eitaa logo
KE
4 دنبال‌کننده
72 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  KAFONE
آخرزمان متحرکا؛به شخص عاشق مُرده های متحرکم. توهم عاشقشون بودی، متلاشی کردن کله های استخونیشون! تو دوره و محدوده خودت کم کم تو کشتار این جنازه های متحرک ماهر و معروف شده بودی..اما این معروفیت همیشه باعث میشد ادم یجایی بیش از حد مغرور بشه، زمانی که مشغول غارت کردن اموال بازمانده های دیگه میشی و فکر میکنی هیچکسی جلوتو نمیگیره، اما یه روز که مشغول رسیدگی به نیاز های خودت بودی صدای بُرش هوا به وسیله ی تیری آشنا به گوش میرسه، تیرانداز ماهری که همه میشناختنش،«دریل» حالا به تو تیر زده! نه از پشت بلکه از رو به روی خودت،اخرین چیزی که میبینی چشمای همیشه کنترل شده ی اونه -ذات بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است https://eitaa.com/joinchat/3945792310C0357acf5ea
هدایت شده از  KAFONE
تو اون فضانورد خوش شانسی بودی که افتخار تمام خانواده بلکه کشورت بودی!لحظه ای که وارد فضا شدی اشک شوق از چشمات معلق میشدن و از پنجره ی بزرگ رو به روت به سیاره ای که توش زندگ میکردی خیره میشی، میتونستی حس کنی که چقدر ناچیز تو دنیای وسیع هستی، نفس عمیقی میکشی و ماموریتت رو شروع میکنی، تمام مسیر برات لذت بخش بود، بلخره زمانش رسید که دوباره به سیارت برگردی. ام فقط یه ارور کوچیک، حتی بهش توجه نکردی محل فرودت اعماق دریا بود، انفجاری که تو اعماق اقیانوس رخ میداد، بوم! -دنبال دلم رفتم و ویران شدم از غم هر آنچه که آمد به سرم کار دلم بود https://eitaa.com/salamsalamr
هدایت شده از  KAFONE
صدای آژیر ماشین های پلیس تمام شهرو در بر گرفته بود، بهترین ماموریت عمرت بود! بلخره تو یه کوچه فرعی با ماشین جلوی مجرم میپیچی و به میرسی، رالی ماشین فوق العاده ای بود، ضبطو تا ته زیاد میکنی و با لذت دنبال اون مجرم لعنتی میوفتی، اره انگار تمام شهر میخکوبت موندن؛ دیگه تقریبا به رسیدی و میتونستی حس کنی که قراره ازش جلو بزنی و بگیریش، اون دستبند های سرد رو دور دستش بندازی و بره آب خنک بخوره، بلخره با یه حرکت حرفه ای جلوش میپیچی و اون متوقف میشه، گرفتیش! اما تریلی بزرگی به ماشینت برخورد میکنه و صدای ضبط قطع میشه -همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت؛ آنچه در خواب نشد، چشم من و فکر تو بود https://eitaa.com/ereyhane8589
هدایت شده از  KAFONE
مدت زیادی بود که سعی داشتی از سرطان دوری کنی اما از بخت بد روزگار یه روز برای فراموشی این مسئله به سفری در کوهستان میری اره، تمام مدت از طبیعت لذت میبردی و تو دشت بزرگ و زیبا میکشتی، میتونستی برای همیشه هوای تمیز و عطر چمن های خیس شده رو حس کنی، با قدم های ارومت همینطور که جلو و جلوتر میرفتی تصمیم میگیری که نگاهی به پشت سرت بندازی، اما با قدم نامناسبی به جلو تویخ طله ی بزرگی سقوط میکنی و خاک نم خورده رو غرق خون میکنی -گل سرخم چرا پژمرده حالی؟ بیا قسمت کنیم دردی که داری که تو نازک دلی طاقت نداری. https://eitaa.com/joinchat/2300511780C99c500f49f
هدایت شده از  KAFONE
بعد کلی سختی تصمیم میگیری یه تفریحی کنی و به یه سفر تو اروپا بری، بلخره شخص مورد نظرتو پیدا میکنی و کسی که باعث لبخندت میشه رو حس میکنی، تصمیم میگیرین برای هم صحبتی های بیشتر سوار بالن بشین و تو بلخره حرف دلتو به اون بزنی، اما از بخت بد! بالن بطور مرموزی سوراخ میشه و بدون رحم بالن شما رو وسط دره های خشنی پرت میکنه و حتی دیگه فرصت فکر کردن هم ندارید. -بی‌صدا خیره به عکست شده‌ام ساعت هاست، کاش تصویرِ تو جان داشت مرا می‌فهمید.. https://eitaa.com/llllllo8
هدایت شده از  KAFONE
تو عاشق عطر گیاه بودی و وقت خودت رو با گل یا گیاه پر میکردی، همیشه با عشق کاراتو انجام میدادی و این باعث میشد نسبت به بقیه تو کارت برترین باشی، یه روز که با لذت درحال رسیدگی به گیاها بودی، چشمت به گلی متفاوت اما زیبا میوفته و از رویه عادت اونو لمس میکنی، یک لمس و همانا اشتباه. زهر از پوستت وارد خون بدنت شد، کمتر از چند دقیقه زهر تورو به زمین انداخت و دیدت رو از دست دادی -از گل و ماه و پری در چشمِ من زیباتری. https://eitaa.com/iistar
هدایت شده از  KAFONE
تو یه مهمونی اشرافی میون ادم های درست حسابی و رده بالا درحال پذیرایی از خودت بودی، نسبت به بقیه برتریت داشتی و همیشه همه میخکوب تو بودن، اما ادمای حسود همجا در انتظارن تا بلخره ضربه ای به تو بزنن، وقتی داشتی برای موفقیت جام شرابتو بالا میگرفتی، بعد نوشیدن، جام به زمین میوفته و تنها چیزی که قبل از خاموش شدن چشمات میبینی سرفه های همراه با خونت بود -امتحان عاشقان دوری‌ست اما قلب من طاقت دوری ندارد؛ امتحانش کرده‌ام. https://eitaa.com/joinchat/327222801C472bb7c033
هدایت شده از  KAFONE
این حس که شکارتو از پشت بقاپی و تو بغل خودت در آغوشی ابدی نگه داری حس فوق العاده لذت بخشی میده، اما باز هم حس ترس که اکثرا درون تمام ادما وجود داره معشوق زیبا یا شکار نازنینت رو دربر میگیره و با سیلی محکمی بهت دوباره ازت دوری میکنه، جنگل همیشه سرد بود اما بخاطر اندک خشمی که داشتی فضا گرم و گرم تر میشد، پس دوباره دنبال شکارا میدوئی و از روند شکار لذت میبری، و بلخره بعد لمسی از پشت گردنش اونو نگه میداری،معشوق باهوشی داشتی، با چرخی محکم تورو پرت میکنه اعماق دره، اما انگار حالا جای شکار و شکارچی عوض شد.. -جان و دل کردم فدای مهر تو خاک پایت باد سر تا پای من https://eitaa.com/joinchat/3410035625C5696a14e74
هدایت شده از  KAFONE
دنیا از دید تو رنگیه ، ادما کاملا برعکس "ادما" رفتار میکنن ، سنگ دل نیستن و چیزی به نام بدی توی دنیای تو وجود نداره. اوه نه! یه حاله خاکستری داره توی اسمون دنیات ظاهر میشه ، مثل اینکه مستی داره از سرت میپره. باید یه پیک دیگه رو برای موندن توی دنیای خیالیت بالا بری. وایسا ببینم ، چرا دیگه مست نیستی؟ چون دوست پسر حرو/مزاده ات ازت خسته شده و از روی راه پله ای که با رکب زدن بهت تا اونجا اوردت پرتت کرده. -بازار شوق گرم شد سرو قد کجاست تاجان خود بر اتیش رویش کنم سپند https://eitaa.com/doniva
هدایت شده از  KAFONE
برای محافظت از دوستات مجبور بودی جلوی عجیب و خلقه ای که اسمش رو فضایی گذاشته بودین وایستی. تیرت تموم شده بود حتی اگه ذخیره ات تموم نشده بود هم نمیتونستی با سرعتی که داره مجدد اسلحه رو پر کنی ، تفنگو روی زمین انداختی برای اخرین لحظه با چهره ای گریون و لبخندی مطمعن به دوستات نگاه کردی و بعد بدون درد سرت از تنت جدا شد. -چو بیداد کردی توقع مدار که نامت به نیکی رود در دیار @mahyar_300
هدایت شده از  KAFONE
جز افراد ثروتمندی بودی که به یه تور سفر با کشتی دعوت میشی، غرق در شادی و افکار انسان های پولدار بودی و برات مهم نبود که شاید هر لحظه بیشتر و بیشتر به لحظه مرگت نزدیک تر بشی. پس بیخیال برای خودت عشق و حال میکردی، شب سوم تو کشتی خدمه بطور مرموزی رفتار میکردن وسعی داشتن افراد رو تخلیه کنن. اما بخاطر مست بودنت متوجه نشدی و تو کشتی میمونی، افسوس که کشتی غرق شد. _چیست دریا؟ چشم پر از اشک زمین در نگاهش آرزویی ته نشین https://eitaa.com/joinchat/3181904928C592d4e627f
هدایت شده از  KAFONE
سال اخر تحصیلت بودو تو بی اندازه دنبال موفقیت بودی، پس با پیشنهاد وسوسه انگیز یکی از همکلاسی هات شروع به مصرف قرصی کردی که باعث تمرکز خیلی دقیق و ترسناکی میشد. کم کم طمع تو باعث میشه هر روز بیشتر و بیشتر بخوری، بالخره رو موعود میرسه و تو به سالن امتحان میری، اما قبل از اینکه بتونی حتی از مطالبی که خوندی استفاده کنی، زمین میخوری و از حال میری. -بر لبش لبخند نابی صبح ها گل می‌کند چایی از این قند پهلوتر کجا پیدا کنم ؟! https://eitaa.com/joinchat/1307969013Ce8cb8c842c