•° نشونھ
«بعضی وقتها بلندشدن و ادامه دادن کارشجاعانه و شکوهمندهیه.» .ص۸۴🌱
پسرک پرسید:«اگه قلبمون زخمی شد چی کار کنیم؟»
«با دوستی و همدردی و زمان باندپیچیش میکنیم، تا اینکه دوباره با امید و خوشحالی بیدار بشه.»
.ص۱۲۲🌱
پایان.
من تو را تصویر خواهم کرد
تو را به رنگ،
به نور،
و به آوازهای رنگین، تبدیل خواهم کرد.
تو را به گل،
به کوه، و به رودخانههای خروشان، تبدیل خواهم کرد.
من از تو دنیا را خواهم ساخت
و برای تو، دنیا را
اگر سخنم را باور نمیکنی
هنوز قدرتِ دوست داشتن را،
باور نکردهای ❤️
_نادرابراهیمی_
چند گویی قصهی ایوب و صبر او؟ بس است!
بیش از این ما صبر نتوانیم، آن ایوب بود.
-وحشیبافقی
خیال روی توام غمگسار و روی تو نه
به هر سوئی که کنم راه، راه سوی تو نه
خیال تو همه شب ره به کوی من دارد
اگرچه بخت مرا رهنما به کوی تو نه
دریغ کاش تو را خوی چون خیال بدی
که خرمم ز خیال تو و زخوی تو نه
دل من آرزوی وصل میکند چه کنم
که آرزوی من این است و آرزوی تو نه
مرا به نوک مژه غمزهٔ تو دعوت کرد
بخورد خونم و گفتا برو که خوی تو نه
به بوئی از تو شدم قانع و همی دانم
که هیچ رنگ مرا از تو جز که بوی تو نه
هزار جوی هوس رفته است در دل تو
که هیچ آب غم من روان به جوی تو نه
ز جستجوی تو حیرت نصیب خاقانی است
تو کیمیائی و او مرد جستجوی تو نه
_خاقانی_
صلیاللهعلیکیااباعبدالله
همه روز گردِ کویت همه شب بر آستانت
غرضی جز این ندارم که نظر کنم به رویت
_ امیرخسرو دهلوی _
اهلا و سهلا کربلا
پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟
این سرزمین غمزده در چشمم آشناست...
_مریم سقلاطونی_
'شبدوم