یک عکس دارم با نس توی ابرار، اون موقعها که نوجوون بودیم و ابرار مقر بود، جلوی کتابخونه نشستیم. این روزها که داریم کتابخونه تکونی میکنیم نس هی جلوی چشممه، دلم تنگ شده واسش...
امروز زهرا داشت از دوست ناشناسش میگفت، منم یادم افتاد چقدررررره ناشناس حرف نزدیم، چه خبرا؟ روزهاتون رو چطور میگذرونید؟
نیومون
خانم سین >>>>
امروز دیدن دستم سرده چون فشارم پایینه رفتن برام نون خامهای آوردن 🥺
یاد اعتکاف افتادم، هی بهم خوراکی میدادن که بخور ضعف نکنی 😄
خانم سین ۱۰/۱۰ ✨️✨️✨️
💭 https://eitaa.com/newmoonf/147 من دیروز بیشتر از یک ساعت خوندم
ولی تو این مدل بیشتر چالشم با کارهایی بود که تو اون بازه پیش میومد
به نظرم اول بستگی به سبک برنامه ریزی شخص داره،اینکه مبنای کلیش بازههای زمانیه یا حجم کار و اینکه تا کجا پیش ببره...
ولی خودم با توجه به کارهایی که بین مطالعه پیش میاد ترجیح میدم به صفحه تکیه کنم و با تعداد صفحه پیش برم،اینطوری انگار دستم برای کتاب خوندن بازتره،تو اون مدل یه مقدار حس محدود بودن دارم،و مثلا زمانم تموم میشه ولی فصل تموم نشده
🪸 سلاممممم چطوری؟😍✨️
چهارپایه جونم چه خبر؟ من که تیر خوردم و شروع نشده رهاش کردم، شما چه خبر؟ تونستی ادامش بدی؟
#ناشناس