eitaa logo
نو+جوان تنهامسیری
7.1هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
4.8هزار ویدیو
46 فایل
اینجا اَبرها کنار رفتن،آسمون آبیِ آبیه💫 تو آسمونت چه رنگیه؟!بیا کنار هم باشیم رنگها با هم که باشن🎨 دنیا رو قشنگ میکنن...😍 ادمین: @F_mesgarian پاسخگویی مطالب کانال : @Hosein_32
مشاهده در ایتا
دانلود
👨‍⚕💉🌡💊🏥 🚑 💠سوال کاربر عزیزمون😊 👇 ⁉️آیادرسته که دکتر به ما محرم است🧐 🌷☘🌷☘🌷 ممنون از نگاه پرمهرشما🌹 اماجواب🔰 ✍️متاسفانه اعتقاد غلطی که بین بیشتر مردم وجود دارد این است که پزشک محرم است!!!😳☹️ افرادی که به انسان محرم هستند با جزییات در قرآن کریم آمده است و پزشک جزو محارم انسان نیست❌ و هیچ مرجع تقلیدی در رساله اش پزشک را محرم نخوانده..☺️ ✅زن و مرد نامحرم تنها از سه راه به یکدیگر محرم می شوند که این سه راه انحصاری عبارتند از: نسب، رضاع و مصاهره. ✅نسب همان ارتباط فامیلی است که عده ای ازطریق پدر و مادر با یکدیگر نسبت فامیلی پیدا می کنند مانند برادر و خواهر یا عمه و برادر زاده و مانند آن. 👨‍👩‍👧‍👦 ✅رضاع هم محرمیت از راه شیرخوردن است. اگر زنی با شرایطی که در کتابهای فقهی آمده است نوزاد پسری را شیر دهد خود آن زن در آینده به آن پسر بچه محرم خواهد بود. (البته تعداد دیگری هم از در این بین به هم محرم می شوند که توضیحش در کتب فقهی آمده است)🤱 ✅مصاهره ارتباط فامیلی است که از طریق ازدواج به وجود می آید. مثلا داماد به مادر زن و مادر بزرگ همسر خود محرم می شود.💝👸🤴 ☑️اگر پزشک به وسیله یکی از این راهها به بیمار خود محرم است که هیچ و اگر هیچ کدام از این عناوین در مورد او صدق نمی کند به هیچ عنوان به بیمار محرم نیست و نخواهد بود؛ حتی یک لحظه.⚠️〽️ ✅درصورتی که در شهری پزشک زن وجود داشته باشد مراجعه به پزشک مرد جایز نخواهد بود….🚫 اگر پزشک زن در شهری وجود نداشت و جان زن در خطر بود میتواند به پزشک مرد مراجعه کند(این حکم همانند خوردن گوشت مردار است که اگر فردی در حال مرگ بود میتواند برای زنده ماندن از گوشت مردار استفاده تا زنده بماند) در مرحله اول مرد باید بدون نگاه زن را معاینه کند،اگر تشخیص نداد از توی آینه زن را معاینه کند و اگر نشد با چشم مستقیم و حق دست زدن هم ندارد….❌ 🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅 😎 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
8.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋🕊🌷🌿 واسه ماهی جایی دریا 🌊نمیشه دردبلبل بی گل💐 دوا نمیشه کرب وبلا بهشته اما برام ✨ هیچ جایی مشهدالرضا🕌 نمیشه 😎 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🐻🦁🦉🦇🐗🦅🐺🐯 🙈از بس شلوغی و خرابکاری می کرد زبل خان و میگ میگ و پت و مت را توی جیبش می گذاشت. 😁 🙃الغرض و بی مرض می‌گویم آزار و اذیت دیگران خوراکش بود.😇 با هر نفس کشیدنش یک جا را به هم می ریخت. 💥 خانه ی پدرش از دادگستری شلوغ تر شده بود. 🌪 اگر یک قاضی در خانه شان استخدام می شد حریف پرونده هایش نمیشد. 🗄🗂📂 یکی می گفت توپ بچه ام را پاره کرده . ⚽️🏀 دیگری می گفت گوش بچه ام را کشیده. 👂 سومی می گفت لباس بچه ام را خاکی کرده. 🤼‍♂ چهارمی میگفت کتاب و دفتر بچه ام را خط خطی کرده. 📝 پنجمی می گفت شیشه ی خانه ام را شکسته. ☄ ششم می گفت ماشینم را پنچر کرده وووو..... 🚗 🚪تا یکی درب خانه را می زد پدر قبل از بازکردن در میگفت:جناب دیگه چکار کرده؟!😤 یا با طعنه به او می گفت : خوب جناب! دوباره چه دسته گلی به آب دادی؟ 😠 جناب! چرا آدم نمیشی؟ 😡 آهای جناب! من با تو چکار کنم؟🤬 جناب! اونی که توی کاسه سرت هست ناسلامتی به اون مغز می گن. بی زحمت یه ذره ازش استفاده کن.🤯 از بس پدر جناب جناب می گفت توی محله دوست و دشمن، آشنا و غریب، کوچک و بزرگ، زن و مرد به او می گفتند جناب😎 بزرگ شد، مثلا عاقل شد🤓، بدتر از آن، زن گرفت🤣 بازم هم به او می گفتند جناب! باورتان می‌شود ؟! حتی زنش هم به او می گفت جناب. 😌 یک روز جناب 😉با ماشین آخرین سیستم آن زمان، پیکان جوانان🚗، با یکی از دوستان از بم به کرمان می آمد. پژویی جوری از او سبقت گرفت که مجبور شد توی خاکی. برود. 🛤 خیلی عصبانی شد.🤨 گاز ماشین را گرفت و دنبال پژو راه افتاد. اما به گرد پاش هم نرسید. تا بالاخره پژو را کنار کافه ای ایستاده دید. جناب هم پیکان جوانانش را پشت پژو چسباند از ماشین پیاده شد.🤦‍♂ توی کافه رفت. با صدای بلند داد:🗣 زد صاحب پژو کیه؟ یک دفعه چهار نفر 👥👥قد بلند لات گردن کلفت با سبیل های قاجاری از پشت میز بلند شدند و آمدند دور جناب را گرفتند و با صدای خشن گفتند :فرمایش؟🤦‍♂ جناب تا چشمش👀 به آنها افتاد دستشوییش گرفت.🙃 یک دفعه رفیقش توی کافه آمد وقتی دید هوا به شدت پس است گفت : جناب ولشون کن بیا بریم تا گفت جناب بیا بریم. یکی از لات ها گفت :جناب سرهنگ عرز می خواهیم بچگی کردیم نفهمیدیم🤣🤣😁😁 جناب هم رفت تو حس مأمور راهنمایی و رانندگی👮‍♂ و گفت: این دفعه که جریمه شدید می فهمید گردن کلفتی در مقابل مأمور قانون یعنی چی؟ 📝 لات ها به التماس افتادند تا اینکه مثلا جناب از آنها گذشت .😛✅ ولی وقتی از کافه بیرون آمد نشست توی پیکان و با آخرین سرعت از محل خطر دور شدوباخودش میگفت : بابا خدا رحمتت کنه لقب جناب رو رویم گذاشتی☺️ 😎 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پر سودترین معامله زندگی این است؛ حال خوب را جایگزین حال بد کنیم. همین!😊 🌱 نو+ جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🕊🌷🕊🌷🕊🌷 دلت گرفته.......⁉️ خسته ای.........⁉️ 😭اوممم 😭 من دلم آسمون میخاد... ✨دوست داری ازرفیق آسمونیت ☀️🌈 یه پیام دریافت کنی😍⁉️ 🌹*اول نیت کن.😌 🌹*رو یه شماره کلیک کن.👇 ♥️ * ببین رفیق آسمونیت چه کلام و مسیری رو برات بازمیکنه*♥️ 🕊🌹 ⬇️⬇️⬇️⬇️ 1⃣:🌸https://digipostal.ir/cdpyeku 2⃣:🌸 https://digipostal.ir/cezrjuy 3⃣:🌸https://digipostal.ir/c7xyhkp 4⃣:🌸 https://digipostal.ir/ci8mse0 5⃣:🌸https://digipostal.ir/cyhxo3x 6⃣:🌸https://digipostal.ir/cgyuw6q 7⃣:🌸 https://digipostal.ir/cpq96w8 8⃣:🌸https://digipostal.ir/c7gf1c8 9⃣:🌸https://digipostal.ir/ctft0ru 🔟:🌸https://digipostal.ir/crmy01v🌸 *التـماس دعاۍ ویژه 🍃* 😎 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
🥀🥀🥀🥀 😎 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
🦋🕊🌷🥀 ✨عارفان ناشناخته ی زمان 🌹 ✍سر به زیر و آرام بود. چند روزی بوداهل سکوت شده بود دیگر با کسی شوخی نمی کرد. اما لب هایش به لبخند عادت کرده بود چهره اش زیباتر از قبل شده بود.✨ 🌙نیمه های شب با چشمانی سرخ و خسته از سرداب مدرسه علمیه بالا می آمد و به سمت حجره می رفت. ✨انگار با کسی سر و سری داشت ✨ آن روزها کسی از خلوت شبانه اش خبر نداشت🌹 شب جمعه در مسیر جمکران چشمان زیبایش✨ را به سمتم دوخت و با لبخندی که بر لب داشت آرام گفت : فلانی این آخرین جمکران رفتن من است ✨ گفتم /چرا؟🤔 گفت :بعدها متوجه می شوی ✨✨ دو روز از این ماجرا گذشت بعد از نماز ظهر و عصر گوشه ای از مدرسه نشست و گفت فلانی ضبط خود را بیاور و صدای مرا ضبط کن✨ سوره تکویر را با صدای زیبایی که داشت تلاوت کرد✨ نوحه ای خواند که این بیت را زیاد تکرار می کرد ✨ می روم مادر که اینک کربلا می خوانَدَم✨ از دیار دوست یار آشنا می خواندم✨ 📻🎙 و من همه را ضبط کردم نوار را از من گرفت✨ عصر همان روز وصیت نامه ای را که از کنار حرم حضرت معصومه خریده بود 📝پر کرد و در قسمت ملاحظات وصیت نامه ی خود را نوشت✨ و با نوار به من داد و گفت : بعدا این نوار و وصیت نامه را به پدرم بده و تاکید کن که مرا کنار قبر سیدرضا ⭐️دفن کنند✨ با خودم می گفتم به یک نوجوان 16 ساله این حرفها نمی آید یعنی باور نمی کردم که همبازی دوران کودکیم و هم حجره ای سال اول طلبگی ام☀️🌈 فقط در سه ماه حضورش در حوزه علمیه کرمانی ها به مقام کشف و شهود رسیده باشد 💫 عصر روز بعد ساک خود را بست و خدا حافظی کرد.🌈 چهره اش به قدری نورانی شده بود که چند نفر از دوستان گفتند :او دیگر برنمی گردد ✨ دو ماه بعد با مدرسه تماس گرفتند سید محمود اسدی شهید شد ✨🌈💫 ✨مادرش می گفت :سید محمود سالروز ولادت حضرت زهرا✨ به دنیا آمد. سالروز شهادت✨ حضرت زهرا شهید شد. عملیاتی که شرکت کرده بود با رمز یا زهرا✨ بود. سربندش هم یا زهرا✨ بود . و دو گلوله به پهلوی چپش اصابت کرده بود ✨🥀 امانتی او را با خود به کرمان آوردم 💌📼از پدرش سید جلال که ذاکر امام حسین علیه السلام✨ بود سؤال کردم قبر سید را کجا آماده می کنید قبل از آنکه به وصیت سید محمود اشاره کنم پدرش گفت :هرجای گلزار شهدا استخاره گرفتم خوب نیامد 💫 اما کنار شهید سیدرضا✨ که فقط جای یک قبر بیشتر نبود استخاره گرفتم همانجا خوب آمد😭 ✅شهدا اینجوری باخدا واهل بیت(علیه السلام )قاطی بودن. 🌹🕊🌹🕊🌹 😎 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
⁉️ ❗️❕❗️❕❗️❕❗️❕ 4⃣1⃣ سلااااام دوستای خوبم 🤗 حال واحوال دلتون چطوره 🦋 🕊🌷 🔻قبل تدریس امروز به این سوال قدری فکر کنید👇 🍃🌺 آیا ما خدا رو می پرستیم یاخودمون رو⁉️ برای پرستش خدا اولین قدم چیه. ⁉️ 👈منتظر جوابهای تنهامسیری شما هستیما😉 @meshkat_m 😎 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
12.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎶🎵🎶🎵🎶 🌾🌿تنها مرهم رنج ها......... 😎 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri