سفینهی اجل به سرمنزلِ خویش رسیده است و این آخرین شبی است که امام در سیارهی زمین به سر میبرد. سیارهی زمین سفینهی اجل است؛ سفینهای که در دل بحرِ معلّق آسمان لایتناهی، هم سفر خورشید، رو به سوی مستقرِ خویش دارد و مسافرانش را نیز ناخواسته با خود میبرد.
ای همسفر، نیک بنگر که در کجایی! مباد که از سر غفلت، این سفینهی اجل را مأمنی جاودان بینگاری و در این توهّم، از سفر آسمانی خویش غافل شوی. نیک بنگر! فراز سرت آسمان است و زیر پایت سفینهای که در دریای حیرت به امان عشق رها شده است. این جاذبهی عشق است که او را با عنان توکل به خورشید بسته است و خورشید نیز در طواف شمسی دیگر است و آن شمس نیز در طواف شمسی دیگر و ... و همه در طواف شمس الشموسِ عشق، حسین بن علی علیهالسلام ... مگر نه این که او خود مسافر این سفینهی اجل است؟ یاران! این جا حیرت کدهی عقل است ... و تا «خود» باقی است، این «حیرت» باقی است. پس کار را باید به «مِی» واگذاشت؛ آن می که تو را از «خویش» میرهاند و من و ما را در مسلخ او به قتل میرساند. آه! اِنَّ اللَّهَ شاءَ اَنْ يَراكَ قَتيلاً.
✍️🏻 #شهید_آوینی
📚 فتح خون
☞ @neshaneyaar
هدایت شده از KHAMENEI.IR
29.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 باید برخاست
🎥 لحظاتی از مداحی آقای محمود کریمی در مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب. ۱۴۰۵/۰۴/۰۳
🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ»
🖥 Farsi.khamenei.ir
یاران! شتاب کنید، قافله در راه است. می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند؟ آری، گناهکاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند. آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین(ع) است، که او سر سلسله ی خیل پشیمانان است، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین(ع) میان زمین و آسمان گشوده است، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان، در این برهوت گم گشتگی وا می ماند.
✍️🏻 #شهید_آوینی
📚 فتح خون
☞ @neshaneyaar
لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِی لِقاءِ رَبِّه ... عجب رازی در این رمز نهفته است!
کربلا آمیزه ی کرب است و بلا ... و بلا افق طلعت شمس اشتیاق است. و آن تشنگی که کربلاییان کشیده اند، تشنگیِ راز است. و اگر کربلاییان تا اوج آن تشنگی _ که میدانی _ نرسند، چگونه جانشان سرچشمه ی رحیق مختوم بهشت شود؟ آن شراب طهور که شنیده ای بهشتیان را میخورانند، میکده اش کربلاست و خراباتیانش این مستانند که این چنین بی سر و دست و پا افتاده اند. آن شراب طهور را که شنیده ای، تنها تشنگان راز را می نوشانند و ساقی اش حسین(ع) است؛ حسین(ع) از دست یار می نوشد و ما از دست حسین(ع).
الا یا ایّها السّاقی ادر کأساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
✍️🏻 #شهید_آوینی
📚 فتح خون
☞ @neshaneyaar