eitaa logo
وَنِعْمَ‌الْرَفیٰق
46 دنبال‌کننده
191 عکس
83 ویدیو
9 فایل
از رستم پیروز همین بس که بپرسند/از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟! ؛🇮🇷🇵🇸-
مشاهده در ایتا
دانلود
روزی که در قدس نماز میخوانید خیلی نزدیک است, ممکن است بنده اون روز نباشم .. اما اون روز حتما زود هست و دیر هم نیست.. |آقای شهید سید علی خامنه‌ای🌱|
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید آن روز من نباشم ولی شما در قدس نماز خواهید خواند. اخبار دقیق و درست از جنگ👇 http://eitaa.com/joinchat/623706320C1d9f760b11
چرا رهبری مراتب امنیتی‌اش را رعایت نکرد و شهادت را برگزید؟ 🔹امشب بچه‌های مسجد محله‌مان دو تا بلندگو گذاشتند پشت وانت،توی خیابان‌ها می‌چرخیدند و نوای انقلاب سر می‌دادند. با شنیدن این نوا،انگار سنگینی بغضی از روی دلم برداشته شد.بعد از سوت و کف و هلهله‌ی دیشب،حالا که اینگونه نوای انقلاب در کوچه‌ها پیچیده بود،اشکی از شوق رو گونه‌هایم نشست! 🔹 با خانواده‌ام دویدیم به سوی صدا.بین راه دیدیم که بسیاری مثل ما،همین که صدا را شنیده‌اند،می‌دوند. خودمان را به سیل جمعیت رساندیم.چقدر جمعیت! و فریادها بلند بود: "منافق بی‌ریشه! ایران دمشق نمیشه!" و من همه‌ی بغض دلم را فریاد می‌زدم! آنقدر که صدایم گرفت! 🔹روحانی مسجد گفت: "ما قرار است هرشب از ساعت هفت و نیم بیاییم توی خیابان‌ها تا کفتارها خیال نکنند می‌توانند شهر را قرق کنند!" و تا هفتم رهبر شهیدمان وعده گذاشتیم، که هر شب بیاییم! 🔹موقع بازگشت،رفیقی از من پرسید فکر می‌کنی چرا امام امت مراقب نبود؟ چرا به آن مکان دومِ امن نرفت و با علمِ به احتمال ترور،کار را برای دشمن سهل و آسان کرد؟ 🔹گفتم خیال می‌کنی دشمن امام را شکار کرده است! دشمن مال این حرف‌ها نبود! نه! امام امت آگاهانه شهادت را برگزید! آگاهانه در آنجا نشست تا موشک‌ها او را دریابند. رهبری دلیرانه در تله‌ی ترور رفت! 🔹با حیرت گفت: چه می‌گویی؟! گفت آخر وجودش برای انقلاب نیاز بود.نمی‌بینی کفتارها را که چطور دور و بر ایران زوزه می‌کشند؟ 🔹گفتم:شما دیدید که غبار فتنه که بلند شد چطور حق و باطل درهم آمیخت؟ دیدی ولی خدا را دیکتاتور خواندند و خواستند تا در برابر مردمش قرار دهند؟ گفتم به تاریخ شیعه نگاه کن! هرگاه فتنه سر به طغیان برداشته،خون امامی بر زمین ریخته است.چرا؟ چون فتنه را جز خون امام شهید، رسوا نمی‌کند! و انقلاب را جز خون سید علی خامنه‌ای نمی‌توانست از این ورطه بیرون بکشد... 🔹سکوت کرده بود و سراپا گوش شد. گفتم حرف‌ها خیلی زیاد است که نمی‌خواهم بگویم تا وحدت نشکند. وحدت،وصیت امام بود. اما همین‌قدر برایتان بگویم که آقا همه چیز را برای یک نبرد آخر با اسرائیل آماده کرد،و وعده‌اش را آمد پشت تریبون داد"جنگ منطقه‌ای"! اما اراده‌ها در داخل، باید و شاید جزمِ جزم نبود... آقا گذاشت تا خون پاکش بر زمین جاری شود، تا تمام توان کشور و مردم برود پشت این جهاد بزرگ! تا خونش غیرت‌ها را به جوش آورد و سرانجام کلک اسرائیل کنده شود. 🔹 گفتم اسرائیل امام را شکار نکرد؛ این امام امت بود که با شهادتش، آخرین تیر خلاص را به شقیقه‌ی اسرائیل شلیک کرد. 🔹لبخندی توی صورت غمزده‌اش نشست و گفت عجب حرفی زدی! اسرائیل هنوز داغ است و نمی‌فهمد که سید علی با او چه کرده است! گفتم مگر یزید فهمید که سیدالشهدا او را در چه دامی انداخته است؟خون حسین،سلسله‌ی بنی‌امیه را در سیلابش شست و برد. 🔹گفتم: خامنه‌ای را که بشناسی،می‌دانی کار بیهوده نمی‌کند! بی‌مبالاتی خواندن کار رهبر یعنی نشناختن حکمت،بصیرت و آینده‌نگری ! سید علی دور بود از این جنس کارهای بیهوده! 🔹گفت: خشم امشب مردم را دیدی؟ خون پاک رهبری، چنان همه را به خروش آورده است که شغال‌ها جرات ندارند به خیابان بیایند. این انسجام انقلابی را هم مدیون آقا هستیم. سیدعلی با خونش،رخوت را از تن انقلابی‌ها تاراند و همه را پای کار دفاع از ایران آورد! |کانون فرهنگ و رسانه دانشگاه اصفهان | ایتا|تلگرام
هدایت شده از حوزه هنری اصفهان
🔹مجموعه «تا خدایت رخ نمایاند!» 🔸طراح: مهدی جهانبخش 💠 حوزه هنری استان اصفهان در مجازی: | وبسایت | آپارات | ایتا | بله |
میگفت عاشقانی که مدام از فرجت می‌گفتند ، عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری. اولین چیزی که بعد از دیدن این عکس به خاطرم اومد این بیت شعر بود.
هدایت شده از ♡ Fairy Tales ♡🇮🇷
- تعدادشان زیاد است و قدهایشان، فوقش به یک متر برسد. قبرها را کوچکتر حفر کنید. - بستر خاک را خوب نرم کنید. صورتشان برگ گل است. - این دو نفر می‌خواهند کنار هم باشند. دوست صمیمی هستند. - روی مزارشان بنویسید: به کدامین گناه؟ - این‌یکی شب‌ها تنها نمی‌خوابد. می‌ترسد. کنارش بمانید. - آن‌یکی عادت دارد وقتی می‌ترسد دستان مادرش را بگیرد. مادرش کو؟ - آهسته‌تر! هیاهو نکنید! بچه‌ها می‌ترسند. - آرام بخواب گلم، ما اینجاییم. کنارت می‌مانیم. - این بچه اضطرا‌ب‌جدایی دارد، مادرش را صدا کنید. - اینها روزه‌اولی هستند. فکر افطارشان باشید. - بشمارید کسی گم نشده باشد. دفتر حضوروغیاب کجاست؟ - کیف این بچه را ندیدید؟ همان کیف صورتی. خیلی دوستش دارد. - خدایا این بچه‌ها چرا اینقدر آرامند؟ چرا جیغ نمی‌کشند؟ چرا نمی‌خندند؟ دخترها زنگ تفریح است! - بنویسید! درس امروز: دخترِ ایران ... - فردا اردو داریم؛ ۸ صبح،قبرستان… 😭😭😭😭😭😭