به نظرم یکی از نشونههای بزرگ شدن اینه که کمتر سعی میکنی آدمارو تغییر بدی و بیشتر سعی میکنی درست انتخابشون کنی.
تمام وجودم کربلا میخواد، هوای بینالحرمین میخواد، ساعتها خیره موندن به عظمت اونجا و ساعتها دردودل ..
آدما به اندازه همه لحظاتی که "خواستن" و "نشد" پیر میشن نه به اندازه سنشون.
آدم نمیفهمه، نمیفهمه، تا وقتی که میشینه برای یکی تعریف میکنه. اونجاست که متوجه میشه چه فاجعهای رو پشت سر گذاشته.
روزام همزمان جالب، فان، خستهکننده شده ولی همین که انقدر شلوغم که وقت فکر کردن ندارم راضیم