صدام بزن یادگاری کهنه چون همونقدر برات بیارزش بودم که یه چیز قدیمی دم دست رو میندازن یه گوشه خاک بخوره.
صدام بزن آدرس اشتباهی چون همهی مسیرارو اومدم تا بهت برسم اما آخرش دیدم هیچوقت قرار نبوده خونهی تو باشم.
صدام بزن خندهی زورکی چون جلوی بقیه حفظ ظاهر کردم که حالم خوبه اما درونم داشت از نبودنت خاکستر میشد.