eitaa logo
نُبآهئ؛ ☫🎒
1.6هزار دنبال‌کننده
989 عکس
891 ویدیو
5 فایل
اِنا نُباهِی الشَرقِ و الغَربِ مَعا بِه فاطِمَه ؛ و آلِ طهَ الشُرَفا ما وَ شَرق و غَرب عالَم به فاطِمه (س) و اولادِ پاکَش‌ مُباهات میکُنیم :)! کپی ❌️ مَــهــآنـ♡: https://abzarek.ir/service-p/msg/4051964 سادآت : https://abzarek.ir/service-p/msg/4038374
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۲ سالگی تو کوچه قایم موشک بازی میکردیم همه پیدا شدن بجز ممد. هر چی میگشتیم ممدو پیدا نمیکردیم. اون لا به لا یه پیرزنی هی رد میشد. آخرش رفتم ازش پرسیدم مادر جان شما رفیق مارو ندیدی؟ مادر جان سر تکون داد و هیچی نگفت . یهو سرشو از زیر چادر دراورد باخنده نگام کرد و من ری.م تو...خودم پشمام ریخت ( ممد بود، چادر سرش کرده بود) همه از این ایده شگفت زده شده بودیم فردای اون روز دوباره بازی کردیم و من چشم گذاشتم . منه ساده.. یه خانم چادری دیدم پیش خودم گفتم حتما ممده دیگه.. رفتم پشتش؛ پیش خودم گفتم زیر پا بندازم واسش یا نه؟ بذار پس گردنی بزنم بهش. تو همین فکرا بودم و هی به پیرزنه نزدیکتر میشدم که یهو پیرزنه برگشت با عصا زد تو شکمم. پشمام ریخت. ری.م تو خودم.. برگشت گفت من جای مادربزرگتم احمق. خلاصه تو جر و بحث بودیم که یه پیرزن دیگه اومد. (این دیگه واقعا ممد بود ) صورتشو پشت چادر قایم کرد.. با صدای لرزون گفت حاج خانوم ایشون نوه ی منه شما ببخشش بچگی کرده. پیرزنه پشماش ریخت گفت چی بگم والا حاج خانم حق با شماست، بچه ان، احترام سرشون نمیشه. داشت قضیه حل میشد که مامان ممد از پنجره داد زد ممده بی پدر مااادر باز چادر منو سرت کردی رفتی بیرون؟ پیرزنه بنده خدا.. پشماش ریخت. من ری.م تو خودم. ممد زیر چادر ر.د به خودش. همه چیز دارک شد. ممد از زیر چادر سرشو دراورد گفت مامان ببخشید الان میام خونه. پیرزنه نزدیک بود سکته کنه. کلی نفرینمون کرد و رفت. خلاصه و درس اخلاقی این رشتو این بود که کتاب بخونید تا بیشتر بدونید که تهش هیچی نمیدونید. ✍ amirbot
دچار سلام گریزی شدم از سلام کردن به آدما میگریزم
آقا وفا که یک عدد آتئیست بوده دو عدد گردنبند ذوالفقار سفارش داده براش بیارن 😂
مبارکشون باشه 😂 به شادی مصرف کنن 🙏
ب جان خودم دیروز هرکی اومد پیوی این شکلی ازم عیدی میخواست :)
دورتون بگردم خب ...
گویش مازندرانی انگار از وسط کلیله و دمنه اومده خدا شما را ثواب بده ینی چی
دل ما تنگ تو است آقا جانم...
نُبآهئ؛ ☫🎒
دورتون بگردم خب ...
من دفاعیه ی آقا رو دیدم به اعضا میگفت رهبر باید مرجع تقلید اعلم باشه . الان من به شما آقای فلانی حکم کنم شما از من می‌پذیرید؟ شما که سن بیشتری دارید مسلما تجربه بیشتری هم دارید . چرا باید من به شما که استاد بنده هستید حکم کنم ؟
و جالبیش اینه تمام اعضا گفتن ما از شما قبول میکنیم . و همه به رهبری ایشون رای دادن ..‌ جز خودشون:)