2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انفجار در تگزاس آمریکا | به قول شهید حاجیزاده: ما هم خدایی داریم..
@nephaar
35.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه مشکل مردم کوفه از جایی شروع شد که خسته شدند!!
از اونجایی که یکی گفت تا کی شب ها در خیابان بمانیم؟!.
#مرگ_بر_آمریکا
#فتح_خیبر
#بعثت_مردم
@nephaar
🔴 آمریکا و اسراییل زودتر اعلام شکست کنند!
«وزیر دفاع روسیه:
بله، چیزی که میگوییم درست است: ایران نظام موشکی تهاجمیای دارد که مثل آن را آمریکا در اختیار ندارد. خیلی موشکهای پیشرفتهای هستند که تا به حالا استفاده نشدهاند. ایران ذخیرهی موشکیای دارد که قادر است نه فقط اسرائیل بلکه تمام خاورمیانه را نابود کند.
ما به آمریکا و اسراییل میگوییم که فورا جنگ را تمام کرده و شکست عملیات نظامیشان علیه ایران را اعلان کنند. در غیر اینصورت زیانها و صدمات غافلگیرانه خواهد بود. تمام.»
@nephaar
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسوا شدن خبرنگار اینترنشنال
دربرابر ایرانیهای ساکن آلمان
@nephaar
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پرفسور جیانگ، استاد ژئوپلتیک میگه ۲۰درصد زنان آمریکا در دههٔ بیست زندگیشون، در سایت پورن فعالیت دارند و این یکی از نشانههای افول یه جامعه است
@nephaar
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پیام حاجقاسم عزیز به ما در شرایط سخت..
🔹این روایت شنیدنیِ حاجقاسمِ شهید از روزهای دشوار عملیات کربلای ۵ را ببینید؛ شیرین و آرامشبخش است.
@nephaar
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی یک تبعه آمریکا تمام سیاست آمریکا در مقابل ایران و دیگر کشورها را بیان میکنه | بسیار دقیق
@nephaar
🔻تلخ و مهم از توقف جنگ؛
بازگشت به شرایط پیش از جنگ خودکشی است
به نظرم حتی در اوج جنگ، بیان حقیقت است که به تاب آوری کمک می کند نه خوش بینی صرف، لذا با این پیش فرض، بخوانید؛
از لحظه شلیک اولین موشک دشمن به سمت ما و شروع جنگ، امکان بازگشت به روزهای قبل از جنگ برای ایران صفر شد، یعنی ملاحظات امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، حتی در صورت تمایل ایران، هیچ کدام اجازه بازگشت به گذشته را نمی دهد.
ایران در ۳۰ سال گذشته تحریم را، امتیازات متعدد در قالب سازش و عدم رشد اقتصادی را به بهای امنیت به جان خریده بود. این معادله تحریمی_تخریبی علیه ایران باعث شکاف های اجتماعی شدید، چند دوره آشوب های خشن و گسترده و نارضایتی هایی در سطح ملت ایران می شد، حاکمیت همه این موارد با منشأ عامل خارجی را به جان خرید تا کشور به سلامت از پیچ تاریخی این سال ها بگذرد اما به هر طریق، ایران به شدیدترین جنگ ممکن کشیده شد.
حالا نه آن امنیت هست، نه آن زیرساخت های قبل جنگ و نه ده ها فرمانده و مسئول تراز اول کشور
پس از این حمله ایران مجبور است بخش مهمی از عواید و بودجه خود را صرف بازسازی زیرساخت های آسیب دیده، تقویت زرادخانه مصرف شده، بنیه دفاعی و امنیتی کند، هزینه های مردمی ناشی از جنگ را پرداخت کند و ده ها و صدها عوامل هزینه زای مستقیم و غیر مستقیم ناشی از جنگ را جبران کند.
تازه این ها فقط بخش داخلی ماجراست
روابط آسیب دیده با همسایگان جنوبی و مراودات تجاری از بین رفته با کشورهای حاشیه خلیج فارس قطعاً اقتصاد تحریمی ایران را بیش از پیش تحت فشار می گذارد.
لذا آتش بس، توقف جنگ و هر گونه پایان جنگی که بازگشت به شرایط قبل از درگیری باشد، علاوه بر نارضایتی های گذشته، هزینه ها و مشکلات قبل، سیلی از مشکلات پس از جنگ را هم روی آن آوار می کند، درنتیجه بدون نیاز به دشمن خارجی، کشور از درون مستعد هر گونه اعتراض، اغتشاش و بلبشوی داخلی است، نه می تواند معیشت را بیخیال شود و نه تقویت بنیه دفاعی را، زیرا هر لحظه ممکن است جنگی جدید با دشمنانی گسترده تر به او تحمیل شود.
لذا نتیجه این ماجرا روشن است و من هر گونه بازگشت به این فرایند را دور باطل تحریم، نارضایتی، اغتشاش و جنگ می دانم که درنهایت آن را به خودکشی صورت بندی می کنم.
🔻راه حل چیست؟
حالا که ایران ناخواسته و علی رغم همه خویشتنداری و مذاکرات و امتیازات مورد هجوم قرار گرفت، باید معادلات اقتصادی_امنیتی جدیدی وضع کند که بازدارنده، تحریمشکن و همراه با غرامت جنگی باشد.
ایران مجبور است پس از این جنگ از تنگه هرمز نبض تحریم کننده ها را در دست بگیرد و درآمدزایی کند، نبض تجارت جهانی و منطقه ای را به عنوان اهرمی بازدارنده در اختیار داشته باشد، ایران مجبور است از هم پیمانان منطقه ایش پس از جنگ دفاع کرده و اجازه ندهد دوباره تک تک و جداگانه مورد تجاوز دشمن باشند.
موارد بالا بدون وضع معادله جدید منطقه ای و با آتش بس و توقف جنگ در شرایط کنونی، امکان پذیر نیست، ما راهی جز ادامه جنگ تا تحمیل خواسته های مان نداریم، ما باید انتفاع امنیتی و اقتصادی مردم مان را تثبیت کنیم حتی اگر این جنگ چند ساله باشد بهتر از اعتراض های چند ماه یکبار اقتصادی و فرصت طلبی و فساد زایی عوامل موساد و سیا است.
همه این ها را در این جمله بگویم؛
تاب آوری اجتماعی پس از جنگ با تاب آوری روزهای جنگ زمین تا آسمان متفاوت است، تاب آوری پست جنگ به شدت کمتر است.
زنده باد مقاومت 🇮🇷
#حمزه_دستیار
@Harfe_sevom
@nephaar
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از زبان رهبر شهید بشنوید: جهاد تا چه زمانی ادامه دارد؟
@nephaar
نِـــفـــــــار
شاید وسط این همه شلوغی و جنگ و دهها کار نکرده که توی لپتاپم فقط عنوانشون رو یادداشت کردم تا از یاد
تا قبل از مرخصی میاندوره آموزشی و قبول کردن مسئولیت کار دیدار با خانواده شهید که مجبور شدم توی فرصت مرخصی با همه بچههای گروهان در تماس باشم و شمارههاشون رو یادداشت بکنم، تقریبا اسم و فامیل هیچ یک از بچههارو درست و مطمئن حفظ نبودم! بجز امیرحسین! فامیلی امیرحسین، هم فامیلی خاصی بود! و این خاص بودن فامیلیش که تا قبل از خودش چنین فامیلی نشنیده بودم باعث شده بود که توی ذهنم مونده بود! کارکتر امیرحسین هم ازون کارکترهای جذاب و دوست داشتنی بود! اینطوری بود که وقتی میدیدیش از احترام فراوانی که بهت میذاشت هم خودش عرق شرم میریخت و هم شمارو شرمنده میکرد! پسرک دوستداشتنی گروهان که شاید جز ۲، ۳ نفر آخر سنی بود و این کوچک بودنش با چاشنی ادب ۱۰۰۰ درصدی که در وجودش شاخص بود به همراه شرجی هوا... نتیجهاش میشد عرق شرمی که هر لحظه سرازير بود! امیرحسین رو از میزان افراطی که در احترام کردن میذاشت همه دوست داشتند... ازین تعارفیها که هنوز جملهت تموم نشده و از زبونت در نیومده مرتب سرش رو به اینور و اونور کج میکرد و پشت هم میگفت: عزیزی، لطف میکنی، نظر لطفتونه... بزرگ مایی، نه این چه حرفیه... شما بفرما... من کوچیک شماعم... و هر تیکه کلام دیگهای که به تواضع و تعارفات مربوطه و میخوره در لفظ و البته عمل امیرحسین میشد پیدا کرد... البته باید بگم که اصلأ اهل فرار از مسئولیت نبود؛ همین ویژگیهای خاص امیرحسین به اضافه اون لهجه شیرین گیلانی که توی گروهان ما تقریبا نایاب بود و چهره همیشه متواضع و لبخند روی لبش... و ظرفیت بالا توی شوخی کردن باهاش، اون رو محبوب دلها کرده بود؛ البته ویژگیهای خاص دیگهای هم داشت... مثلا خیلی دوست نداشت توی مرکز توجهات باشه تا اونجایی که از بخت ترتیب قدی که کد ۱۳ بهش رسیده بود، شد فرمانده تاکتیکی گروه دو گروهان ما! ازون روز به بعد ما ۱۲ نفر رفتیم پشت خط امیرحسین و ایشون شده بود فرمانده ما و باید به ما دستور میداد! برای من دیدن امیرحسین و ترکیب فرماندهی و شرمندگی... اوج لذت بود، چقدر سوژه خوب دستمون رسیده بود تا شرمندگیش رو ببینیم! و از بخت جالبترش محمدامین حلالخور هم که بچه خیلی شوخطبعی بود و مدام دوست داشت با رفتارهای شرمندگی امیرحسین شوخی کنه افتاده بود کد بعدی پشت سرش که چه معرکهای شده بود... راستش اگر بخوام شوخیهای اون سه روز اردوی توی چادر رو به زبون بیارم که از امیرحسین خجالتی یک شاعر بینالمللی ساختیم باید یک کتاب طنز مجزا بنویسم اما همینقدر یادآوری هم برام شیرینه که بگم ما همه امیرحسین رو دوست داشتیم... من حس میکردم که امیرحسین یکی از اقوام چندین و چندساله منه... ساده... صمیمی... دوستداشتنی و البته شدیدا علاقهمند به آب و آب بازی و تمیزی! که با همه تعرق و گرما... باز این امیرحسین بود که مرتب درگیر شستوشوی صورت و دست و پا بود! به خودش سخت میگرفت تا کسی از دستش نرنجه... یه شوخی هم باهاش داشتیم که چون شما فرمانده شدی میخوان بفرستندت لب مرز و انشاءالله شهید میشی و هرجا که وارد میشد یکی بود که بلند بگه: سلامتی شهدا اسلام صلوات... و واکنش همیشگی این پسر: عه... نه آقا... این چه حرفیه! مهندس مکانیک گروهان ما که برامون شبیه قند و نبات بود؛ امیدوارم که باز ببینمت امیرحسین جان؛ انشاءالله سلامت و عاقبت به خیر بشی.. رفیق عزیز.. قلبا دوست داریم
#روایت_گروهان
@nephaar