📌چرا علیرغم این همه تجربه، تراژدی «تقصیر ماست» را پایانی نیست؟
🖊️میثم مهدیار
♦️وضعیت گروتسک را وضعیتی گفتهاند که در آن محتوای یک طنزسیاه معمولاً موجب خندهای همراه با وحشت، تلخکامی یا اندوه در مخاطب میشود؛ تردید بین خندیدن یا وحشتکردن و بلاتکلیف میان مضحکبودن و سیاهبودن محتوا.
نقل برخی از جریانهای سیاسی ماست که به جای محکوم کردن نقض بندهای تفاهمنامه #اسلام_آباد توسط یانکی سرخ موی (از عدم توقف عملیات در لبنان گرفته تا عدم آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران تا عدم پایبندی به «ترتیبات ایرانی» در تنگه هرمز و...) نوک پیکان اتهام را به سمت نیروهای داخلی و بلندشدن پرچمهای سرخ خونخواهی #رهبری_شهید چرخاندهاند.
🔸بگذریم که هنوز بعد از ملاحظه این همه تجربیات ملموس خودی و غیر خودی از زخمکاریهای #آمریکاییها کسانی چشمبهراه بودند تا آن یانکی سرخموی (که روزی نمیگذرد که آزادسازیِ یک و نیم میلیارد دلار از داراییهای ایران در ازای آزادیِ جیسون رضائیان را در دولت بایدن به سخره و استهزا نگیرد) بر اساس تفاهمنامه اسلام آباد میلیاردها دلار از پولهای بلوکه شده ایران را آزاد کند، خود فینفسه مایه وحشت است.
🔗ادامه یادداشت را اینجا بخوانید
#نوآورد؛ رسانه انتقادی علوماجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
🔻صفحه دو
🔸️وحشتناکتر اینکه این عده در توهم اجازهِ استقرارِ صندوق سیصد میلیارد دلاری بازسازیِ پسا جنگی آن هم پس از دو حمله مهیب به ایران نیز نشسته بودند. بماند که برخی از این جریان سیاسی هنوز بعد از بمباران میز مذاکره توسط آمریکاییها شبها با رویای سرمایهگذاری ۲۵۰۰ میلیارد دلاریِ آمریکا سر بر بالین میگذارند. چطور میتوان این همه نادیدهانگاری و فراموشی و خوشخیالی را صرفا به ناآگاهی تقلیل داد؟
🔸آیا استمرارِ این رویاپردازیها و فانتزی اندیشیها را پس از این همه درس عبرتی که ترامپ در کلاس زورگیریاش برای مادرو و زلنسکی گرفته تا بنسلمان و دانمارک و پاناما وکانادا و اروپا و ... دایر کرده را میتوان صرفا به جهل و ناآگاهی فروکاست؟ آیا نا دیده گرفتن پنج دهه تجربه مواجهات آمریکاییها و اروپاییها با پیمانها و تعهداتی که در برابر ایران داشتهاند را میتوان جز با مقوله *«اقتصاد سیاسی» حاملان این فراموشی سیستماتیک تبیین کرد؟ سیستماتیک از این جهت که عامدانه سالهاست برای تبدیل «نشدن» این تجربیات وطنی به دانش ضمنی و صریح در حوزه عمومی و آکادمیک تلاش میشود.
🔸️حتی اگر ماجراهای همین چند ماه اخیر مواجهههای اقتصادی و سیاسی ترامپ با مادرو و زلنسکی و بن سلمان و کانادا و گرینلند و اروپا و ... را نادیده بگیریم چطور میتوانیم حداقل پنج تجربهی گرانبار یا به عبارت درستتر پنج زخمِ عمیق ملیمان در پروندههای سیاستِ خارجی با طرف آمریکایی را نادیده بگیریم؟ انباشتِ این پنج خاطرهی تلخ، هر کدام میتوانست چراغِ راهی باشد برای درکِی واقعیتر از مناسبات حاکم بر جهان و هیات حاکمه آمریکا و در نتیجه کاهشِ مخاطرات سیاسی بر کشور اما عامدانه نادیده گرفته شدهاند:
1️⃣ نخستین زخم، در دهه شصت، آن ماجرایِ گروگانها و قراردادِ الجزایر بود.
آمریکاییها به محضِ آنکه گروگانها را پس گرفتند، همچون بادی که از میانِ انگشتان میلغزد، از همهی تعهداتشان، از عدمِ دخالت تا آزادسازیِ داراییهای ایران شانه خالی کردند.
2️⃣ دومین خاطره تلخ، در دهه هفتاد رقم خورد؛ آن میانجیگریِ انسانی برای آزادیِ گروگانهای لبنان، که پاداشش ترورِ سیدعباس موسوی توسطِ رژیمِ صهیونیستی بود.
3️⃣ سومین تجربه، در دههی هشتاد و پیمانِ سعدآباد بود.
با وجودِ آن تعلیقِ داوطلبانه و امضایِ پروتکلهای فراپادمانی، پاسخِ غرب به ما، ارجاعِ پرونده ایران به شورای امنیت بود.
4️⃣ چهارمین آزمون، در دههی نود و با برجام رخ نمود.
آن همه کوتاهآمدن و تعهد، که دستاوردش جز یک «کاپِ اخلاق» و «تقریباً هیچ» برای ایران بیش نبود و آمریکاییها حتی علیرغم خروج یکجانبه در سال ۱۴۰۳ تلاش میکردند مکانیسم ماشه (همان که توسط فرانچسکو نامی در برجام مینگذاری شده بود) را فعال کنند که البته با همکاری چین و روسیه خنثی شد.
5️⃣ پنجمین ضربه، در سال ۱۴۰۴، بمبارانِ میزِ مذاکرات بود. بهویژه در اسفندماه، آنگاه که ایران از طریقِ بدرالبوسعیدی میانجی مذاکرات، چراغسبزِ قبول محدودیتهای بیشتررا نشان آمریکاییها داده بود، اما آنها که پیشتر تصمیمِ جنگ را گرفته بودند و بستر اجتماعیاش را از دیماه فراهم کرده بودند در نهم اسفند با حمله به راس نظام پاسخ خوشبینی مذاکرهکنندگان ایرانی را دادند.
🔸اما دریغ که این همه تجربه تلخ، این همه خون و خیانت، نتوانسته خدشهای بر پیکره آن انگاره فرسودهی «تقصیر ماست» وارد کند. حتی اکنون که حتی میانهروهای جمهوریخواه در آمریکا نیز ترامپ را به خاطرِ نقضِ تفاهمنامه و پیچیدهترکردنِ اوضاع سرزنش میکنند، این جریانِ داخلی، دوباره نوک پیکان اتهام را به سمت نیروهایِ خودی چرخانده و تمنای انتقام شهادت رهبری و مردم را عاملِ بدعهدیِ دشمن میداند. بوالعجبا!
♦️همانطور که پیشتر هم نوشته بودم، اکنون مهمترین رسالتِ ما، فهم ماهیتِ تاریخیِ این اقتصاد سیاسی است؛ اینکه بپرسیم که کلیشه «تقصیر ماست» چه دلالتهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد و در خدمت چه اقتصاد سیاسی قرار دارد. این، جستوجویی است برای بازپسگیریِ عقلانیت از دستِ فراموشی عامدانه.
#نوآورد؛ رسانه انتقادی علوماجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله
🆔@newavard
نوآورد؛ رسانه انتقادی علوم اجتماعی
📌 فیروزان؛ کارآفرین بخش خصوصی فرهنگ؟! 🖊️ محمدحسین کارخانه 🔗متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید #نوآ
.
♦️ #مهدی_فیروزان طی چند دهه اخیر بهعنوان بنیانگذار و مدیرعامل مجموعهٔ #شهر_کتاب شناخته شده است؛ زنجیرهای که امروز نزدیک به ۱۰۰ شعبه در سراسر ایران دارد. روایتی که حول او شکل گرفته، به شهر کتاب محدود نمیماند. او در روایتی که خود و دوستان و اطرافیانش از او ساختهاند و اخیرا نیز در بزرگداشتی آیینی پر و بال داده شد، بهمثابه #کارآفرینی شناخته میشوند که حمایت حاکمیتی نداشته است: از خانوادهای فرهنگی برخاسته، هفتاد کشور دنیا را دیده، شهر کتاب را بالا آورده، ایدهٔ کتاب الکترونیک از خودش بوده و #فیدیبو را نیز با تکیه بر همین ابتکار شخصی طراحی کرده است.
🔸 خلاصهٔ این روایت، تصویر مردی است که بیهیچ پشتوانهای، تنها با اتکا به خود و خانواده، این مسیر را طی کرده. اما این روایت خوداتکایی و بزرگداشتی که حول آن شکل گرفت، با آنچه دربارهٔ خاستگاه و شیوهٔ ادارهٔ شهر کتاب مستند است، چه نسبتی دارد؟
🔸پاسخ را باید در خاستگاه و ساختار ادارهٔ شهر کتاب جست. شهر کتاب محصول تصمیمی از بالا بود، نه ابتکاری متولدشده در خلأ بازار: در میانه دههٔ هفتاد، با اشارهٔ #رهبری_شهید به ضرورت وجود نمایشگاه دائمی کتاب در تهران، شهرداری تهران حدود سی ساختمان در ابعاد مختلف که هر کدام حداقل یک فروشگاه کنار خیابان و اغلب واحدها و اتاقهای جانبی در اختیار داشت را به این منظور در اختیار «شهر کتاب» قرار داد.
🔸 روایت «بدون پشتوانه» دقیقاً همین نقطهٔ آغاز را حذف میکند؛ سرمایهٔ اولیه و زیرساخت فیزیکی شهر کتاب از محل دارایی عمومی تأمین شد، نه از صفر.
🔸مرحلهٔ دوم، تعیینکنندهتر بود: با تشکیل هیات امنا، ادارهٔ این ساختمانها از نظارت مستقیم شهرداری خارج شد، و به شکل غیرقانونی به نوعی سرقفلی این اماکن دولتی هم مادامالعمر در اختیار «شهر کتاب» قرار گرفت و اختیار عملیاتی گستردهای بر داراییای شکل گرفت که مالکیت نهاییاش هرگز بهطور کامل و شفاف واگذار نشده بود.
🔸پیامد این جابهجایی در سطح اقتصادی خود را نشان داد: تقریبا نیمی از این ساختمانها که بهعنوان کارکرد کتابفروشی بازدهی اقتصادی لازم را نداشت بدون اجازه مالک اصلی (#شهرداری_تهران) به کاربریهای دیگر همچون لباسفروشی و لوازم خانگی و تئاتر روحوضی و... اجاره داده شد تا ناترازی هزینهای شهرکتاب جبران شود؛ آن هم بر خلاف مفاد قرارداد اولیه که در آن بر کاربری انحصاری «#کتاب» تاکید شده بود.
🔸 پس هم اموال عمومی اختصاصیسازی شد و هم برخی از آنها برای کسب درآمد تغییر کاربری یافت.
حتی در مراسم بزرگداشتی که اخیرا برای فیروزان برگزار شده بود به نقدهایی که در سالهای نخست دربارهٔ نحوهٔ واگذاری و ادارهٔ برخی شعبهها مطرح بود اشاره شد، اما فیروزان با این توجیه که «عملکرد خوب» شهر کتاب «بخشی از آن ابهامها را کاهش داد» از آن گذر کرد. به هر ترتیب نباید نقش این فرایندها را در تداوم فعالیت شهرکتاب و تأسیس فیدیبو و... نادیده گرفت.
🔸جالب این جاست که در چندسال اخیر این الگو یعنی اختصاصیسازی اموال عمومی و بعد کسب درآمد غیر شفاف از آن برای جبران هزینهها به مذاق دیگران نیز خوش آمده بود و موسسه خصوصی «خانه اندیشمندان علومانسانی» در تلاش برای در اختیار گرفتن سرقفلی ساختمان پارک ورشو بود که البته این بار از کشاکش حقوقی با شهرداری سربلند بیرون نیامد و علیرغم لشکرکشی رسانهای مجبور به واگذاری ساختمان شد.
🔸البته در این نوشتار قصد نداریم شخصیت مهدی فیروزان را تخفیف دهیم و حتما فیروزان از اهالی #فرهنگ است و تداوم فعالیت شهرکتاب و راهاندازی فیدیبو هم نشان از فرهنگفهمی و زمانهشناسی فیروزان است، اما مسأله این نوشتار اسطورهسازی از فیروزان در آیینها و پادکستها و مصاحبهها به عنوان کارآفرین موفق بخش خصوصی فرهنگ است که دلالتهای دیگری را پنهان میکند.
🔸️در واقع این قهرمانسازی دلالتهای پنهانی در برقراری نسبت ناموزون در سهگانه دولت-فرهنگ- بازار است. یکی از مهمترین این دلالتهای پنهان تلاش برای قطع ید حاکمیت از حوزه فرهنگ و رهاسازی آن در برابر بازارگرایی است. امروز تبعات و آثار این بازارگرایی را میتوانیم در پلتفرمهای ویدئویی بینیم که چطور برای جذب مخاطب و درآمدزایی روی سریالهای ترکیهای را هم سفید کردهاند.
🔸مهدی فیروزان حتما قبل از یک کارآفرین، یک شخصیت فرهنگی است و مانند صاحبان این پلتفرمها درآمدزایی دغدغه اول او نیست، اما مسأله اینست که با روایتسازی ناقص از تاریخ تداوم شهرکتاب و نادیدهگرفتن امکانات مادی و حمایتهای معنوی دولتی از آن تلاش میشود با مسئولیتزدایی از دولت در حفظ و ارتقای فرهنگ عمومی، فرهنگ در مقابل بازار بیپناه رها شود.
#نوآورد
رسانه انتقادی علوم اجتماعی
🌐با ما همراه باشید در:
ایتا| بله |سایت
🆔@newavard