" خاطرات یک پریا "
دلم میخواست یکی میبود تا باهم میرفتیم زیر بارون برقصیم و بدویم
بیا دنبالم باهم بریم
هدایت شده از .𝒊𝒏𝒔𝒊𝒅𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏.
چون برکهی یخ بسته پر از حسرتم ای ماه
دل بی تو چه شب های درازی که شکسته است؛
-فاضل نظری
امروز روز انجام کارهایی که هیچوقت انجام نمیدادم بود.
شاید بتونم بگم با آشپزی آشتی کردم
ظرف شستم ونمیدونم چرا خیلی بهم کیف داد
تکالیفی که مرتب مینداختمش پشت گوش رو انجام دادم نصف یه سریال رو ریواچ کردم و درآخر بهترین بخش امروز دراز کشیدن تو هوای آزاد بود✨