عمه دست غم روی کمر داره
از کبودی تنش خبر داره
رباب از رو تجربه بهش میگفت
قبرشو عمیق بکَن... خطر داره...
ساعت ۱۰ونیم اینای شب مامانم یا عمم میومدن جامو همسرم میومدن دنبالم میرفتیم سیدحسین مومنی🥲
ساعت ۲ شبم برمیگشتم🙂
هدایت شده از {*نُودِلیــت*}
تا صد سال دیگ عم میتونم همین ی دونه مداحیه خانوم سه ساله رو 200 بار گوش کنم و برام تکراری نشه :)