| ♥️
از تو ممنونیم، در زمانۍ کهـ
کسانی ما را، نوجوانهای این
زمان را، طور دیگري خطاب میکنند
گویی کهـ محبتی از سیدالشھداء
به حفرھهای دلمان راه ندارد
و راه نمۍیابد
تو در این مکتب ؛ علمداری میکنی
و به عموجان، ثابت میکنـے کہ
براي ما مرگ معنای دیگرۍ جُز
احلیمنالعسل ندارد و نخواهد داشت .
تو ضامن ما میشوۍ نزد صاحبمان،
عزیزمان، مھدي [ع] .
ما را در صفوف سینہزنی جلو مینشانی
و یارۍمان را باور میکنی . آبروی ما را میخری ؛
•
.
قرار گذاشتهام با تو تا، بھ مقدار
آن ثانیہهای استیصال، سر بھ بالا
بگیرم و صدا بزنم ؛
خدایِ من! چون آنچھ بر من پیشآمده
در محضر توست، آسان است!
و صبر کنم بر آنچہ رخ داده .
چه خوب شاهدي هستی بر آن اتفاقات
عمر من کهـ تاب آوردن برایم دشوار است .
~
عجیب است، از ابتداء ماھ هرچه
روایات را زیر و رو میکنم و میخوانم،
میشنوم و اشك میریزم ؛
ختم میشود به مادرانگـے و رشادت
بانوان خیّام . از آنان کھ به سبب
معرفت خود، از بذل جان تازهداماد و
طفلشیرخوار مضایقہ نمیکنند و آنچه
در این راھ فدا کردهاند امانت میدانند از جانب خدا .
بھ راستی که تو چه خوب امانت داری
بودی بانو! آنقدر که امانت را آنهنگام کھ
پر زد، به میان آغوش ولیخدا سپردی .
اما داغ ششماھ خاطره بر تو سختیِ
وفات نداشت . .
آنچہ تو را از دنیا جدا کرد و بُرد
محبت به ولیّ خدا بود ! 🤍
؛ انگار آن هنگام کھ تیر بر گلوي
اصغرت زدند، قبل از فرود شعبھها
بر سفیدی گلو، آن تیر به میان قلبت
نشستہ بود که آن تن نحیف طفلانھ را
به روی سینهی خود جای دادی :) 💔 .