- از دیشب و خستگی های مکرر و ذوق واسه پسرعمه - جیغ و کِل و شاباش های فرابنفشی که نتیجهش شد گلو درد امروز - شاباش گرفتن از داداش و بابای دوماد - دور دادن سینی های هدیه و حنا - پرسه زدن و بالا پایین کردن کوچه تا ۳ صبح - داش مجید ایول - غیبت تا روشنایی صبح با دخترعمه جان -
نِـسوم
من خود بلای خویشم، از خود کجا گریزم؟
در اندرون من خستهدل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست