زندگی عجیب است؛
گاهی به خودت میآیی و میبینی ساعتهاست به یک نقطه خیره ماندهای، صورتت خیسِ اشک است و خودت حتی نمیدانی از کِی اینهمه خسته و ناتوان شدهای.
برای ادامهی این زندگی،
انگار به همون آدمِ سابقم نیاز دارم؛
همونی که بلد بود دووم بیاره، بسازه، صبر کنه و بروز نده
ولی من الان جدی دیگه توانِ تحملِ اینهمه سختی رو ندارم.
- هر چیزی را که بدان عشق میورزی احتمالا روزی از دست خواهی داد، اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت.