دستهایش را گرفتهاست..
دستهایی که میداند هیچوقت قفل آن با دستش باز نمیشود.
دستهایی که میتواند با نوازش کوچکی ، روحش را التیام بخشد.
دستهایی که زندگیاش را نجات داده است.
دستهای معشوقی که با تمام وجودش به او عشق میورزد و عاشقانه او را پرستش میکند.
معشوقی که قلب و روحش را لمس و او را برای خودش نامگذاری کرده بود.
وقتی میگم مراقب خودت باش؛
یعنی نمیر،یعنی دوستت دارم ،یعنی دلم نمی خواد برات اتفاقی بی افته ، یعنی کاشکی کاری از دستم بر میومد، برای من اتفاقی بی افته اما تو نه ...
"قو تنها پرنده ایه که یک بار عاشق میشه و برای همیشه به پای عشقش میشینه و تو تمام زندگی هر کاری برای راحتی عشقش انجام میده ؛ قو تنها پرنده ای هست که زمان مرگش میره جایی که برای اولین بار جفتش رو دیده و عاشقش شده .یک روز مونده به مرگش یه آواز برای جفتش می خونه که به بهترین و زیبا ترین آواز پرندگان معروفه و بعد سرشو روی بال هاش میزاره و میمیره"