eitaa logo
‌𝔈𝘶𝘥𝘰𝘪𝘮𝘰𝘯𝘪𝘢
30 دنبال‌کننده
14 عکس
1 ویدیو
0 فایل
–𝘖𝘯 𝘢𝘯𝘥 𝘰𝘯 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘸𝘰𝘳𝘭𝘥 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘮𝘦𝘢𝘯𝘵 𝘵𝘰 𝘴𝘵𝘰𝘱.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌𝔈𝘶𝘥𝘰𝘪𝘮𝘰𝘯𝘪𝘢
نئو در حالی که پاهایش را به شاخه درخت چِفت کرده و از آن آویزان شده بود، از پشت موهای معلق و در هوا و نارنجی‌اش، با چشمان شیطنت‌آمیز و حیرت‌زده به جک نگاه می‌کرد:《مطمئنی تو خود جکی؟》 جک چشمانش را مالید و با خستگی آه کشید:《این بار پنجمه که می‌پرسی. تو مطمئنی میمون درختی نیستی؟》 نئو لپ‌هایش را پر باد کرد و با صدا خارج کرد، دستانش در هوا آویزان بود:《نه مطمئن نیستم. گفتی می‌خوای واسش چی بخری؟》 جک دستانش را در جیب فرو برد:《تاج برگ بو.》 نئو سرش را کج کرد:《مثل همونا که آپولو داره؟ چقدر کم داری؟》 جک زیر لب گفت:《خیلی زیاد... تقریبا هیچی ندارم.》 نگاهش را از نئو دزدید. نئو تاب خوردنش را متوقف کرد و با ناباوری خندید:《هیچی نداری؟ دقیقا با پولات چیکار می‌کنی تو؟!》 جک خیلی جدی و خشک به چشمان برعکس او خیره شد:《واسه بقیه کادوی تولد می‌خرم. یکمش هم واسه غذای گربه‌ها میدم؟》 سرش را خاراند:《این ماه یکمشم به کایرون قرض دادم.》 نئو اخم کرد:《تو واسه بقیه کادو می‌خری؟ اصلا مگه کمپ گربه داره؟ وایسا ببینم چرا کایرون باید از تو پول قرض...》 جک با عصبانیت میان حرفش پرید:《پول داری یا نه؟》 نئو که چشمانش کم‌کم داشت تار می‌شد گفت:《الان که نه ولی شب بیا دور آتیش واست میارم.》 جک کمی خودش را جمع کرد:《از آتیش خوشم نمیاد، نمیشه بیاری اسطبلی جایی؟》 نئو با ناله خودش را بالا کشید و روی درخت نشست. کمی چشمانش را بست و با قیافه خسته از بالا به جک نگاه کرد:《آی سرم، باشه باشه واست میارم.》 جک سرش را تکان داد و برگشت که برود. نئو از پشت سرش داد زد:《قابلتو نداشت. مامانت بهت تشکر یاد نداده؟》 جک فقط به راهش ادامه داد.