بعضی وقتها دلت برای خانهای تنگ میشود که دیگر وجود ندارد؛ حتی اگر همان خانه هنوز سر جایش باشد. چون چیزی که دلتنگش هستی، آدمهای آن دوره و نسخهٔ قدیمی خودت است.
هدایت شده از چهارخونه
حباب پوچ سرگرمی دنیا. یه مدت سرخوشی. اثرش که میپره انگار یکی خوابونده تو گوشت. سرت سوت میکشه و سر معده ات سوز میزنه.
هدایت شده از چهارخونه
به خاطر همین خیلی دلم برای کسایی که نوجونیشون رو با دنیای سرگرمی و گوشی میگذرونن میسوزه. چون میفهمم خودم چرا نمیتونم رها بشم. میفهمم چقدر آسیب دیدم و از کجا ها. و اینطور نیست که شاید فقط من اون اشتباهات رو کرده باشم. میبینم که یه سری کارها رو همه داریم انجام میدیم. و از بهای اون آگاه نیستیم.