چیزهایی که ممکنه ببینی و برات نشونه هستن ~
لئو ، آکواریس ، اسکورپیو ، تورس
رنگ نارنجی، گربه ماده ، کالیکو (یه نوع گربه)، تنیس و ورزشهای توپی دیگه، دیدن عدد ۳۳۳ زیاد، رنگهای قرمز/سفید، اسمهایی که با "س" شروع میشن، مراقبت از موهای فر، استایل و لباسهای شیک، اسمهایی که با "م" شروع میشن (برای هر دو جنسیت و/یا اسم مکانها)، تتو.
بین خودمون بمونه بچه ها ولی جمنای خودشم نمیدونه هنوز به چه چیزی علاقه یا کشش داره ، اونوقت شما ازش درمورد تصمیمات زندگیش میپرسید ؟
ما یه سری ساین داریم ( تورس ، ویرگو و کپریکورن ) با شوخیهای تاریک و کنایهدار.
و هیچکس نمیفهمه شوخی میکنن یا جدی گفتن ✨
اسکورپیو اگه واقعا یه چیزیو بخواد اینجوریه که باید همهچیز همین الان انجام بشه، بدون توجه به اینکه ساعت ۳ صبحه یا نه.
آکواریس توی نگه داشتن رازها واقعا خوبه بچهها. حتی میتونه یه باند مافیایی رو اداره کنه و شما هیچوقت متوجه نشید.
لئو واقعا ممکنه یه روزی ویدئو یا بلاگ بگیره از نفرین کردن دشمن و بدخواهاش =)
وقتی لئو، لیبرا، آریس و اسکورپیو سلفیای میفرستن، پارتنرشون باید از شدت ذوق زانو بزنه و بگه چقدر خوشبخته که اونارو رو داره. همین انتظار. کمتر از این اصلا وجود نداره.
.˚🌟 ິ 𝗺𝗶𝗻𝗶 𝗺𝗲𝘀𝘀𝗮𝗴𝗲𝘀 for mutable sign
جمنای. ویرگو. سجتریس. پایسیز.
اونا فاصله رو به موندن ترجیح دادن تا اینکه تصمیمشون رو ثابت کنن، در حالی که تو چون راه دیگهای نداشتی، پذیرفتی. هر دوتون به بهترین شکل تصمیم گرفتید، ولی خب، به چه قیمتی؟ اینجوری همه چی حل شد؟ از قبل میدونستید تهش قراره چی بشه، فقط خواستید توی لحظه زندگی کنید چون چیزی که بینتون بود، فرصتی دوباره برای اثبات عشقتون بهتون داد. اما خب، همه چیز که آسون نیست، چون هیچکس کامل نیست و نمیشه همه چیز رو داشت. هر دوتون میدونستید که این قضیه بهتر از واقعیته و با این حال بازم گذاشتید ادامه پیدا کنه، چون هیچ دردی بدتر از سکوت آشنای این رابطه نیست. یکی داره تلاش میکنه احساسات منفی رو کنار بذاره و تو هم سعی میکنی به گذشته برنگردی. یه چیز خاص و ارزشمند بینتون ساختید. من کلی سوال میبینم که در مورد دادن شانس دوباره یا اینکه هدف این رابطه فقط امتحان کردن عکسالعملهای همدیگهست. هر دوتون دارین به سمت هم کشیده میشید تا حقیقت رو ثابت کنید، نه دروغ رو. نمیتونید زمان رو مجبور کنید جوابتون رو بده، چون فرصتی برای دوباره امتحان کردن هست. فقط مشکل اینه که هردوتون از روبرو شدن با ناشناختهها میترسید ، یکی میترسه نتونه اون چیزی رو که باید باشه رو بده و اون یکی هم میترسه که تهش چی میشه ؟
این درد، بازتابی از کارهاییه که از اول باید انجام میشد. جواب اینه که هر دوتون باید روی یه تصمیم به توافق برسید تا این رابطه درست و حسابی شکوفا بشه. هیچ چیز غیرممکنی نیست اگه دو تا قلب برای یه شروع دوباره در زمان مناسب به سمت هم کشیده بشن.