امشب مهمون داشتیم
بعد نشسته بودیم تو اتاق داشتیم حرف میزدیم یهو گوشیم زنگ خورد
دیدم یا خدا ساعت 10 شب چرا باید هدا بهم زنگ بزنه :///
جواب دادم داش هارهار میخندید 😐🙂😂
گوشی دست خواهرش بود زنگ زده بود ب من جیغغغغ میزد ک میخواد باهام صبت کنه😐😂
هدایت شده از سوگند (약속)
تا الان بار سومه که اشتباه زنگ میزنم به فاطمه. بار اول تو دانشگاه داشتم راه میرفتم دستم خورد تماس وصل شد.
بار دوم داشتم از حیاط خونم رد میشدم مارمولک دیدم و طی سکته ای که کردم دستم خورد زنگ زدم بهش. بار سومم که زینب زد😀
فاطمه شانست😀✨
#من_و_شما
تو دوران شیردهی وزن اضافه کردی؟ اگر آره ، بابتش استرس نداری؟
-----
من تونستم وزنمو بیارم پایین ولی حقیقتن این قصد و ندارم. چون تو اون مدت زینب خیلی اذیت شد. ناهار نمیخوردم و وزنم اومد پایین ولی زینب با تمام توانش گریه میکرد و هیچ جوره آروم نمیشد.
پس سعی کن تو شیردهی فقد ب فکر این باشی ک غذاهای مقوی بخوری و اگرم چاق شدی شدی ولی بچت خوب وزن بگیره. من با همین فرمون ی حرکتی زدم ک زینب تو ی ماه کلن وزن نگرف. البته همشم تقصیر من نبود خودش مریض شد
{*نُودِلیــت*}
#من_و_شما تو دوران شیردهی وزن اضافه کردی؟ اگر آره ، بابتش استرس نداری؟ ----- من تونستم وزنمو بیار
ولی کلن بعد از زایمان وزن میاد پایین نگران نباش
#من_و_شما
برای این بحث گهواره میشه مثلا ربان یا مثلا کاموایی چیزی بست به گهواره بعد از دور تکون داد مثلا یه مدت با دست به مدت آدم ببنده به پاش هی پاشو تکون بده و اینا 😔😂
-----
من زینبو میذارم تو کریر. ب نظرم خیلی راحت تر از ننوعه