سالها بعد
که مشتی از خاک گوشه ای از زمین شده ای
باران که میزند بویی به مشام خواهد رسید
کاش بوی عشق و امید بلند شود
نه ترس و ذلت...
گر همچو من افتاده ی این دام شوی
ای بس که خراب باده و جام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
با ما منشین اگرنه بد نام شوی...
حضرت حافظ:)