جنگنوشت | ترامپ در وضعیت اَرّه قرار دارد؛ او بازنده جنگ است و با هر تلاشی بیشتر در این مهلکه غرق خواهد شد؛ شیربچههای ایران نشان دادند که در هر وعده صادق جدید با بکارگیری تجارب قبلی تبدیل به شکارچیان ماهرتری و قدرتمندتری خواهند شد؛ شکار چندین جنگنده و تجربه اصفهان برای آنها الگویی خواهد بود که پیشبینی میشود با شعلهور شدن دوباره جنگ اینجا را تبدیل به کشتارگاه امریکاییها خواهند کرد! شک نکنید!
@nephaar
هدایت شده از نِـــفـــــــار
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آی #مردم_مبعوث_شده
یادتون نره که:
جهاد تمام شدنی نیستو..
@nephaar
نِـــفـــــــار
آی #مردم_مبعوث_شده یادتون نره که: جهاد تمام شدنی نیستو.. @nephaar
چقدر دلتنگیم..
بغض گلویمان اَمانمان را بریده است؛
ای همه اعتبار ما
حضرت آقا جان ایران، امام ما
نمیآیی باز هم...
با مردمت
همان که جان میدادی برایشان
یکبار دیگر
فقط یکبار دیگر
حرفی،
سخنی،
نکتهی جاماندهای..
نمیآیی با صدایت دوباره مایه آرامش دل ما شوی؟! عجیب دلتنگیم..
@nephaar
جنگنوشت | بالارفتن قیمت دلار به اندازه ۱۵ هزارتومان فقط طی ۱ روز و اعلام قیمتهای نجومی خودرو بدون کاهش عرضه فولاد در بازار نشان از عرض اندام جریان نفوذ در ایران دارد؛ دستگاههای امنیتی، قوه قضاییه و مجلس میبایست متوجه جریانات نفوذی امریکا و اسرائیل در ایران باشند!
@nephaar
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقارهزنی شب میلاد امام رضا علیهالسلام
@nephaar
نامه فرمانداری ساری خطاب به فرمانده نیروی انتظامی با موضوع:
جمعآوری موکبها و ایستگاههای پذیرایی!!!!
پاسخ در پیام بعدی 👇
@nephaar
خطاب به فرمانداری شهرستان ساری پیرامون دستور جمعآوری موکبهای شهری و متمرکز کردن تجمعات فقط در یک میدان اصلی، به بهانه آزار و اذیت مردم و ایجاد ترافیک شهری!
اولا _ این #تجمعات و موکبها در نقاط مختلف شهر کاملاً به انتخاب، طراحی و مشارکت مردم برپا شده است که در راستای همان #بعثت_مردم تعریف میشود؛ امام شهیدمان آن را پیشبینی و جانشین خلف ایشان از آن با عنوان #رهبری_مردم_بر_کشور یاد کردند که به توصیه ایشان #تا_تمام_کردن_کار ادامه خواهد داشت انشاءالله؛ بدیهی است دخل بردن یا مقابله با این #حرکت_عظیم_مردمی که #خار_چشم_دشمنان است حتی اگر کوچک هم باشد، آثار بدی را بدنبال خواهد داشت.
ثانیاً _ پر واضح است #پخش_جمعیت در نقاط مختلف شهر باعث #کاهش_ترافیک_متمرکز شهری است، نه افزایش ترافیک! بلکه در معرض دید قرار گرفتن #پرچم_های_به_اهتزار_درآمده بر سر هر خیابان و کوی و محله باعث مشارکت بیشتر مردم و ترویج و تلقین #حس_شادابی و #آرامش_قلوب شهروندان در زمان جنگ است؛ کما اینکه اجتماعات مردمی در اکثر شهرهای بزرگ کشور هم، به همین شیوه پراکنده برگزار میشود.
ثالثاً _ مستحضرید یکی از تدابیر برقراری امنیت در شهرها، #شیوه_بلوک_بندی شده یا استراتژی #دفاع_موزائیکی است که این پراکندگی جمعیت در جایجای شهر خود کمک شایانی به حفظ هوشیاری و #امنیت_شهر کرده و مانع جولان سواستفادهگران و عوامل تروریستی خواهد شد؛ که البته باز هم این مردم #جان_فدا در یک #حرکت_عمومی پیشتاز، متولی آن گشتهاند؛ همانطور که رهبر شهیدمان در بیانات ۱۳۹۸/٠٣/٠١ یکی از #حرکتهای_عمومی پیشنهادی #مقدمه_ظهور را همین نوع نقشآفرینی امنیتی - اطلاعاتی گروههای کوچک مردمی یاد کردند، امروز نیز صورتی بیبدیل از آن را به برکت خون آن امام شهید در خیابانها شاهد هستیم.
رابعا _ باید هشیار باشیم و از یاد نبریم که از اهداف اصلی این تجمعات شبانه، هشیاری و #حفظ_خیابان بوده است که فرمانده میدان وظیفه آن را به #مردم سپرده است؛ حال بیاندیشیم آیا مگر اختلالگران امنیت در فتنه ۱۸ و ۱۹ دی فقط در یک میدان تجمع کردهاند که ما فقط حفظ یک میدان را بر عهده بگیریم؟! ضمن اینکه میدانیم از نقشههای شوم دشمنان ما در آینده نزدیک، بازفعال کردن عوامل تروریستی داخلی است که این فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی در راستای ایجاد نارضایتی عمومی و همان اهداف شوم است بنابراین هر چه زمان میگذرد میبایست #بیش_از_پیش به حفظ خیابان متعهد باشیم و ابدا در جهت تزلزل یا تضعیف آن قدم بر نداریم.
خامسا _ حضور پراکنده مردم در جایجای شهر و در معرض دید قرار گرفتن هر چه بیشتر ایشان خود #پدآفندی_رسانهای در مقابل هجمهها و دروغپراکنیهای رسانههای کذاب تروریستی است و خنثی کننده دست برتر رسانهای ایشان؛ آنگونه که آمادگی و حضور مردم در نقطه نقطه چهره این شهر، نمایان خواهد شد؛ اینکه نشان دهیم مردم ما در محلات متعدد با #افکار_و_سلایق_مختلف ایستادهاند تا در #مقابل_دشمنان_وطن از آن دفاع کنند؛ اینچنین مکر و دروغ رسانهها را برملا خواهیم کرد.
سادسا _ با بررسی دقیق نقاط اجتماعات به این نتیجه رسیدیم که این نقاط، تعدادی محدود بوده و اکثرا در چند میدان اصلی یا نقاط پر تردد ماشینی است که بدیهی است در این نقاط تردد عادی ماشینها خود منجر به تولید صدای دائم میکند که باعث گردیده مناطق مسکونی با فاصله محسوسی از آن قرار گیرند [به عنوان مثال میادین فرحآباد، هلال احمر و شهدا]. لذا بسیاری از این مواکب با فاصله از مناطق مسکونی است.
سابعا _ اگر حتی بر اساس گزارشات مردمی، نگرانی مبنی بر مزاحمتهای صوتی وجود داشته و دارد [که البته در زمان جنگ توجیه اقتضائی نیز دارد] میشود با #مدیریت_پخش_صوت و گذاشتن محدودیت زمانی یا محدودیت بلندی صدا در مناطق نزدیک به مسکونی، اشکال تجمعات را مرتفع نمود؛ دراینصورت پرچمگردانی، تجمعات و مواکب به بهانه صوتی بکلی متوقف نشده بلکه به تدبیر مردم ادامه خواهد داشت؛ (فرضاً از ساعت ۲۴ به بعد سیستمهای صوتی مدیریت شود)
ثامنا _ در نهایت خواهشمندم به توصیه بزرگان توجه کنیم که #راهکار_اصلی_پیروزی در این جنگ را #سپردن_کار_به_مردم نشان دادند، نه اینکه در مقابلشان کار را از دستشان در بیاوریم یا مانع شویم.
امیدوارم آنچه این حقیر خدمتتان تقدیم کرد را با حسن نیت مطالعه فرمایید؛ همانطور که شخصاً در نیت خیر شما شک نبردم.
#علی_عباسیان
یک شهروند ساروی
@nephaar
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یاد خادم الرضا؛ سرباز مخلص سید علی، شهید رئیسی عزیز
@nephaar
امیر دریادار شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش: به زودی زود، دشمن حتما سلاحی را از ما خواهند دید که خیلی از آن وحشت دارند و بیخ گوششان است! امیدوارم سکته نکنند!
@nephaar
بامبو بر دوش، پرچم بر بام
روایت آقا رحیم شهر ما
اسمش رحیم است. شبیه بسمالله الرحمن رحیم؛ رحمان هم در رفتار، کنار نام زیبایش مینشست. راستش در این شبها خیلی از مردان و زنانی را میدیدم که با تمام وجودشان در خیابان حضور دارند و دلشان میخواهد بهترین کار را برای وطنشان بکنند. آقا رحیم ابولقاسمیان ۶۰ ساله هم یکی از همین آدمهاست. توی میدان آیینی امام حسین چند پرچم خودنمایی میکند. یکی از آنها را آقا رحیم با خودش هر شب به میدان میآورد. البته خلاقانهتر از بقیه. ایدهها معمولا به ذهن همه میرسد اما آدمهای معدودی هستند که به ایدهها جان میبخشند. آقا رحیم روایت ما یک بامبوی ۸ متری و چندین متر طناب را برای عرض ارادت خودش به وطن نیاز داشت، تا هرشب پرچمی بزرگ را هنگام خواندن سرود جمهوری اسلامی ایران به اهتزار درآورد.
به همین بهانه با او همصحبت شدم. وقتی از رهبر و مردم حرف میزد چشمانش تر میشد. با یک دستمال کاغذی تمیز میکرد. فکر میکردم شاید به خاطر حساسیت فصلی است، اما اینطور نبود. وقتی حرفهای ما به مسائل کلیتر رسید دیگر خبری از سرخی چشم و قطره اشک نبود. برایم تعریف کرد: «اول رفتم به مسئولین برگزاری مراسم گفتم یک میله نصب کنید، من خودم پرچم و طناب میارم و هر شب پرچم را بالا میکشم، اعتنایی نشد» اما این بیتوجهی و بیاعتنایی مانعش نشد. دوباره پیگیر شد. یک بامبوی ۵ متری پیدا کرد. به دلش ننشست. این تعبیر به دل ننشستن مال خودش بود. با کمک همکاران و دوستانش کسی را پیدا کردند که بامبوی بزرگتری داشت، یک بامبوی ۸ متری قطور. باید از نزدیک این بامبو را ببیند. آنقدر بزرگ و سنگین است که وقتی آن را روی دوشش میگذاشت دو سر بامبو در پس و پیشش کمتر از یک متر با زمین فاصله داشتند. بامبو روی دوش آقا رحیم تلو تلو میخورد. انگار به خاطر اینکه خودش پایه پرچم ایران شده بود، سرمست هم شده است. به اهتزار در آوردن پرچمی به این بزرگی و بلندی تنهایی ممکن نبود. هر شب یکی از دوستان و همکارانش به کمکش میآیند.
از او پرسیدم قطعا با این سن و سال جنگ هشت ساله را هم تجربه کردید. چه شباهت و تفاوتی وجود دارد؟
گفت: اون موقع من سرباز بودم. به کردستان و غرب کشور اعزام شده بودم. میدانستم با کومله و عراقیها میجنگم اما الان دشمن خودیست. دوست، آشنا معلوم نمیکنه. مثل ما لباس میپوشه، شعار میده. نذری پخش میکنه.
گفتم: معلوم هست که خیلی نگرانی. ربطی به اتفاقات دی ماه هم داره؟ گفت فضا طوری شده که نمیشه با کسی حرف زد. جوانها حرف گوش نمیکنند.
حرفهایش جالب بود. هم مشکل را میدانست هم راه حل را. اینکه گفتگو، فاصله با جوانان را کم میکند.
گفتم: با این وضع اقتصادی از آینده نا امید نیستی؟
گفت: این هم درست میشه. تا وقتی مردم پای کار باشند، همه چیز درست میشه.
در ادامه گفتوگو از آقا رحیم خواستم یک خاطرهای از دوران جنگ تحمیلی با عراق برایم تعریف کند. به بمباران یک مدرسه در مراغه اشاره کرد. به ذهنم رسید داغ مدرسه میناب برای هر ایرانی، چقدر سخت، طاقت فرسا و یادآور خاطرات تلخ گذشته است. احتمالا آقا رحیم هم نوهای به سن و سال بچههای مدرسه میناب داشته باشد، پرسیدم چند تا بچه داری؟ یکی از همون جاهایی بود که یک لایه اشک روی چشمهای مهربانش ایجاد شد. گفت: بچه ندارم. چهره با عشق آقا رحیم به من اجازه نمیداد تا بیشتر در این مورد سوال بپرسم. گفتم «جوونها خیلی اهل نصیحت شنیدن نیستن ولی شما یه پندی به ما بده. گفت: احترام به پدر و مادر» فکر میکرد خیلی دست و پا شکسته حرف میزند. اما همه حرفهایش از توی یک دل با عشق و با تجربه بیرون میآمد. موقع رفتن به سختی روی پاهایش ایستاد. معلوم بود درد زانو امانش را بریده است. سوال آخرم این بود که تا کی حاضری توی خیابان بیایی؟ گفت تا وقتی که آمریکا و اسرائیل نابود شوند. آرامش به همه جامعه برگردد. تا این پرچم، همیشه در اهتزاز بماند.
#سیدمحمدمهدی_عمادی، چهارشنبه روز پنجاه و چهارم جنگ؛ دوم اردیبهشت ۱۴۰۵، میدان آیینی امام حسین #ساری
@smmemadi1
@nephaar