هدایت شده از KAFONE
طبق وظیفه ات باید تک دختر خاندان بزرگی محافظت میکردی. منتها تک دخترشون بین پنج تا برادراش بزرگ شده بود و کوچیک ترین نشونه انرژی زنونه رو نشون نمیداد و بیشتر از بقیه برادرهاش دردسر درست میکرد ، بلاخره یکی از نقشه هاش برای رسیدن به دوس پسر پرنسسش توی خاندان دشمن گرفت و تو متوجهش نشدی. این ابرو ریزی باعث حکم اعدامت جلوی بقیه خاندان برای صلح مجدد شد.
-از بس کِه خلق پشتِ نقاب ایستادهاند
باور نمیکنند منِ بینقاب را.
https://eitaa.com/Deadstars
هدایت شده از KAFONE
فقط میخواستی توی ارامش خودتو و خانوادت رو خلاص کنی اما گاز زودتر از همه کسایی که توی پذیرایی خواب بودن رو خفه کرد و تو توی اتاقت زنده موندی.
کاری سختی نبود اینکه بفهمن قاتل اون خانواده دختر افسرده شون بوده و وقتی اومدن پرونده قتل غیر عمد رو اماده کنن فریاد زدی میخواستم بمیرن!
-در دلم غوغاست، اما رازداری بهتر است
چشم می دوزم به در ،امیدواری بهتر است.
https://eitaa.com/joinchat/3818390920C2e5bf7b396
هدایت شده از KAFONE
هواپیمای وی ای پی تیم فوتبال مدرسه ات توی راه انقدر که سطح زمین و درختای جزیره نزدیک میشه که وقتی سقوط میکنید دو سومتون زنده میمونید.
توهم جزو اون دو درصد بودی اما نمیدونستی در اینده نه چندان دور بقیه اون دو درصد قراره رای گیری کنن و بازنده رو برای زمستون ذخیره کنن. کارت برای تو افتاد و قبل از اینکه اعتراض کنی دوست صمیمیت که به چشمش بال مرغی بیش نبودی تبر رو پشت گردنت فرو کرد.
-چنانت دوست میدارم که میدانم خدا روزی
سوالش از تو این باشد چه کردی او پرستیدت؟
https://eitaa.com/Wrong_3
هدایت شده از KAFONE
"حتی عرضه پریدن رو هم نداره! چرا اومده این بالا پس؟" مردم پشت سرت با دوربین های روشن شده جمع شده بودن فقط این جمله رو بهم میگفتن ، تو فقط برای هوا خوردن به پل تکیه داده بودی تا از ادمایی که نمیتونستی بهشون نه بگی و زندگیت طبق حرفای اونا پیش میرفت دوری کنی اما بازم اونا جمع شدن و حرف زدن. پریدی چون"زندگیت برپایه حرف دیگران بود".
-شعر میگویم،
ولی معشوقه ای در کار نیست،
آه من دیوانه ام،
دیوانه بودن عار نیست
@x_eric
هدایت شده از KAFONE
دستی توی موهای نارنجی رنگت کشیدی و بعد به کف دست پُر از موت نگاه کردی ، توی اینه به خودت و بعد به ماشین توی دست زن بالای سرت نگاه کردی. اونو روی پیشونیت گذاشت و بالا کشید و اینبار موهات رو پارچه مشکی رنگ دورت ریختن. قبل از اینکه اخرین دسته از موهات رو بتراشن خونی که از بینیت سرازیر شدو روی پارچه ریخت ، اخرین چیزی که دیدی باز هم دستای پُر از موهای نارنجی رنگت بود.
-من آن گلبرگ مغرورم نمی میرم ز بی آبی
ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی
@star_il