بعضی وقت ها انقدری غرق افکارم می شوم ، غرق خیالات و واهمات که گویی هویتم از یک فکر فراتر نمی رود انگار خودم هم یک فکرم
و جز این هیچ چیز دیگر نمی توانم باشم و زمانی که به خودم می آیم با پشیمانی تن مرده دقایقم را از آب بیرون می کشم و روی کولم می گذارم تا در گورستانم خاکش کنم
هر کسی را که خاک می کنم قبر دیگری کنارش می کنم چون می دانم مرض من در خفه کردن دقایق لاعلاج است.
می نشینم نخ و سوزن بر می دارم و تنم را به گذشته می دوزم و خودم را از او جدا نمی کنم نمی دانم تا کی قرار است عذاب بکشم و تا کی قرار است از دیدن پشت سرم و در آغوش گرفتن اجساد زمان واهمه داشته باشم ، نمی پذیرم که او منم فردا هم نمی پذیرم که آدم دیروز بودم خودم را تا خرخره در لجن می کنم و هیچ راهی نمی گذارم تا خودم را نجات دهم (موجودی درونم با من شدیدا دشمنی می کند)
#ارسالی
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است، اما مهمترینش یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمین آرام است.
سال بلوا
عباس معروفی
با کسب اجازه باید بگویم که فلسفه من ناراحتکننده است، زیرا حقیقت را میگويم و حقیقت تلخ است. مردم بيشتر ترجیح میدهند خیال کنند که هر چه خدا آفریده خوب است. بسیار خوب، بروید به سراغ کشیشان و فیلسوفان را راحت بگذارید.
جهان و تاملات فیلسوف
آرتور شوپنهاور
بلاخره همه یک روزی میمیرند و صد سال که بگذرد، دیگر هیچ کس دربارهی این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمیکند.
پس بهتر است همان طور که دلت میخواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری.
گریه آرام
کنزابورو اوئه
اگر نمیتوانیم مانند انسانها زندگی کنیم، لااقل سعی کنیم مانند حیوانات زندگی نکنیم.
کوری
ژوزه ساراماگو