نیلوفر آبی>>>🦋
- گوشهیِ دفترش نوشته بود : تحمل میکنی ، تحمل میکنی ، تحمل میکنی . . یهو که آستینت به دستهی در گیر
- گوشهیِ دفترش نوشته بود :
کاش دو نفر به یه اندازه دلشون واسه هم تنگ میشد ،
خیلی تلخه که یکی از دلتنگی خفه میشه ،
ولی اون یکی عین خیالشم نیست ؛
- حتی دیگه دلم نمیخواد اکانتت رو چک کنم ،
فقط دلم میخواد از ته دل به گریه بیفتی و من بفهمم .
سلام من بعد ساعاتی
بالاخره کارای کوچیکو انجام دادیم
ادامش موند واس فردا.
برنامه فردا اینه ک:
صب زود بلند میشم ب بقیه کارا میرسم
میرم مدرسه آبجی کوچیکه برای کمک.
بعد ک اونجا تموم شد میرم موزه.
بعدش مستقیم میرم بهشت زهرا کمک مامان داداش مصطفی.
بعدش سریع باید برگردم آبجی کوچیکه رو برسونم برای اجرای سرودش