eitaa logo
نِـــفـــــــار
547 دنبال‌کننده
870 عکس
1هزار ویدیو
55 فایل
قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُواْۚ | در جست‌وجوی حقیقت، بدان خواهد رسید M.Sc in Road & Transportation at KHU سرباز امام خامنه‌ای | @rahbar_enghelab_ir علی عباسیان | @aliabbasian
مشاهده در ایتا
دانلود
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی از نابودی بزرگ‌ترین دارایی تسلیحاتی امریکا در طول تاریخ توسط دلاورمردان محور مقاومت؛ ایرانی‌ها چگونه کشتی حامل 54 میلیارد دلار تسلیحات پیشرفته دشمن را در قعر آب‌های دریای سرخ فرستادند.... این روایت به هر شکلی که باشد، قابل خوانش است... @SyrianKhabar @nephaar
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی که ناموسش براش اهمیت نداره، وطن که چیزی نیست براش! @nephaar
نِـــفـــــــار
بدون شک یکی از جذاب‌ترین کارکترهای گروهان ۱۱۱ جناب دکتر فلان بود که البته من بدلیل هم‌سن بودن و صمیم
من برخلاف معمول بچه‌های مازندران با تهرانی‌ها هم زود ارتباط می‌گرفتم و از شناختن آدم‌های جدید هیچ ابایی نداشتم و همیشه از اون لذت می‌بردم؛ شاید هم برای همین بود که آیین دوست‌یابی دیل‌کارنگی رو با همه توصیه‌هایی که معلم پرورشی اول راهنمایی‌مون بهم می‌کرد هیچ وقت نخریدم و هیچ‌وقت نخوندم! چارچوب‌بندی برای پیدا کردن دوست؟ بنظرم اصلا چیز جالبی نمیومد! هر آدمی یه قصه جذاب خاص خودش رو داره که باید جست‌وجوش کرد و طعمشو چشید هرچند هزینه داشته باشه...! اما علیرضای امشب روایت گروهان خیلی خیلی صمیمی‌تر از همه چارچوب‌ها و قواعد بود؛ علیرضا خودش برای نزدیک‌ شدن به بچه‌های گروهان قدم بر می‌داشت؛ خیلی توی متن اتفاقات نبود و اهل منم منم کردن هم اصلا و ابدا؛ یه پسر جوون با هیکل پُر، رنگ پوست سرخ و سفید که یکم هم موهاش کم‌پشت شده بود و یه لبخند همیشگی و آرامشی که توی لحن بیانش می‌شد پیدا کرد؛ با همه جنب و جوشی که داشت اهل تشویش نبود و آرامش خاصی رو ازش دریافت می‌کردم؛ علیرضا صادقی، نه اینکه ویژگی خیلی خاصی داشته باشه اما یک معمولی خاص بود؛ اهل همدلی یا به قول روانشناسا امپاتی بود؛ اینطوری که میتونست خودش رو جای شخص مقابل بذاره و این درک احساس بقیه بچه‌ها باعث شده بود که دائما از خود گذشتگی نشون بده و سعی کنه توی تنش‌هایی که بوجود میومد نقش میانجی خوب رو بازی کنه... مسئولیت خاصی نگرفته بود و طبیعتاً دنبال امتیاز خاصی هم نبود اما هر شب بدون هيچ توقعی و بدون اینکه کسی بهش این رو محول کنه به دکتر حمام گروهان که حالا فرصت بشه روایت دکتر حمام هم بنویسم، کمک می‌کرد! بعد مدتی بچه‌ها علیرضارو با عنوان القایی مسئول نظافت حمام می‌شناختند؛ من علیرضارو خیلی دوست داشتم و هنوز هم دارم؛ عین بچه‌های تشکیلات خودمون میموند که نه اهل از زیر کار در رفتن بودند نه اهل تظاهر و ریا و نه اهل کینه و پشت این و اون حرف زدن و البته احساساتی! مثلا اون روزی که من از بی‌نوبت رفتن یکی از بچه‌های خودمون به حمام جلوی صف بقیه گروهان‌ها بحثم شده بود این علیرضا بود که اومد جلو و منو دعوت به آرامش کرد که واقعأ هم دمش گرم؛ بعدأ که باهاش بیشتر حرف زدم فهمیدم که با یکی از رفقاش شریکی بدون هیچ پشتوانه‌ای بعد چند بار کار عوض کردن توی عبدل‌آباد تهران پارچه‌فروشی زده و حسابی هم کارش گرفته الحمدالله که تاهمین‌جاش از خیلی از بچه‌های گروهان جلو افتاده بود و شاید این پختگی و واقع‌گرا بودن علیرضا نتیجه عرق ریختن توی بازار بود؛ علیرضا ازین بچه خوب‌های پایین شهر بود که هم با ادب بود و هم اهل هیچ خلافی نبود؛ اهل نماز بود و روی خوش... حتی تا قبل از همین دختری که چند وقتی توی زندگیش اومده بود با هیچ دختری توی عمرش ارتباطی نداشت که واقعأ تو هم‌نسلی‌های خودش کم‌نظیر بود؛ حالا که صحبتش شد تا اینجاشو بگم که: یه باری که علیرضا با چند تا رفیقاش می‌رن چیتگر به گمونم، توی یه رستورانی یهویی از یه دختری خوشش میاد؛ اونقدر آماتور اما دل پاک بود که برای اولین بار توی عمرش با کلی خجالتی و... یهویی می‌ره جلو و بهش پیشنهاد میده؛ اونم وقتی که اون دختر خانم به اتفاق پدر و مادرش تو اون رستوران حاضر بودن و چقدر هول می‌کنه و اتفاقات جذاب بعدش که فکر کنم تا همین‌جاشم خبط کردم که نوشتم... و الحمدالله تا اونجا می‌رسه که کارهاشون جدی می‌شه و توی این مدت آشنایی هم اون دختر و خانواده‌شون همین‌قدر سلامت و محترم بودند که علیرضا است؛ البته الان نمی‌دونم که ته قصه‌شون چی می‌شه ولی من علیرضای بیست و اندی ساله‌‌رو به اندازه یه مرد چهل ساله قابل اتکا می‌بینم؛ بی‌حاشیه، خودساخته، صمیمی، عاقل... دوست‌داشتنی و البته خوشتیب! هرچند برخی رفقا خبر عقد علیرضارو بعدأ منتشر کردند ولی خب هنوز خودش گردن نگرفته... ولی علیرضا جان کد شماره ۷... همون‌چیزایی که اون شب بعد دو سه ساعت صحبت کردن بهت گفتم: قدر خودت و خوبیاهات رو بدون؛ برات آرزوی بهترین‌ها و عاقبت به خیری دارم... رفیق عزیز عبدل‌آباد نقشه تهران من @nephaar
خواهیم دید چه می‌شود @nephaar
معنی چند اصطلاح تخصصی: ۱. پَهپاد: پرنده‌ هدایت‌پذیر از دور ۲. شهپاد: شناور هدایت‌پذیر از دور @nephaar
🔶️اقدام خوب رادیو مازندران🔶️ هرشب ساعت ۲۳ الی ۲۴ پخش نواهای انقلابی برای کاروان های خودرویی____ موج ۹۴ مگاهرتز (FM) رادیو مازندران @jebhemedia @nephaar
🔴 کاربر انگلیسی: اگر می‌خواهید آزاد باشید، برای پیروزی ایران دعا کنید. ♦️ اگر ایران شکست بخورد، جهان برای همیشه به بردگی کشیده خواهد شد. ♦️اگر ایران پیروز شود، جهان آزاد خواهد بود. وضعیت کنونی جهان تا این حد سرنوشت‌ساز است. @nephaar
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصویری زیبا از دبی... صنایع آلومینیوم سازی در آتش می‌سوزد... این صنایع بزرگ‌ترین مزاحم برای توسعه صنعت آلومینیوم کشورمان بود. امیدوارم تا آخر جنگ به صورت کامل منهدم شود. در اینجا آلومینیوم با استاندارد شرکت‌های هواپیماسازی بوئینگ و ایرباس تولید و به صورت مستقیم به آمریکا و سایت‌های تولیدکننده بدنه هواپیما در سراسر جهان منتقل می‌شد. آل نهیان و آل مکتوم باید بدانند که هزینه سر به سر گذاشتن ایران بسیار بیشتر از طاقت، پیش‌بینی و توان آن‌ها است. این بازی، به شکل سختی با ضرر سنگین آن‌ها به پایان خواهد رسید.... دبی باید به جای یک کانون فتنه‌گری، به برهوت تبدیل شود. @SyrianKhabar @nephaar
⭕️ روابط عمومی سپاه: انهدام ۵ پهپاد هرمس در روز گذشته توسط بسیجیان نیروی زمینی سپاه و بومیان هرمزگانی در سواحل جنوب کشور @nephaar
⭕️ یکی می شود مهدی نصیری؛ روحانی شیعه ای که تا دیروز سوپر حزب اللهی بود و کس و کارش حتی تا فیها خالدون نهادهای امنیتی و رسانه ای نظام حضور داشتند و دارند! و حالا این روزها با پرچم شیر و خورشید شده تحلیل گر ایران اینترنشنال مستقر در اسرائیل! آن یکی روحانی و خاخام یهودی در دل نیویورک است که پرچم ایران مزین به لفظ جلاله الله را به اهتزاز درآورده عجب غربالی... @nephaar