❓چرا اسلام با برده داری مخالفت نکرد؟ اگر اسلام دنبال آزادی انسانهاست پس چرا پبامبر و بزرگان دین در منزل خود برده داشتند؟
✅ پاسخ:
اسلام هرگز ابداع کننده بردگى نبوده است، بلکه در حالى ظهور کرد که مساله بردگى سراسر جهان را فرا گرفته و با تار و پود جوامع بشرى آمیخته بود.
☑️ طرح اسلام براى آزادى بردگان
🔹آنچه غالبا مورد توجه قرار نمی گیرد این است که اگر ساختارِ غلطى در بافت جامعه اى وارد شود ریشه کن کردن آن احتیاج به زمان دارد، و هر حرکت حساب نشده نتیجه معکوسى خواهد داشت.
🔹اگر اسلام طبق یک فرمان عمومى دستور میداد همه بردگان موجود در جامعه آزاد شوند ، چه بسا بیشتر آنها تلف میشدند، زیرا گاه نیمى از جامعه را بردگان تشکیل میدادند، آنها نه کسب و کار مستقلى داشتند، و نه خانه و نه وسیله اى براى ادامه زندگى.
🔹اینجا است که باید تدریجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند ، نه جان خودشان به خطر بیفتد ، و نه امنیت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست این برنامه حساب شده را تعقیب کرد که در نهایت باعث شد ریشهی برده داری از بین برود.
💫 ارزش و جایگاه مراجع تقلید ، فقها و علمای شیعه در بیان معصومین علیهم السلام
و آنان(مردم) را به سوی امامشان هدایت کنند و با حجت و دلیل های محکم الهی از دین او ( دین خدا) حمایت کنند و اگر نبودند آن عالمان هوشیار که بندگان خدا را از دام های شیطان صفتان و از دشمنان اهل بیت (ع) نجات دهند ؛ هیچ کس نمی ماند ؛ مگر اینکه از دین خدا بیرون میرفت ولی ایشان هستند که سررشته دلها [و افکار و عقاید] شیعیان را با استواری در دست دارند آنچنان که کشتی بان سکان کشتی را به دست می گیرد. آن عالمان برترین بندگان نزد خداوند متعال هستند .
📗 احتجاج شیخ طوسی جلد ۱ حدیث ۱۱
4_5992397607568149775.mp3
2.1M
🎧 #کتاب_صوتی «از مدینه تا نینوا»
◾️این کتاب به تاریخ و حوادث عزیمت امام حسین علیهالسلام از مدینه تا کربلا پرداخته است.
◾️ فصل سیزدهم
✍ بخشی از زيبايیهای وقايع کربلا
🔹زيباترين خواهش يک زن:
همراهکردن زهير با امام حسين (عليهالسلام) توسط همسرش.
🔸زيباترين بازگشت:
توبه حر و الحاق به سپاه امام حسين (عليهالسلام).
🔹زيباترين وفاداری:
آبنخوردن حضرت اباالفضل (عليه السلام) در شط فرات.
🔸زيباترين جنگ:
نبرد حضرت علیاکبر (عليهالسلام) با دشمن.
🔹زيباترين واکنش:
پرتابکردن سر وهب توسط مادرش به طرف دشمن.
🔸زيباترين پاسخ:
«احلي من العسل» جناب قاسمبنالحسن (عليهالسلام).
🔹زيباترين هديه:
تقديم عون و محمد به امام حسين توسط مادرشان حضرت زينب (سلامالله عليها).
🔸زيباترين نماز:
نماز ظهر عاشورا در زير باران تير.
🔹زيباترين جاننثاری:
حائل قراردادن دستها توسط عبداللهبنالحسن (عليهالسلام) و دفاع از عمو.
🔸زيباترين سخنرانی:
سخنرانی امام سجاد (عليهالسلام) و حضرت زينب در کاخ ظلم.
🔻و از همه زيبايیها زيباتر:
جمله «ما رأيتُ الا جميلاً» که حضرت زينب، حيدروار بيان کرد. وقتی که یزید با کنایه از ایشان پرسید: خب چه دیدی؟ و خانم جواب دادند: غیر از زیبایی چیزی ندیدم.
#امام_حسین
در فراز و در نشیب این جهان دریافتم
هرچه بالا رفت پایین آمد الّا پرچمت...
#لبیڪ_یاحسین
#سرگذشت ارواح در عالم برزخ
(قسمت 6)
#قسمت_شش
🔹از اینکه از تنگی و تاریکی قبر نجات یافته بودم، بسیار مسرور و خوشحال بودم.
رفته رفته نوعی احساس دلتنگی و غربت به من روی آورد. ❄️ با خود اندیشیدم: من کسی بودم که در دنیا دوستان، اقوام و آشنایان فراوانی داشتم؛ اما اینک دستم از همه آنها کوتاه است. ♦️سر به زیر گرفتم و بی اختیار گریه را آغاز کردم. چندی نگذشت که عطر دل انگیز و و روح نوازی به مشامم رسید ✨در حالیکه پرونده اعمال بر گردنم سنگینی میکرد با زحمت سرم را بلند کردم و از دیدن شخصی که روبرویم نشسته بود در تعجب فرو رفتم. 🌺جوانی خوش سیما و خوش سیرت بود، که با انگشت، اشک از گوشه چشمانم پاک کرد و لبخندی هدیه ام نمود. 🌸به نشانه ادب،سلام کردم و در مقابلش دو زانو، برجای نشستم و آنگاه با صدایی رسا پرسیدم: ✅شما کیستید که دوست و همدم من در این لحظه های وحشت و غربت گشته اید؟
در حالیکه لبخندی بر لبانش، نقش بسته بود، پاسخ داد: غریبه نیستم، از آشنایان این دیار توام و همدم و مونست در این راه پرخطر. ❄️گفتم: بی شک از اهالی آن دنیای غریب نیستی، زیرا در تمام عمر کسی به زیبایی تو ندیده و نیافته ام.
🌷با همان لبخند که بر لبانش نقش بسته بود با طعنه گفت: حق داری مرا نشناسی! چرا که در دنیا به من کم توجه بودی. 🌼من نتیجه ذره، ذره اعمال خیر توام که اینک مرا به این صورت می بینی. نامم نیک و راهنمای تو در این راه پر خطر می باشم. 🔵آنگاه از من خواست که پرونده سمت راستم را به او بسپارم. پرونده را به او سپردم و گفتم: از اینکه مرا از تنهایی رهایی بخشیدی، و همدم و همراه من در این سفر خواهی بود بسیار ممنونم و سپاسگذار. 🌹گفت: تا آنجایی که در توانم باشد، برای لحظه ای تنهایت نخواهم گذاشت. مگر آنکه... ⚡️رنگ از رخسارم پرید، وحشت زده پرسیدم: مگرچه؟
گفت مگر آنکه آن شخص دیگر که هم اکنون از راه می رسد بر من غلبه یابد که دیگر خود می دانی و آن همراه! پرسیدم آن شخص کیست؟ 💥 گفت: تا آن جا که به یاد دارم، فقط نامه اعمال سمت راستت را به من سپردی... 🔥اما نامه اعمال سمت چپ تو، هنوز بر شانه ات آویزان است و چیزی نمی گذرد که شخصی دیگر که نامش گناه است، آن را از تو باز پس خواهد گرفت.
آنگاه اگر او بر من غلبه پیدا کند با او همنشین خواهی شد، وگرنه در تمام این راه پر خطر تو را همراه خواهم بود. 〽️گفتم: پرونده او را می دهم تا از اینجا برود. نیک گفت: او نتیجه اعمال ناپسند و گناه توست و دوست دارد درکنارت بماند. 🌿گفتگوهامان ادامه داشت، تا اینکه احساس کردم بوی بسیار نامطبوعی شامه ام را آزار می دهد،ناگهان چهره کریهی در قبر نمایان شد!
📝ادامه دارد.....
♡••࿐
•┈┈••✾❀┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥"بعد از شیوع کرونا یک فرمانده نظامی آمریکایی رسماً گفت در حال رصد آثار کرونا در نیروهای نظامی ایران هستیم"
🎙علیرضا پناهیان یازده مرداد ۱۴۰۱