هدایت شده از ‹ مَبـهوت ›
قسمتِ دشمنِ انسان نشود روزی که...
دوستت دارم معشوق، به "اما" برسد
هدایت شده از اَنارستــــــون
دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود «خدا رو چه دیدی شاید شد».
یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد. فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می کردیم و حالمون خراب بود. گریه مون وقتی شروع شد که گفت به درک که نمی تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی تونم بازیگر بشم. آخه عشق سینما بود. سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی تایتانیک رو اون برای همه ی ما آورده بود. معلم ریاضی مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...
«خدا رو چه دیدی شاید شد».
وقتی این رو گفت همه ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره.
امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریهم گرفت.
فکر میکنی رسیدن به آرزوت محاله؟!
«خدا رو چه دیدی شاید شد»
#حسین_حائریان
هدایت شده از 🚨خبر فوری جنگ🚨
قدر اونایی که بخاطرتون صبر میکنن رو بدونید،
اوناییکه برای دیدنتون، برای حرف زدن باهاتون، برای داشتنتون ٬٬تلاش٬٬ میکنن!
باور کنید خیلی کم پیش میاد کسی شمارو با همه ی نقص هاتون دوست داشته باشه؛
کم پیش میاد کسی نبودن شمارو به بودن یکی دیگه ترجیح بده،
کم پیش میاد کسی اونقدر دوستتون داشته باشه.
اگر یکی از اینارو دارید،
قدرشو بدونید.(:
من نمیفهمم چرا باید روزمو با یادآوری خوابم (یه موشی که بال داره و حمله میکنه) شروع کنم🗿