این جمله رو امروز ظهر،
درحالی که سه روز تمام به خاطر پیدا کردن چند تا کتاب حرص خوردم
و به طور معجزه گونه ای پیدا شد
و منِ خسته از همه استرس هام
و نگران از پیشآمد آینده
و جوری که دنبال خط واحد دویدم نرسیدم و با بدبختی رسیدم سازمان
توی راهرو سازمان منتظر بودم
و پشت سر هم به استادم که رییس سازمان هم هست زنگ میزدم و صداشو میشنیدم که توی جلسه اس
و باز هم ناامید تر میشدم
توی آهنگ پیشواز استادم میشنیدم و حرص میخوردم و میگفتم خسته نشو ، خسته نشو...
الان ساعت ۱۷ و از صبح تا حالا جاهای جالبی رفتن اتفاقات خنده داری افتاده و هنوزم قراره تا فردا صبح ادامه داشته باشه...!😂
بعد از سه روز استرس شدیدی الان یه حالت بی حسی خاصی دارم
عه فلان جا باید همچین کاری انجام بدم ؟ تا حالا هم از این کارا نکردم ؟ سخته؟ فدای سرت میریم یه طوری میشه دیگه...!
تبدیل به یه خانوم جلسه ای شدم 😂
ولی خب با روسری گل گلی و یه کوله که پشتمه پا میشم میرم منبر 🤣📿
از آخوند دهه هشتادی انتظار بیشتری نداشته باشید 🗿
https://eitaa.com/TAHEBAGH/7969
درس رو باید تو طول ترم خوند بابا
شب امتحان برای فیلم دیدنه 😭😂
اگه از جمعه ورزش رو شروع نکنم و خوردنمو کم نکنم خرم
بسه دیگه هر چی ثابت موندم
باید لاغر شم
هر وقت خواستید درد و دل کنید یا غر بزنید یه نگاه به دور و برتون بندازین شاید یکی که ظرفیتشو نداره اونجا نشسته و با شنیدنش امیدشو از دست میده
امشب یکی از دوستام داشت باهام حرف میزد و گله میکرد از یسری ها
هر چی اشاره میکردم حرف رو عوض میکردم که بابا یسری از بچه هایی که تازه وارد هستن اینجان و ممکنه ناامید بشن نفهمید !
آخرشم یکیشون ناامید شد زد زیر گریه ...