چه بگویم برایت؟! بگویم زخمم آنقدر عمیق شده که میشود در آن درختی کاشت؟ یا بگویم غمگینم، طوری که حتی مرگ هم کاری از پیش نمیبرد.
اولین نخ سیگار، همیشه قرار بوده آخرین هم باشد؛ برای همهی آنهایی که سالهاست نخ به نخ دود میکنند از همان نخِ اول قرار بود تمامش کنند! مثل من که از همان حادثهی اولین نگاه، هر شب دوست داشتنت را تمام میکنم در خودم، ولی هر روز صبح با طلوعِ خورشید آغاز میشوی.
از دردهایش چیزی نمیگفت؛ و من میدانستم کارد وقتی به استخوان میرسد، آدم را لال میکند.