eitaa logo
نگاهی نو
2هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
36 فایل
✍️ کنکاشی نو در ایران باستان 👈 اینجا از ایران و اسلام می‌گوییم آن گونه که بود... آن گونه که هست... 🇮🇷 صادقانه و بدون تعصب 🌺🌺 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282 ارتباط با ما: @coment_negahynov
مشاهده در ایتا
دانلود
اتحاد ستودنی مسلمانان و زرتشتیان🤝 #زرتشت #اسلام #اتحاد ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
دعای موبد خورشیدیان 👆 #امام_حسین (ع) #اسلام #موبد_خورشیدیان ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
گریه و زیبایی پوست😳 #عزاداری #اسلام ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
🕊 همای رحمت🕊 (قسمت چهل و هشتم) 📎لینک قسمت چهل و هفتم: 🌸 https://eitaa.com/Negahynov/9572 حاج آقا: مثل آنان که مالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند به مانند دانه‌ای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند از این مقدار نیز برای هر که خواهد بیفزاید، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و (به همه چیز) داناست.😊 این هم ترجمه از کانال فارسی زبانان...😉 چند لحظه سکوت کرد و پدرش گفت: ببخشید این پسر نمی‌دونم به کی رفته اینجوری نبود! اتفاقا این نذر برای سلامتی خودش بود. -می‌تونم بپرسم برای چی بوده⁉️ 🌸 @Negahynov حاج کریم: بچه که بود حدودا شش ماهه بود که شدیدا تب کرد، توی تب می‌سوخت و هر کاری می‌کردیم تب این بچه قطع نمی‌شد.😢 دکترها قطع امید کردن و نمی‌دانستند دلیل این تب چیه؟ ایام محرم بود رفتم و گذاشتمش توی گهواره علی اصغر که یکی از هیئت‌ها درست کرده بودن و گفتم خدایا به علی اصغر کربلا امیر منو شفا بده و همونجا نذرش کردم شفا پیدا کنه هر سال برنج نذری بدم و وقتی از گهواره بیرون آوردمش بنظرم اومد تبش پایین اومده ولی فکر کردم خیالاتی شدم، مادرش زجه میزد و نمی‌دونستیم چکار کنیم. بعد از چندین سال خدا این بچه رو به ما داده بود و حالا اینجور مریض شده بود.😢 🌸 @Negahynov بردیمش خونه و روی مبل گذاشتیمش نمی‌دانم چی شد من و مادرش خوابمان برد یک لحظه با صدای خنده‌های امیر بیدار شدیم. باورمان نمی‌شد بچه خوبِ خوب شده بود و داشت با انگشت‌های پای خودش بازی میکرد و می‌خندید! هر سال می‌بردمش هیئت و لباس سقا تنش می‌کردم و از سالی که نذری برای امیر می‌دادیم خدا توی کارم هم گشایش ایجاد کرد و حالا شدم حاج کریم و اون سوله بزرگ برنج رو دارم. اما مدتیه این بچه اخلاق و رفتار و کردارش عوض شده نمی دونم چرا انقدر دین زده شده و همش میگه شما عرب پرست هستید!😔 امیر: بابا همه‌اش خیالات شماست. من اصلا میخوام به دین اجدادمان باشم ایرانی اصیل و زرتشتی😌 ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
🌸 سلام به همراهان خوب کانال نگاهی نو ❓نظرتون درباره این تصویر چیه؟ 💥 جالبه؟ تلخه؟ شیرینه؟ طنزه؟ عادیه؟... 🤔 یاد کسی یا چیزی می‌افتید؟ ✍️ کلا برداشت آزاد خودتون رو در مورد این تصویر برای ما بفرستید: 🆔 @Contact_Negahynov ✅ اگر مایل بودید، نظراتتون بعد از بررسی، با نام خودتون در کانال منتشر میشه. 📲 لطفا این پست رو برای دوستانتون بفرستید و نظر اونها رو هم بپرسید. #نظرسنجی 🌸 @Negahynov
🕊همای رحمت 🕊 (قسمت چهل و نهم) 📎لینک قسمت چهل و هشتم: 🌸 https://eitaa.com/Negahynov/9582 چشمانم گرد شد و متجب به پدرش و حاج آقا نگاه کردم بر خلاف پدرش که عصبانی شده بود، حاج آقا خونسرد بود.😌 حاج آقا: کریم آقا اجازه می‌دید امشب آقا امیر، این پهلوون همراه ما بیاد؟ نذری خودشو خودش تقسیم کنه❓ امیر: منکه نمیام، من میگم قبول ندارم شما میگی بیا نذری بده⁉️😏 حاج آقا: برات سوپرایز دارم شما بیا 😉 منم پریدم وسط حرفشان و گفتم: آقا امیر بیا منم میام با هم میریم، هم فال هست، هم تماشا بالاخره قبول کرد. بعد از اینکه وسایل را جمع کردیم، آماده رفتن شدیم. اخم‌های امیر تو هم بود و حسابی کلافه بود.😤 🌸 @Negahynov حاج آقا: آقا امیر باز کن اون گره‌ها رو امیر متعجب گفت: گره چی❓ منو حاجی زدیم زیر خنده حاجی گفت: اون ابروها رو میگم بازشون کن.😅 اون هم از اینکه دوزاریش نیفتاده بود خنده‌اش گرفته بود اما سعی می‌کرد دلخوری خودش را حفظ کند که بگوید من بزور میام. بلاخره به همان منطقه قبل رسیدیم. شب قبل تعدادی خانه بود که نذری به آنها نرسیده بود، حاجی با امیر، رفتند و در یکی از خانه‌ها را زدند در که باز شد یک پیرمرد عصا بدست در آستانه در پیدا شد، به محض دیدن حاجی خوشحال شد حاجی به امیر اشاره کرد و گفت نذری را به پیرمرد بدهد. امیر هم دستش را به طرف پیرمرد دراز کرد و کیسه را به او داد.🙂 🌸 @Negahynov مثل تمام کسایی که شب قبل نذری را می‌گرفتن و می‌بوسیدن نذری را گرفت و بوسید و روی چشمش گذاشت. 😢 پیرمرد: امام حسین (ع) عزیز ماست ما زرتشتی‌ها چشممان به این نذری است. همان طور که موبد خورشیدیان گفته امام حسین (ع) شخصی است که از حق مظلوم دفاع کرده و او نه تنها برای مسلمانان جهان بلکه برای همه بشریت است. (موبد خورشیدیان خبرگذاری فارس 9/8/92) و اشک از چشمانش جاری شد. امیر متعجب به پیرمرد نگاه می‌کرد در همان حال رو کرد به پیرمرد و گفت: شما زرتشتی هستی⁉️😳 (ع) ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
دقت کردید امسال هیچ برانداز و اسلام ستیزی دلش نسوخت برای....👆 #اسلام #زرتشتیان #ایران ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
سوگ سیاوش در ایران 🏴 #اسلام #زرتشتیان #سوگ_سیاوش ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
روزهای آخر صفر است و ایام محرم و صفر امسال هم تمام شد😢 #اسلام #ایران #امام_حسین (ع) ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
شهید عبدالمجید مغفوری و بنزین بیت المال 🏍 ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282
از زمانی که زرتشتیان متوجه شدند... 💡 (ع) ┅┅❅❈❅┅┅ لطفاً کانال ما را به دوستانتان معرفی کنید. 👇👇 🌸 http://eitaa.com/joinchat/3866034177Cf8ac716282