدام علاقه ای به اين کار ندارند. گفتم من از مریدان جد ّشما هستم. از راه دوری آمده‌ام. دلم میخواهد یکی از شیرین‌ترین و بیاد ماندنی‌ترین خاطراتت را برایم بازگو کنی... گفت واللّه خاطره که زیاد دارم ولی یک روز عصر شش تا دختر دانشجوی دانشگاه پهلوی شیراز پس از زیارت مقبره حافظ پیش من آمدند و گفتند: حاج آقا برای ما «هر شش نفر» یک فال بگیر... گفتم یکی یکی نیت کنید تا بگيرم. گفتند نه نیت کردیم شما یک فال بگیرید خوب است... من پیش خودم گفتم شاید پول کافی ندارند گفتم: آخر نمیشود، اگر پول هم ندهید من برای هر کدام شما یک فال را میگیرم. آنها قدری پچ پچ کردند و باز اصرار کردند که نه شما فقط یک فال به نیت همه ما بگیرید ممنون میشویم. من بناچار قبول کردم و شروع کردم بخواندن این غزل؛ *من دوستدار روی خوش و موی دلکشم* *مدهوش چشم مست و می صاف بی غشم* وقتی *بیت هفتم* را خواندم صدای خنده آنها فضای حافظيه را پرکرد... وقتی علت خنده را از آنها سؤال کردم یکی از دخترها گفتند: حاج آقا راستش را بخواهی ما با هم قرار گذاشتیم که بدانیم اگر حافظ الآن زنده بود *با کدام یک از ما ازدواج میکرد...؟!!!* وقتی این بیت غزل را خواندی خوشحال شدیم که *حافظ نه تنها خوش مشرب، بلکه ماشاالله خوش اشتها هم بوده اند* که خواهان هر شش نفر ما بود... آنها بجای ۵۰ ریال بمن ۵۰۰ ریال دادند و با شوخی و خنده از دور شدند....!!! *و بیت هفتم چنین بود:* *شهری است پر کرشمه و حوران ز شش جهت* *دستم تهیست ورنه خریدار هر ششم* 😄😄😄 📡 ندای زرند در 👇 https://t.me/p_nedayezarand 🔘 ندای زرند در 👇 🆔 https://eitaa.com/joinchat/971374624Cfc80be5cd9 🔘ندای زرند در 👇 https://rubika.ir/p_Nedayezarand401   🔉  ندای زرنددر 👇 splus.ir/p_nedayezarand ندای زرند در 👇 https://channels.bip.ai/join/nedayezarand ندای زرند در استوری واتساپ👇 09034392360
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴انتشار ویدیوی هیجان‌انگیز کپسول اوریون از طلوع از پشت ماه 📡 ندای زرند در 👇 https://t.me/p_nedayezarand 🔘 ندای زرند در 👇 🆔 https://eitaa.com/joinchat/971374624Cfc80be5cd9 🔘ندای زرند در 👇 https://rubika.ir/p_Nedayezarand401   🔉  ندای زرنددر 👇 splus.ir/p_nedayezarand ندای زرند در 👇 https://channels.bip.ai/join/nedayezarand ندای زرند در استوری واتساپ👇 09034392360