میگفت آدمیزاد با سخت شدن اوضاع نمیره؛ با بی احترامی میره، با بی توجهی ، با دور شدن و حرف نزدن، ندیدن و وقت نذاشتن؛
آدم با اینهاست که تصمیم میگیره بره.
من به تک تک رفتارا فکر میکنم به جزئی ترین نگاهها فکر میکنم، به لحن حرف زدن ها فکر میکنم، به احساسات پشت کلمهها فکر میکنم،به خصوصیت آدمها فکر میکنم، من حواسم به همه چیز هست و دقیقا غمانگیز ترین قسمت زندگیم همینجاست؛ که من خیلی فکر میکنم.
خیلی از اونهایی که دور و برت هستن، واقعا دوست تو نیستن فقط ظاهرشون حرفهاشون یا لحظههایی که کنارت بودن اینطور نشون میده، ولی حقیقت یه چیز دیگهست؛ما توی زندگیمون سه جور دوست داریم.
برگها، شاخهها و ریشه ها.
غم بعضی آدمها، مثل عطر کهنهست؛ هرجا بری، بوش باهاته، حتی اگه سالها ازشون گذشته باشه.
من آدمی نیستم که زود بیخیال بشم، ولی اگه بیخیال بشم دیگه هیچ چیز باعث نمیشه مثل قبل بشم.
خوشبختانه گذر زمان همه چیو عادی میکنه برات؛ هر نبودی ، هر کمبودی، هر سختهای و هر غمی و دیگه پیله نمیکنی به چیزی.
بی احترامی خدافظی میاره عزیزم من تا آخر عمر صبر نمیکنم تا تو یاد بگیری چجوری با من رفتار کنی.