امروز بالاخره تونستم ساعت 7 صبح بیدار بشم [بخاطر کلاس مجازی البته]
و فکر کنم بعد از یکماه تنبلی رو کنار گذاشتم یکم اتاق رو مرتب کردم ✅
من هیچکاری به عنوان خونهتکونی برای عید انجام ندادم، واقعا حالم خوب نبود اون مدت و بعدش هم که همش بیرون و مهمونی . بالاخره یه فرصتی پیش اومد تا یکاری انجام بدم و از خودم راضیم
امام رضا همونیه که هر وقت ازش کمک خواستمو گفتم کم آوردم، یکیو فرستاد تا نشونه بیاره برام :)))
من از ، از دست دادن پدربزرگ و مادربزرگم خیلی میترسم و هر وقت حالشون یخورده بد میشه این ترسم شدیدتر میشه.
هدایت شده از 焚
یکی از شدیدترین عذاب وجدان های عمرم رو دارم تجربه میکنم. خدایا خودت شاهدی که ما راضی نیستیم