نشان یار
🌷 حضرت آقا در دوران مبارزات یک جوان مجتهد و از اولین طراحان فکر اجتماعی اسلامی بودند
🎤 آیتالله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنهای، در گفتوگو با رسانه KHAMENEI.IR دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ آقا ایرانشهر که تبعید بودند، به همراه همان چهار نفر تبعیدی نامهای اعتراضی مینویسند به دبیرکلّ سازمان ملل، و کارهایی مانند این که واقعاً در جهت مبارزه با رژیم، معنادار بود. یک بار مرحوم شهید صدوقی زمانی که آقا در همین ایرانشهر تبعید بودند، به دیدن ایشان میروند. در آنجا گفتوگوهایی میشود و ظاهراً بحثی قوی و لایهدار را حضرت آقا در جمع مطرح میکنند که کسی مثل آقای صدوقی بسیار لذّت میبرد و به ایشان میگوید شما برای من نامه بنویسید؛ بدین معنا که از تراوشات فکری ایشان در تحلیل امور دینی یا سیاسی استفاده کنند. این در حالی است که فاصلهی سنّی آقا و آقای صدوقی زیاد بوده و آقای صدوقی آن وقت پیرمردی حدوداً هفتادساله و به تعبیری در جایگاه پدر آقا بودند و آقا هم در آن زمان، جوانی پُرشور و البتّه باسواد و مبنادار بودند که من بر این «با مبنا بودن» تأکید دارم؛ «با مبنا» یعنی مجتهد به معنای واقعی کلمه. بههرحال، آقا مطالبی را در دو نامهی تبیینی برای ایشان مینویسند که آن نامهها الان موجود است و آن مبناداریِ ایشان را نشان میدهد.
✏️ شاید بتوان گفت یکی از اوّلین طرّاحان آن فکر اجتماعی، حضرت آقا بودند که شما در همین آثار منتشرشده از بحثهای آن دوران میبینید که یک جوان سیوچندساله چه بحثهایی را مطرح کرده است! هر فردی که مقداری به مسائل دینی آشنا باشد، میفهمد که این حرفهای مهم حرفهای جدیدی است. بنده یادم هست که بیشتر مخاطبان ایشان جوان و دانشجو بودند که این ترکیب جمعیّتی در آن گوشهی مشهد نیز عجیب بود. من امروز به عنوان یک طلبه متوجّه میشوم که آن روزها این نگاه و طرز فکر که تناسب زیادی با پایههای انقلاب داشت، جزو اوّلینها بود.
✏️ البتّه در آن زمان، مبارزانی که در میدان باشند و ابتکارعمل داشته باشند، بسیار کم بودند. ضمن اینکه برخی از افرادی که ضدّشاه بودند، مشکلات جدّیتری داشتند و مثلاً کمونیست بودند و با اصل مبانی دینی مشکل داشتند و به دنبال مسائل دیگری بودند.
🖼 شماره ۱۹ از ۲۲
📩 متن کامل گفتوگوی منتشر نشده رسانه KHAMENEI.IR با آیتالله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنهای را از اینجا بخوانید:
🖥 farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62810
«وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ»
و فروبرندگان خشم
#رهبر_شهید انقلاب
#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن
☞ @neshaneyaar
هدایت شده از فلسطین جنوبی
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹رونمایی از یک کتاب در خیابان کشوردوست
این شبها خیابان کشوردوست شده التیمایی بر درد فراق، و حالا کتاب «درآغوش نیل» درباره سنتهای الهی در کلام رهبر شهید بازگو کردن کلام ایشان برای این روزهای ماست.
@felestin_jonubi
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعوای اینکه ملت باید کشور را حفظ بکند
یا حکومت باید حفظ بکند دعوای غلطی است
ملت باید از حکومت دفاع بکند، حکومت از ملت
☞ @neshaneyaar
🏷 تحصیل علم و بینش مذهبی مقدمه ای برای سازندگی جامعه
■ اسلام برای آن علم و آگاهی ای ارزش قائل است که در مسیر مسئولیت قرار بگیرد و آن دانشمند و دانشجویی را محترم می شمارد که دارای حس مسئولیت باشد.
□ اسلام برای دانشمندان و آگاهان جامعه به میزان عمل به مسئولیتهای فردی و خودسازی ارزش قائل نیست، بلکه به میزان مسئولیتهای اجتماعی و نقش آنها در مبارزه با فساد برای آنها ارزش قائل است.
■ از دیدگاه اسلام مسئولیت عالم و دانشمند تنها سازندگی خویش نیست، بلکه باید در سازندگی و رشد و تکامل جامعه هم سهیم باشد و تا حدودی توانایی برای پیاده کردن منطق حق و عدالت و مبارزه با هرگونه فساد و تباهی اقدام کند، لذا قرآن تحصیل علم و یافتن بینش مذهبی را به عنوان مقدمه ای برای سازندگی جامعه ذکر می کند.
□ در سوره توبه آیه ۱۲۲ می فرماید: «وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ».
توجه کنید تحصیل علم را مقدمه ای قرار داده که باید حتما بیاموزند تا بترسانند قومشان را، شاید که آن قوم بترسند و باز ایستند.
✍️🏻 استاد طاهایی
☞ @neshaneyaar
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#رهبر_شهید انقلاب: روزی که من نباشم، مردم هستند ...
☞ @neshaneyaar
🏷 ایمان
مساله ی ایمان، این گرایش قلبی، وابستگی فکری و اعتقادی و روانی به یک مطلب، به یک شخص، به یک قطب و به یک مرکز، که نامش ایمان است ...
❌️ تنها به همین خلاصه نمی شود که در قلب، انسان این گرایش را داشته باشد.
✅️ آن وقتی ایمان به صورت راستین در کسی وجود دارد که بر طبق آن ایمان عمل کند.
✅️ آن وقتی کسی می تواند ادعا کند مومن واقعی است، که به لوازم ایمان و تعهدات ایمان پایبند باشد.
✅️ آن وقتی کسی می تواند بگوید من به خدا مومن و معتقدم، که زندگی او و متن واقعیت وجود او، با آن کسی که منکر خداست، تفاوتی داشته باشد.
❌️ ایمان به صرف اینکه قلب انسان و دل انسان به یک قطبی وابسته است، اما شعاع این وابستگی در عمل، دست، زبان، پا و در اعضا و جوارح دیگر منعکس نیست، به درد نمی خورد؛ بلکه اصلا نام ایمان از نظر اسلام برای او صدق نمی کند.
─━━━━━━⊱ـ❁ـ⊰━━━━━━─
📚 #طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن
☞ @neshaneyaar
هدایت شده از ریحانه
🇮🇷 #برای_معلم_ایران | نخی برای دانههای سرگردان
🔰 روایتی زنانه از شاگردی در کلاس رهبر شهید انقلاب
▪️ مدرک ارشد علومقرآنوحدیث را که گرفتم، گذاشتمش دم کوزه. کوزهای که به جای آب، پر از دانههای جداجدا بود. توی دانشگاه هر مطلب جدید برایم شبیه یک دانهی تسبیح بود؛ باید از نخی ردش میکردم تا کنار دانههای قبلی معنادار شود. سراغ این رشته رفته بودم تا برای «زندگیکردن» فرمول پیدا کنم. اما وقتی پایم روی زمین سفت بود و سر چندراهیها، درس کلاسها میماندند لای جلد کتابها و قدرت نداشتند به من بگویند چه باید بکنم. «خدا یکی است» را میفهمیدم اما بلد نبودم چطور زندگیاش کنم؛ کجا به حرف کی گوش کنم و کجا نه؟ و کجا فراتر از اینها، حتی نگذارم بقیه هم به حرف او باشند؟! قرآن میگوید: «مؤمن، برپادارندهی نماز و انفاقدهنده است» و من دنبال رابطهی این مؤمن با مجاهدی بودم که خدا او را به رخ قاعدین میکشید. چرا «هجرت» خوب است و مهاجرت به غرب، «فرار مغزها»؟ اسلام سیاسی ارزشافزودهی دینداری است یا نه، شرط لازم دینداری؟
▫️ از ریاضی سُر خورده بودم سمت الهیات تا قاعده پیدا کنم برای حل معادلهی دین و دنیا، نماز و سیاست، زنِمسلمانبودن و تماشاچینبودن. دنبال آبی بودم که عطشم را فروبنشاند. ۶-۷ سال خواندم، تحقیق کردم و نوشتم اما هنوز همان عطش را داشتم، تا سال ٩۵. کسی در گوگلپلاس کتابی را معرفی کرد: «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن». دیدن اسم مؤلف، که همیشه میگفتم ذهن نظاممندی دارد، زد روی شانهام: «معطلش نکن!» در اولین فرصت خریدم. میخواندم و مشتاقتر میشدم به صفحات بعدتر. بعد از سالها بُرخوردن با انتزاعیات رسیده بودم به یک لیوان از آب حیات که ته نداشت. موسی نبودم اما خضر را پیدا کرده بودم: «استاد گرانقدر سیدعلی حسینی خامنهای، احیاگر تفکر نوین اسلامی». حاضر نبودم هیچ رقمه از او جدا بشوم. کتاب را آنقدر خواندم که دادِ شیرازهاش درآمد. خواندم و خواندم و هر بار یک دانه را از نخ تسبیح «اسلام اجتماعی» رد کردم؛ مؤمنش-زن باشد یا مرد- باید کف جامعه میبود، دنیا را میشناخت، جای خالی را پیدا میکرد و از آنجا کار را شروع میکرد. باید مثل زغال قرمز، مینشست کنار بقیهی مؤمنین تا با هم شعله بکشند و بخورند توی صورت هر قدرت غیر خدایی؛ چه یک قانون باشد، چه مدیر یک اداره و چه کشوری طغیانگر و ظالم مثل آمریکا.
▪️ کسی که سالها زحمت رهبری ما را کشید، ده سال تمام برای من استادی کرد. روزی که روی صفحهی اول کتابش نوشتم: «تاریخ شروع ١٣٩۵» نشستم پای درسش و هنوز توی همان مدرس زانو زدهام و «زندگی کردن اسلام» را از او یاد میگیرم. نه فقط از لابهلای حرفها و جملات کتابهایش که از زندگیکردن تکتک چیزهایی که در کتابها یادم میدهد، از «مثلی لایباع مثل یزید»ِ سخنرانیاش تا مشتگرهکردهاش در لحظهی شهادت.
✍🏻 زینب علیاشرفی
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
یاد خدا
حربه ای است
در دست ما علیه شیطان ها
#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن
☞ @neshaneyaar
هدایت شده از ریحانه
🇮🇷 #برای_معلم_ایران | نسخهای برای تراشیدن قلب
🔰 روایتی زنانه از شاگردی در کلاس رهبر شهید انقلاب
▪️ سگ سیاه افسردگی، دندانهایش را میان روانم فرو کرده بود. هر روز، به التماس خودم را از رختخواب میکندم. نمیدانستم چه بر سرم آمده، دنیا در نظرم تیره و تار بود. قلبم آرام نمیگرفت، لبخندم گم شده بود. با همان حال افتادم پی دوا و درمان. داروها سلفون کشید روی احساساتم. حالم بد بود، اما نشان نمیداد. یک روز، وقتی بغض چسبیده بود بیخ گلویم؛ شمارهی دوستم را گرفتم تا از زمین و زمان گله کنم. حرفهایم را شنید، مکثی کرد و گفت: «تو اصلا قرآن میخونی؟» با تعجب پرسیدم: «وسط این حال خراب، چه ربطی داره؟!» گفت: «آقا همیشه تأکید میکنن روی قرآن خوندن. هم سیرهی عملیشونه، هم توصیهشون. امتحانش کن!»
▫️ شب رفتم سراغ سایت رهبری. واژهی قرآن را جستوجو کردم و رسیدم به جملهای که انگار دقیقاً برای من درمانده نوشته شده بود: «انس با قرآن، نعمت بزرگی است و هر کس از این نعمت برخوردار باشد، بسیاری نعمتها نصیبش میشود که دیگران از آنها محرومند...» همین شد که نشستم به خواندن. نه یکباره، که خط به خط و روز به روز. اوایل کلمات برایم غریبه بودند، اما کمکم شد پنجرهای رو به نور. انگار دستی داشت سیاهیها را از دیوارهی قلبم میتراشید. هر روز به قدر توانم خواندم و نیروی عجیبی میان رگهایم پخش شد. آرامآرام زور غم کمتر شد و سهم آرامشم بیشتر.
▪️ حالا به مدد آیههای خدا، مدتیست دکتر قرصهایم را قطع کرده و قرآن جیبیام، شده است یار غار من. حالا هر جا ببینم کسی حال خوشی ندارد، زیر گوشش زمزمه میکنم: «من از یک معلم عزیزی یاد گرفتهم با قرآن دوست باشم. تو هم امتحان کن!» حالا فهمیدهام رهبر برای من فقط یک پیشوا نبود؛ معلمی بود که در اوج طوفان، راه خانهی خدا را نشانم داد.
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
نشان یار
🇮🇷 #برای_معلم_ایران | نسخهای برای تراشیدن قلب 🔰 روایتی زنانه از شاگردی در کلاس رهبر شهید انقلاب ▪️
هر روز حتماً قرآن بخوانید حتّی روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه بخوانید، امّا ترک نشود. در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند.
#رهبر_شهید انقلاب