من دیگر میلی به بازگشتِ تو ندارم؛
اما حاضرم هر چیزی را بدهم تا ساعتها کنارت بنشینم و به تو بگویم با قلب و زندگیام چه کردی.
چیزی نیست که بشود با گریه و فریاد و گذرِ زمان فراموش کرد ؛
عزیزم ، ما چیزی را تجربه کردهایم که دردش تا استخوانهایمان رسیده و آدم دردِ به استخوان رسیده را هرگز از یاد نمیبرد .
کسی که تو امروز دلتنگش شدی، هر روز آگاهانه تصمیم میگیره که تو، توی زندگیش نباشی و این تمام چیزیه که تو نیاز داری بشنوی.
نمیدونم تا کی قراره وانمود کنی که برات مهم نیست ولی من میدونم هنوزم ته قلبت داستان یه جور دیگس.