🌹 تمسک به اهلبیت، چگونه؟!
💠 سالروز بزرگداشت مرحوم علامه مجلسی ره
✍️ کلامی از آن محقق بینظیر :
✅... فقال (صلیاللهعلیهوآله) بالنص المتواتر: (( اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي أهل بيتي ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض))... .
ثم انهم (صلواتاللهعليهم) تركوا بيننا أخبارهم، فليس لنا في هذا الزمان الا التمسك بأخبارهم، والتدبر في آثارهم، فترك أكثر الناس في زماننا آثار أهل بيت نبيهم، واستبدوا بآرائهم.
✔️ترجمه: فرمود آن حضرت (درود و سلام خدا بر او و خاندانش) در حدیث متواتر:
«همانا من در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار میگذارم: کتاب خدا و عترتم، اهلبیتم. تا زمانی که به این دو تمسک جویید، هرگز پس از من گمراه نخواهید شد؛... »... .
و البته آن بزرگواران (علیهمالسلام) نیز اخبار و روایات خویش را در میان ما بر جای نهادند.
و در این روزگار، برای تمسک به ایشان (علیهمالسلام) جز بهرهبردن از همان اخبار و روایات و تدبّر در آثار علمی ایشان راهی نیست.
اما بیشتر مردم در زمان ما، از آثار علمی خاندان پیامبرشان (علیهمالسلام) روی گردانده و به افکار خود بسنده کردهاند.
📚 رساله "الاعتقادات"
#لحظاتی_برای_درنگ
📌 تأملی در نشانههای نجات (۳)
📍 شرط دوم نجات
📜 «...وَ وَفَّقَهُ فِيهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِيلِ فَرَجِه...»
🖌 «...و خداوند او را در دوران غیبت، برای دعا جهت تعجیل فرجش موفق بدارد.»
🔰 پس از شرطِ اول، یعنی ثبات بر امامت، امام عسکری علیهالسلام بلافاصله دومین شرط نجات در آخر الزمان را متصل میکنند: دعا برای تعجیل فرج.
🔹 قرار گرفتنِ «دعا» دقیقاً در کنارِ «معرفت»، یک پیام تکاندهنده دارد:
معرفت، اگر واقعی باشد، قطعاً به بیقراری ختم میشود.
◾️ کسی که عمق فاجعهی غیبت و خطر هلاکت را فهمیده باشد، محال است آرام بگیرد!
❓ اما این کدام دعاست که انسان را از سقوط نجات میدهد؟
1️⃣ نه یک عادت، که یک التماس واقعی!
دعای نجاتبخش، لقلقهی زبان یا زمزمهای تکراری و از سرِ عادت نیست.
2️⃣ دعای پشتِ درِ اتاق عمل
تصور کنید عزیزترین شخص نزد شما، در اتاق عمل است و پزشکان از او قطع امید کردهاند؛ پشت درِ اتاق، وقتی دستتان از تمامِ آدمها و ابزارهای دنیا کوتاه شده، چگونه خدا را صدا میزنید؟ با چه التهاب و التماس و خواهشی؟
🤲 دعا برای فرج، باید دقیقاً از همین جنس باشد!
دعای انسانِ مُضطر و بیچارهای که تمام درها را بسته میبیند و با تمام وجودش لمس کرده که بدون امام، در این دنیا یتیم و بیپناه است.
3️⃣ توفیق الهی برای دعا کردن
امام میفرمایند: «وَ وَفَّقَهُ»؛ خدا او را موفق کند.
یعنی رسیدن به این حد از دغدغهمندی، یک توفیق و رزقِ ویژه است.
⏺️ انسانی که به تاریکیِ دنیا خو گرفته و جای خالیِ امام در زندگیاش هیچ دردی ایجاد نمیکند، اصلاً توفیقِ چنین دعای خالصانهای را پیدا نخواهد کرد.
🔻 معادلهی نهاییِ نجات:
✅ شناخت و معرفت به امام زمان علیهالسلام
🤲 دعا و تضرع برای فرج
‼️ تنها همین ترکیب است که در گردابِ هلاکتبار غیبت، دست ما را میگیرد. ‼️
#تذکر
🔴 #آیات_لعن_در_قرآن_پاسخی_روشن_به_مخالفان_لعن
👈🏼👈🏼 لعن در قرآن، به معنای #دور_شدن_از_رحمت_الهی است؛ و قرآن آن را درباره گروههایی با وصف روشن، مانند ظالمان، کافران، دروغگویان و آزاردهندگان خدا و رسول بیان کرده است.
بنابراین، لعنِ قرآنی یک موضعگیری اعتقادی در برابر باطل است، نه ناسزاگویی و تعدّی شخصی.
❀ آیات لعن در قرآن کریم
۱. (أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ الله وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ)؛ بقره۱۵۹
آنان کسانیاند که خدا لعنتشان میکند و لعنتکنندگان نیز آنان را لعنت میکنند.
۲. (إِنَّ الله لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا)؛ احزاب۶۴
همانا خدا کافران را لعنت کرده و برای آنان آتشی فروزان آماده ساخته است.
۳. (أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ الله فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَىٰ أَبْصَارَهُمْ)؛ محمّد، ۲۳
آنان کسانیاند که خدا لعنتشان کرده؛ پس گوشهایشان را کر و دیدگانشان را کور ساخته است.
۴. (رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا)؛ احزاب۶۸
پروردگارا، آنان را دو چندان عذاب ده و به لعنتی بزرگ لعنتشان کن.
۵. (وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ الله عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ)؛ نور۷
و بار پنجم آن است که لعنت خدا بر او باد، اگر از دروغگویان باشد.
۶. (وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً)؛ قصص۴۲
و در این دنیا لعنتی را به دنبال آنان فرستادیم.
۷. (وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ)؛ ص۷۸
و قطعاً لعنت من تا روز جزا بر تو خواهد بود.
۸. (يَوْمَ لَا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ)؛ غافر۵۲
روزی که عذرخواهی ستمکاران به آنان سودی نمیرساند؛ و لعنت و بدیِ سرانجام برای آنان است.
۹. (أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ الله وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ)؛ بقره۱۶۱
بر آنان لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم است.
۱۰. (فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكَاذِبِينَ)؛ آلعمران۶۱
پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
۱۱. (أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ الله وَمَنْ يَلْعَنِ الله فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا)؛ نساء۵۲
آنان کسانیاند که خدا لعنتشان کرده است؛ و هر که را خدا لعنت کند، هرگز برای او یاوری نخواهی یافت.
۱۲. (غَضِبَ الله عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا)؛ نساء۹۳
خدا بر او خشم گرفته و لعنتش کرده و عذابی بزرگ برای او آماده ساخته است.
۱۳. (أَلَا لَعْنَةُ الله عَلَى الظَّالِمِينَ)؛ هود۱۸
آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمکاران است.
۱۴. (وَأُتْبِعُوا فِي هَٰذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ)؛ هود۹۹
آنان در این دنیا و نیز در روز قیامت با لعنت همراه شدند؛ و چه بد عطایی است آنچه به آنان داده میشود.
۱۵. (أُولَٰئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ)؛ رعد۲۵
برای آنان لعنت است و برای آنان بدیِ سرانجام.
۱۶. (إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الله وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ الله فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا)؛ احزاب۵۷
همانا کسانی که خدا و رسول او را آزار میدهند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خوارکننده آماده ساخته است.
۱۷. (غَضِبَ الله عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا)؛ فتح۶
خدا بر آنان خشم گرفته و لعنتشان کرده و جهنم را برایشان آماده ساخته است؛ و چه بد سرانجامی است.
❀ شرح و تحلیل کوتاه:
🔻 لعن، سنت صریح قرآنی است: قرآن هم لعن خدا را بیان میکند و هم «لعنتکنندگان» را: (بقره، ۱۵۹).
🔻 لعن، متوجه عناوینِ باطل است: قرآن ظالمان، کافران، دروغگویان و آزاردهندگان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را موضوع لعن قرار داده است: (هود، ۱۸؛ آلعمران،۶۱؛ احزاب،۵۷).
🔻 لعن با غضب و عذاب الهی پیوند دارد: در مواردی، لعن پس از غضب الهی و پیش از عذاب آمده است؛ یعنی نشانه شدت جرم و دوری از رحمت خداست: (نساء، ۹۳؛ فتح، ۶).
🔻لعن، اظهار برائت از جبهه ظلم است: «أَلَا لَعْنَةُ الله عَلَى الظَّالِمِينَ» (هود، ۱۸).
نشان میدهد مؤمن نمیتواند نسبت به ظلم و ظالم بیتفاوت باشد.
محبت اهل بیت علیهم السلام با محبت دشمنانشان جمع نمی شود
طریف خفاف از امام باقر علیه السلام نقل می کند :
در آن زمان که علی علیه السلام به اصرار مردم، حاکم شده بود، روزی در مسجد نشسته بود و اصحابش دور او حلقه زده بودند...
در آن میان، مردی از منافقین که دورتر نشسته بود و آنها را تماشا میکرد جلو آمد و با صدایی رسا امام را مخاطب کرد و گفت:
((خدا گواه است که من تو را دوست دارم هم در ظاهر و هم در باطن، هم به زبانم و هم به قلبم))
سخنش که تمام شد جز سکوت چیزی شنیده نمیشد، گوئی که همه لال شده و منتظر جواب امام بودند...
و اما این چشمان امام بود که به آن مرد منافقِ پر ادعا دوخته شده بود...
و به ناگاه جوابش همه را تكان داد كه بدون هیچ رودربایستی فرمود :
((دروغ گفتی، به خدا قسم نه تو مرا دوست داری و نه من تو را))
مرد که دست و پایش را گم کرده بود، دستش را جلو آورد و گفت:
((دستت را بده تا با تو بیعت کنم))
امام که خواست نفاق او را برملا کند، فرمود:
((بر چه چیزی با من بیعت میکنی؟))
گفت:
((بر اینکه ادامه دهندهی راهِ آن دو نفر باشی)) البته او به اسمِ هر دو نفر تصریح کرد.
✔️ امام خشمگین شده و فرمود:
((دستت را جمع کن، خدا آن دو نفر را لعنت کند))
و امام ادامه داد:
((به خدا سوگند آیندهی تو را میبینم که در ضلالت کشته خواهی شد و چنان اسب ها صورتت را لگد میکنند که خانوادهات هم چهرهات را تشخیص نمیدهند.))
و چیزی نگذشت که جنگ خوارج برپا شد و او در لشکر دشمن آمد و به همان کیفیت کشته شد و به جهنم رفت.
📚بحار الأنوار ج۳۴، ص۲۵۷
الإختصاص ٣١٢