eitaa logo
مدرسه نویسندگی مبنا
2.5هزار دنبال‌کننده
429 عکس
72 ویدیو
18 فایل
سلام اینجا کانال نویسندگی مبنا هست. جایی‌که سعی‌مون بر این هست خودمون رو میون جنگ روایت‌ها ببینیم و به عنوان کنشگر توی این عرصه نقش‌مون رو ایفا کنیم. ارتباط با ادمین: @mabna_school ارتباط مستقیم با استاد کاف‌گاف‌زاده: @kaf_gaf_zade
مشاهده در ایتا
دانلود
در حلقه نهم، همراه منصور ضابطیان به کوبا سفر خواهیم کرد؛ کشوری که بر دیواره‌های آن بیش از آنکه عکس چه‌گوارا را ببینیم عکس جاستین بیبر به چشم می‌خورد... ⏳ ۳ روز تا آغاز ثبت‌نام حلقه کتاب 📝@nevisandegi_mabna
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مدرسه نویسندگی مبنا
🔖 خلاصه بعد از جلسات هم‌فکری و کش و قوس‌های زیاد رسیدیم به چیزی که الان بهش می‌گیم: 📚 حلقه‌
✨سلام سلام صبح‌تون به خوبی و خوشی ✨ 🔖اگه یادتون باشه دیروز رسیدیم به جایی‌که مجموعه‌ی مبنا رسید به ایده‌ی "حلقه‌ی کتاب". 🔻انشالله امروز می‌خوایم بحثش رو ادامه بدیم که توی حلقه‌‌ی کتاب چه‌کارهایی انجام می‌شه و کی می‌تونه توی حلقه شرکت کنه😇 📝@nevisandegi_mabna
مدرسه نویسندگی مبنا
✨سلام سلام صبح‌تون به خوبی و خوشی ✨ 🔖اگه یادتون باشه دیروز رسیدیم به جایی‌که مجموعه‌ی مبنا رسید به
🔖 روش برگزاری حلقه کتاب به این شکل هست که اربابان حلقه قبل از شروع حلقه‌ی کتاب، سه یا چهار کتاب برای مطالعه انتخاب می‌کنن و شما باید اون‌ها رو تهیه کنین. 🔖بعد طبق بودجه‌بندی که تنظیم شده شما باید روزانه (به غیر از جمعه) بین ده تا بیست صفحه از کتاب رو مطالعه کنین. 🔻خب بعد از این‌که کتاب رو خوندیم چی؟!! 📝@nevisandegi_mabna
مدرسه نویسندگی مبنا
🔖 روش برگزاری حلقه کتاب به این شکل هست که اربابان حلقه قبل از شروع حلقه‌ی کتاب، سه یا چهار کتاب برای
🔖 تازه اصل کار بعد از تموم‌شدن خوندن کتاب تازه شروع می‌شه. شما بعد از ثبت‌نام توی کانال و گروهی عضو می‌شید که همه‌ی اعضا حضور دارن. وقتی بازه‌ای که خوندین، تموم شد، میاید توی گروه و در موردش پیام می‌ذارید، بحث می‌کنید، نظر خودتون رو می‌گید و... 🔻این فقط قسمتی از برنامه حلقه هست... 📝@nevisandegi_mabna
مدرسه نویسندگی مبنا
🔖 تازه اصل کار بعد از تموم‌شدن خوندن کتاب تازه شروع می‌شه. شما بعد از ثبت‌نام توی کانال و گروهی عضو
✨ خب برنامه‌های دیگه حلقه‌ی کتاب چیه؟!! 🔖 باید خدمتتون عرض کنم، علاوه بر کتاب‌خوانی ما این برنامه‌ها رو هم داریم😇 🔻دیدار با نویسنده‌ی کتاب 🔻ماراتن کتاب‌خوانی 🔻وبینارهای تخصصی 🔻دورهمی‌های مجازی در مورد کتاب‌ها 🔻و... ✨ می‌شه این برنامه‌ها رو توضیح بدید؟!! چرا که نه😁 توی این چند روز همه‌ی برنامه‌ها رو به مرور خدمتتون معرفی می‌کنیم 📝@nevisandegi_mabna
تو در جنگل‌های ورزقان، در نقطه صفر مرزی چه کار می‌کنی مرد؟ صندلی نهاد ریاست جمهوری خار داشت که پشت آن ننشستی تا این شب عیدی، پیام تبریک برای این و آن ارسال کنی؟ می‌خواستی مثلا بگویی مردمی هستی؟ خب سوار تویوتا لندکروز ضدگلوله می‌شدی و چند نفر آدم را پیدا می‌کردی و از بین‌شان ردی می‌شدی و صدای شاتر دوربین‌ها و تمام. به جهنم که پیرمرد روستای دیزج ملک از زمان رضاخان تا الان، یک فرماندار را از هم نزدیک ندیده. به جهنم که روستای کهنه‌لو به ورزقان یک جاده درست و حسابی ندارد. به جهنم که روستای کیغول یک درمانگاه ندارد و همین ماه پیش زن جوانی، قبل از رسیدن به زایشگاه شهرستان، بچه‌اش سقط شد. اقلا یک جای نزدیک با دسترسی هموار می‌رفتی سید! عدل رفتی سراغ نقطه‌ای که کل مملکت بسیج شده‌اند برای پیدا کردنت؟ انصافت را شکر. می‌گویند آن‌جا باران گرفته. زیر باران دعا مستجاب است. دعا کن برای خودت دعا کن برای ما؛ پیرمرد روستای کهنه‌لو را که یادت نرفته؟ همان که هنوز یک فرماندار را هم از نزدیک ندیده؟ دعا کن سید! شب عید است... 📝@nevisandegi_mabna
مدرسه نویسندگی مبنا
تو در جنگل‌های ورزقان، در نقطه صفر مرزی چه کار می‌کنی مرد؟ صندلی نهاد ریاست جمهوری خار داشت که پشت آ
🔖 هنوز هم در این دنیا مکان‌هایی هست که می‌تواند تو را ساعت‌ها از مردم جهان فاصله بیندازد. زمان‌هایی هست که کسی نتواند به تو نزدیک شود. تویی که اخبارت نهایتا یک ربع بعد توی همه رسانه‌ها جاگیر شده و لایک و دیسلایکش را هم گرفته. حالا رفته‌ای جایی که باید هزاران نفر ساعت‌ها بگردند و تو را پیدا نکنند. میلیون‌ها نفر، همه رسانه‌ها را بالا و پایین کنند تا عکسی از تو را بیابند. عکسی که نشان دهد آخرین کاری که کرده‌ای چه بوده است. آخرین کلنگی که بر خاک‌های ایران زده‌ای با چه روبانی تزیین شده است. آخرین پیرمردی که با تو هم‌صحبت شده، چه لباس محلی‌ای پوشیده است. اعتراف می‌کنم دنیا هنوز جاهای عجیبی دارد. جایی که رییس جمهور یک کشور که بالاترین حفاظت های شخصی را دارد می‌تواند داخلش گم شود و تا ساعت‌ها پیدا نشود. شاید آخرین درخواستت از خدا خلوتی بوده که چند ساعتی فارغ از حرف و حدیث‌های مملکت داری، بتوانی چشم روی هم بگذاری. چند ساعتی داشته باشی که کسی خبری برایت نیاورد و گوشی‌ات زنگ نخورد. بتوانی به راه رفته‌ات و راه باقی مانده‌ات فکر کنی. حرجی نیست، هر چه می‌خواهی فکر کن ولی آخر سر برخیز و به سوی ما برگرد. برگرد که ما سخت به صعود تو دل بسته‌ایم. 🖋جواد زارع 📝@nevisandegi_mabna
🌾بیشتر از دو ساعت‌ست دارم حرف‌های تکراری می‌شنوم. گوینده اخبار مدام از صعب‌العبور بودن منطقه می‌گوید و مردم را به تماشای چند قطعه فیلم تکراری دعوت می‌کند. توی همین دو ساعت اما قصه‌ها دارند تندتند توی سرم خلق می‌شوند. از جرقه اولیه تا ایده و طرح و پایان‌بندی، فاصله زیادی نیست. بین همه یکیش را بیشتر پسندیدم. نشسته‌ای کنج خانه‌ای جنگلی. مچاله شده‌ای کنار بخاری نفتی و نمی‌دانی گیجی سرت از بوی غلیظ نفت است یا شدت ضربات "فرود سخت"! نوک دماغت سرخ شده و تیغه‌اش تیر می‌کشد. عینک که نداری خستگی چشم‌هات بیشتر پیداست و حالا هولِ ولوله‌ای که می‌دانی افتاده توی مملکت هم ریخته پشت نگاهت. داری آستین قبای پاره‌ات را وارسی می‌کنی که پیرمرد کتری به دست می‌آید توی اتاق. نمی‌تواند فارسی حرف بزند. به ترکی جمله‌ای می‌گوید و کتری آب‌جوش را می‌گذارد روی بخاری. دوتا لیوان لنگه به لنگه از لبه طاقچه برمی‌دارد و می‌نشیند کنارت. بخار چایی که دارد برایت می‌ریزد مثل رنگش غلیظ است. یکی از لیوان‌های بدون دسته را با سینی ملامین هول می‌دهد جلوی زانوهات و بهت لبخند می‌زند. پیرمرد توی خواب هم نمی‌دید زیر سقف تَرک‌دار خانه‌اش با رییس‌جمهور چای بخورد. کاش آخر قصه‌ها همیشه خوش باشد. 🖊 سبا نمکی 📝@nevisandegi_mabna
راست می‌گفت ۶ کلاس بیشتر سواد نداشتی؛ اگر بیشتر خوانده بودی خب حتما ادبیات هشتم را می‌خواندی دیگر. مبحث کنایه: «کنایه سخنی است که دو مفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده معنای دور آن است.» یعنی وقتی می‌گویی «تا پای جان برای ایران» باید معنای دور آن مدنظرت باشد. یعنی مثلاً خیلی زحمت بکشی، نهایت تلاشت را کنی، کمتر بخوابی و بیشتر کار کنی. نه اینکه واقعا «تا پای جان»؛ نه اینکه واقعا جانت را برای ایران، برای مردم بدهی. زبان تو، زبان کنایه نبود؛ زبان صدق بود. ممنون که به مهمترین شعارت عمل کردی. شاید سه سال قبل، با اکراه اسم تو را روی برگه رأی نوشتم؛ ولی این‌بار به خاطر همین عمل به وعده‌ات، با انگیزه تمام انتخاب می‌کنم. راستی حوزه انتخابی بعدی‌ات کجاست؟ | @mabnaschoole |
بسم‌الله. ما اگر در داستان‌نویسی اتفاقات را اینطوری کنار هم بچینیم و مثلا شهادت هشتمین رییس‌جمهور را بگذاریم شب ولادت هشتمین امام، همان امامی که رییس‌جمهور خادمش بوده و تازه روز ولادتش هم نوبت خدمتش است، به ما می‌گویند این چه داستانی است، باور‌کردنی نیست. ولی خدا هر بار ثابت می‌کند که برنامه‌ریزی و پیرنگ‌های او برای بنده‌هایش با آنچه عقل من درک می‌کند، فرق دارد. ذهنم آشفته است، حرفهایم زیاد و قلبم سنگین. به رایی که به اقای رییسی دادم فکر می‌کنم. همان رایی که خواسته‌ی قلبی‌ام نبود، با اینکه مِهرش توی دلم بود. همان رأی حالا برایم افتخار است. به یک شهید رأی دادم. خدا برایم اینجوری برنامه‌ریزی کرد که روزی که باید جواب بدهم، حرفی برای گفتن داشته باشم. چند روز پیش یک متن ناقص درباره مرگ و لحظه‌های آخر نوشتم؛ حالا قطعه‌های گمشده‌ی متن دارد کم‌کم پیدا میشود. خدایا می‌شود پیرنگ داستان من را هم غیر قابل باور کنی؟می‌شود جوری برایم بچینی که من هم، هرچقدر عجیب، زیبا زندگی کنم و زیباترین مرگ نصیبم بشود؟ ✍ #س.عابدی 📝 @nevisandegi_mabna