هدایت شده از شُـعَراٰء ⸾ محفݪ شاعــران
دفتر شعر مرا خواندی و عاشق نشدی ؟
بر دل سنگ تو و دفتر شعرم لعنت ..
هدایت شده از مصـائـب ؛
شب نیست که ، هجومِ فکر و خیال به شیار هایِ مغزه.
_همیشه درحال بحثم با مامانم
همش داریم سر چیزای الکی رو مخ هم میریم و فکر میکنم چقدر داره عصابم از دستش خورد میشه.
ولی وقتی ناراحتیشو میبینم دووم نمیارم. میفهمم چقدر ناراحتیش دلمو به درد میاره . چقدر دلم میلرزه میبینم غمشو.
خلاصه که میدونم بدم من ولی دردت به جونم مامانه قشنگم🥲🫂