eitaa logo
نكات رجالي
624 دنبال‌کننده
227 عکس
17 ویدیو
14 فایل
نكته هاي رجالي در اسناد روايات
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️ کنکاش در روایات ذکر شده در شأن نزول آیات قرآن ما را با این واقعیت مواجه می سازد که غالب روایات ذکر شده در کتابهای تفسیری و نه همه آنها؛ مرسله و فاقد سند هستند. با این همه اما سهل انگاری و عدم دقت از سوی برخی، موجب پدید آمدن اشتباهات بزرگ شده است تا جایی که در موارد متعددی سخن برخی مفسران پیشین به اشتباه به عنوان روایت معصوم قلمداد گشته است. در این راستا مرحوم صالحی نجف آبادی در مقاله ای با عنوان ( نقدی سند شناسانه بر احادیث مجمع البیان ) که بعدها بصورت کتابی با عنوان ( حدیث های خیالی در مجمع البیان ) منتشر شده است به ذکر نمونه هایی از این دست پرداخته است. وی نمونه هایی از حدیثهای نقل شده در مجمع البیان را ارائه می کند که پایه و سندی ندارند و به اشتباه بدان راه یافته اند. روشن است که این اشتباهات ممکن است در اثر نسخه برداری های مکرّر و باواسطه در کنار بی دقّتی نسخه نگاران روی داده باشد، و شاید در بدو امر بعید به نظر برسد که محقّقی همچون طبرسی مرتکب این چنین اشتباهاتی شده باشد. اما در هر حال و سوگمندانه باید اذعان کرد که دست تغییر و تبدیل و مصلحت اندیشی و اعمال سلیقه شخصی در گذر تاریخِ کتابت و نسخه برداری، آسیبهایی ویرانگر بر میراث گرانقدر اسلامی و شیعی وارد ساخته است. 🔸روایات اشتباهی (مقدمه) کنکاش و جستجو از مصادر و منابع روایات ذکر شده در تفسیر مجمع البیان، نشان می دهد که در بسیاری از موارد عنوان ( ابو جعفر طبری ) با ( ابو جعفر الباقر علیه السلام ) اشتباه شده و سخن ابو جعفر محمد بن جریر طبری مفسّر معروف اهل سنت (متوفای ۳۱۰ هـ ق) به عنوان روایت ابو جعفر الباقر(ع) قلمداد گشته و به عنوان حدیث امام باقر(ع) ذکر شده است و متاسفانه در برخی موارد توسط مفسران بعدی نیز باز نقل شده و به عنوان روایتی از امام باقر(ع) شهرت یافته است! 📌 توضیح مطلب اینکه مرحوم شیخ طوسی در تفسیر تبیان در بسیاری از موارد مطلبی را از طبری نقل کرده و گفته است که ابو جعفر چنین گفته است. ( توجه داشته باشیم که ابو جعفر کنیه محمد بن جریر طبری است ) منتهی برخی کاتبان و نسخه نویسان و استنساخ کنندگان تفسیر تبیان به تصور اینکه منظور شیخ طوسی از عنوان ( ابوجعفر ) امام باقر (ع) بوده است اقدام به نوشتن واژه (علیه السلام) بعد از کلمه ابوجعفر نموده اند! آنگاه مرحوم طبرسی صاحب مجمع البیان که به تصریح خودش یکی از منابع او تبیان شیخ طوسی بوده و به آن رجوع می کرده چنانکه در مقدمه مجمع البیان فرموده است: ( شیخ طوسی قدوه و مصباح من است، و در وقت تفسیر آیات قرآن به کتاب تبیان او مراجعه می کنم ) چون در بسیاری از موارد که دیده است شیخ طوسی لفظ ابوجعفر را به کار برده و با دیدن لفظ ( علیه السلام ) بعد از نام ابوجعفر تصور کرده است که مقصود شیخ طوسی از ابوجعفر، همان امام محمـدباقر(ع) است. و از این رو مطلبی را کـه شیخ طوسی از ابوجعفر طبری نقل کرده به امام محمدباقر(ع) نسبت داده است! مشکل بزرگ‌تر اما زمانی رخ داده است که مفسران بعدی و مراجعه کننده گان به مجمع البیان ، بی خبر از اصل ماجرا ، نقل طبرسی را بعنوان حدیث امام باقر(ع) باز نقل نموده و موجب شهرت این دست روایات اشتباهی شده اند. به عنوان مثال الحویزی مولف تفسیر نورالثقلین که قصد داشته است روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) را نقل کند، هر جا در مجمع البیان به چنین مواردی بر خورده است نقل طبرسی را به عنوان حدیث امام محمد باقر(ع) انگاشته و باز نقل نموده است. لازم به ذکر است که برای ما معلوم نیست که چه تعداد از این اشتباهات فاحش در مجموعه تفسیر مجمع البیان وجود دارد و مواردی که در یادداشتهای بعد به مرور ذکر خواهد شد مواردی هستند که به صورت اتفاقی یافت شده اند و بدیهی است که استقصای تمام موارد نیازمند بررسی سراسر مجمع البیان خواهد بود. 📌 نکات رجالی در یادداشتهای پیش رو به بررسی و ذکر مواردی از این روایات خیالی پرداخته و به محضر شما همراهان گرامی تقدیم می دارد. بدیهی است که ذکر این موارد صرفا به هدف تبیین ضرورت باز بینی و مآخذ یابی روایات ذکر شده در منابع تفسیری توسط محققان و پژوهشگران است آن هم روایاتی که نوعا در منابع روایی وجود ندارند و تنها مصدر آنها کتب تفسیر است. http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۱) در تفسیر طبری در ذیل آیه ۱۰۶ و ۱۰۷ سوره مائده شأن نزولی ذکر شده که خلاصه آن چنین است: تمیم داری وعدی دو نفر نصرانی بودند که به اتفاق ابن ابی مریم(ابن ابی ماریه) از بنی سهم به عزم تجارت شام سفر کردند، در بین راه تاجر سهمی بیمار شد، او وصیت نامه ای نوشت که در آن یک یک اموال خود را دقیقاً نام برده بود و آن را در متاع خود پنهان کرده، وی اموال خود را به آن نصرانی سپرد که به ورثه اش بدهند، وقتی که او درگذشت آن دو از میان اموالش جامی نقره ای را که منقوش به طلا بود برای خود برداشتند و چیزهای دیگر را به ورثه اش دادند، هنگامی که ورثه او وصیت نامه اش را یافتند دانستند که جام را آن دو رفیق وی تصاحب کرده اند. قضیه را به محضر پیامبر(ص) بردند و این آیه نازل شد: یا أیها الذین آمنوا شهادة بینکم إذا حضر أحدکم الموت حین الوصیة اثنان ذواعدل منکم أو آخران من غیرکم إن أنتم ضربتم فی الأرض فأصابتکم مصیبة الموت تحبسونهما من بعد الصلوة فیقسمان بالله إن ارتبتم لانشتری به ثمناً و لوکان ذا قربی و لانکتم شهادة الله إنّا إذاً لمن الآثمین (۱۰۶ مائدة ) پس آن حضرت دستور داد آن دو نصرانی بعد از نماز عصر قسم یاد کردند: به خدایی که معبودی جز او نیست مال متوفی جز این نبود که به ورثه او دادیم و ما چیزی را کتمان نکردیم. پس از مدّتی جام نزد آن دو پیدا شد، ولی گفتند: ما آن را از او خریده ایم، باز قضیه را به محضر رسول خدا(ص) بردند و این آیه نازل شد: فإن عثر علی أنّهما استحقا إثماً فآخران یقومان مقامها من الذین استحقّ علیهم الأولیان فیقسمان بالله لشهادتنا أحقّ من شهادتهما و ما اعتدینا إنّا إذاً لمن الظالمین (۱۰۷ مائدة) پس آن حضرت دستور داد دو نفر از خویشان متوفی قسم یاد کردند که آن دو نصرانی این جام را پنهان ساخته و خود تصاحب کرده بودند و در نتیجه جام به صاحب حق بازگردانده شد. (تفسیر طبری ذیل آیه ۱۰۶ و ۱۰۷ سوره مائدة) 📌 مرحوم شیخ طوسی در تبیان بخشی از این شأن نزول را که طبری ذکر کرده را در تفسیر آیه ۱۰۶ و بخش دیگرش را در تفسیر آیه ۱۰۷ آورده است که آن را از واقدی و طبری نقل می کند و می نویسد: ذکر الواقدی و ابوجعفر أنّ سبب نزول هذه الآیة ما قال اسامة بن زید عن أبیه قال: کان تمیم الداری و أخوه عدی نصرانیین، و کان متجرهما الی مکّة الخ … همانگونه که ملاحظه می فرمایید آنچه شیخ طوسی در تبیان در ذیل آیه ۱۰۶ و ۱۰۷ سوره مائده آورده همان چیزی است که در تفسیر طبری آمده است و شیخ آن را از واقدی و ابوجعفر طبری نقل کرده است و البته در سند آن اسامة بن زید عن ابیه ذکر شده است که در نقل طبری نیست ولی در نقل واقدی بوده است و پیداست که شیخ طوسی نقل واقدی و ابوجعفر طبری را با هم تلفیق کرده است که این کار رایج است. همچنین دقت در عبارت مرحوم شیخ طوسی در تبیان که فرمود: ذکر الواقدی و ابوجعفر أنّ سبب نزول هذه الآیة… به خوبی نشان می دهد که مقصود شیخ طوسی از عنوان ( ابوجعفر ) همان ابوجعفر طبری است، زیرا شیخ طوسی و علمای امامیه هیچ گاه نام ائمه(ع) را در ردیف نام مفسّران و مورّخان نمی آورند و اینکه در کلام شیخ، ابوجعفر در ردیف واقدی ذکر شده نشانه این است که مقصود از ابوجعفر ، قطعا امام باقر(ع) نیست. با اين همه اما با کمال تعجب در برخی نسخ تبیان از جمله در تبیان چاپ بیروت بعد از ابوجعفر علامت اختصاری علیه السلام(ع) ذکر شده که هر کس آن را بخواند تصور می کند مقصود از ابوجعفر امام محمدباقر(ع) است. 📌 اوج این تراژدی زمانی است که مرحوم طبرسی عبارت شیخ طوسی در تبیان را با اندکی تغییر در مجمع البیان ذکر می کند و در پايان مي نويسد: عن اسامة بن زید عن ابیه و عن جماعة المفسرین و هو المروی عن ابی جعفرعلیه السلام. همانطور که ملاحظه می فرمایید مرحوم طبرسی چون تصور کرده است که مقصود از ابوجعفر در کلام شیخ طوسی امام محمدباقر(ع) است در ذیل کلام خود آورده است: و هو المروی عن ابی جعفر علیه السلام ، و بدین ترتیب یک روایت اشتباهی خلق شده است. نکته جالب توجه اینکه چنین روایتی از امام باقر(ع) در هیچ یک از منابع روایی هم وجود ندارد. تنها همان داستان طبری در تفسیر نورالثقلین با اندک تفاوتی در عبارات و جابجا شدن برخی نامها با شماره ۴۱۴ از تفسیر علی بن ابراهیم قمی نقل شده که آن هم روایت نیست بلکه صرفا یک نقل تاریخی است. ادامه دارد…. 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البیان عن تأویل آی القرآن ( تفسیر طبری ) ج ۹ ص ۸۹. ۲- التبیان فی تفسیر القرآن ج ۴ ص ۴۲. ۳- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۳ ص ۳۹۵ و ۳۹۶. و چاپهای پنج جلدی ج ۲ ص ۲۵۶. ۴- تفسیر نور الثقلین ج ۱ ص ۶۸۴ شماره ۴۱۴. ۵- تفسیر القمی ج ۱ ص ۱۸۹. نقل مطالب تنها با ذكر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۲) در ذیل آیه شریفه ۱۰۶ از سوره مبارکه مائدة که در بخش پیشین نیز به آن اشاره شد آمده است: … فَيُقْسِمانِ بِاللَّـهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏ وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّـهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ این آیه درباره قسم دادن دو نفر از غیر ملت اسلام است که درباره ایشان گمان خیانت در مورد وصیت متوفّی می رفت و باید بعد از نماز قسم یاد کنند که در مورد متوفّی خیانت نکرده اند. 🔹 عموم مفسران در مورد نمازی که باید بعد از آن قسم یاد شود اختلاف نظر دارند و در این رابطه سه دیدگاه وجود دارد که عبارتند از: ۱- برخی آن را نماز جماعت عصر دانسته اند. ۲- برخی دیگر آن را مخیر بین نماز جماعت ظهر یا عصر می دانند. ۳- برخی گفته اند مراد نماز خود آن دو نفر نصرانی از غیر ملت اسلام است. 📌 طبری در تفسیرش می گوید‌ به عقیده من قول درست، قول کسی است که گفته است: تحبسونهما من بعد صلوة العصر. سپس شیخ طوسی در تبیان می نویسد : والصلوة المذکورة فی هذه الآیة قیل فیها ثلاثة اقوال: أوّلها: قال شریح و سعید بن جبیر و ابراهیم و قتادة و هو قول ابی جعفر انّها صلوة العصر، الثانی قال الحسن هی الظهر و العصر… الثالث قال ابن عباس: صلوة اهل دینهما ـ یعنی الذمّیین ـ لأنّهم لایعظّمون أوقات صلوتنا. و بدین صورت شیخ طوسی قول اول را از شریح و سعید بن جبیر و ابراهیم و قتاده و ابوجعفر طبری نقل مي كند. واضح است که منظور شیخ طوسی از (ابوجعفر) در عبارت فوق ، ابوجعفر طبری است که در یادداشت قبل نیز به آن اشارت رفت. چه اینکه ذکر عنوان ( ابی جعفر ) در ردیف نام کسانی همچون شریح و سعید بن جبیر و ابراهیم و قتاده، در عبارت فوق هرگز بر امام باقر(ع) قابل انطباق نیست زیرا همانگونه که قبلا هم گفته شد علمای امامیه هرگز نام معصومین (ع) را در ردیف نام دیگران ذکر نمی کنند و اساسا از ديدگاه شيعيان قول ديگران هم وزن قول معصوم نيست تا گفته شود ( شریح و سعید بن جبیر و ابراهیم و قتاده نظرشان چنين است و امام باقر(ع) هم همين نظر را دارد ). با این همه اما در برخی نسخ تبیان از جمله در تبیان چاپ بیروت بعد از ابی جعفر به اشتباه علامت اختصاری علیه السلام(ع) را نوشته اند! چون خیال کرده اند مقصود از ابی جعفر، در این عبارت ، امام باقر(ع) است. 📌 پایان ماجرا نیز با عدم دقت از سوی طبرسی در مجمع البیان رقم می خورد، آنجا که وی می نویسد: المعنی تحبسونهما من بعد صلوتهما العصر، لأنّ الناس کانوا یحلفون بالحجاز بعد صلوة العصر لاجتماع الناس و تکاثرهم فی ذلک الوقت، و هو المروی عن ابی جعفر علیه السلام و قتادة و سعید بن جبیر و غیرهم و قیل: هی صلوة الظهر و العصر، عن الحسن… همانگونه که ملاحظه می فرمایید مرحوم طبرسی دقیقا همان مطلب تبیان را در مجمع البیان باز نقل کرده است اما چون گمان می کرده که مراد از ( ابی جعفر ) در عبارت شیخ طوسی امام باقر(ع) است برای رعایت احترام، نام ابی جعفر را قبل از قتاده و سعید بن جبیر آورده و عبارت علیه السلام را نیز بدان افزوده است. و بدین ترتیب در این مورد نیز همچون مورد قبل ( ابوجعفر طبری ) با ابوجعفر الباقر(ع) اشتباه شده و یک حدیث اشتباهی منتسب به امام باقر(ع) خلق شده است. مويد آنچه گفته شد اينكه این روایت علاوه بر ارسال و فقدان سند در سایر مجامع روایی نیز وجود ندارد. ادامه دارد….. 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البیان فی تأویل آی القرآن ( تفسیر طبری ) ج ۹ ص ٧٩. ۲- التبیان فی تفسیر القرآن ج ۴ ص ۴۵. ۳- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ٣ ص ٣٩٧ و در چاپهاي پنج جلدي ج ٢ ص ٢٥٧. نقل مطالب تنها با ذکر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۳) خداوند در آیه ۲ سوره مائده می فرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّـهِ وَ لا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لا الْهَدْيَ وَ لا الْقَلائِدَ وَ لا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً… در رابطه با شان نزول ( و لا آمّین البیت الحرام ) طبری در تفسیرش می نویسد: گفته شده است که این آیه درباره مردی از بنی ربیعه به نام حُطَم نازل شده است. سُدّی گفته است: حطم بن هند بکری در مدینه به محضر پیامبر(ص) آمد در حالی که نیروی سواره نظام خود را بیرون مدینه متوقف کرده بود، آن حضرت وی را دعوت به اسلام کرد. او گفت: به چه چیزی دعوت می کنی؟ آن حضرت برای او شرح داد. رسول الله(ص) قبلاً به اصحاب فرموده بود که امروز مردی از ربیعه برشما وارد می شود که به زبان شیطان سخن می گوید. وقتی که پیامبر(ص) او را از محتوای دعوت خود آگاه کرد، او گفت: به من مهلت بدهید، شاید اسلام را پذیرفتم و من کسانی را دارم که باید با آنان مشورت کنم. سپس بیرون رفت و آن حضرت فرمودند او با چهره کافر وارد شد و با قصد مکر و خیانت خارج گشت. حُطم از مدینه بیرون رفت و سر راه خود بخشی از چهارپایان مدینه را که در صحرا به چرا رفته بودند به غارت برد و اشعاری در این زمینه سرود، سپس در سال بعد عازم مکه شد، در حالی که برای حجّ قربانی آورده بود، پیامبر(ص) قصد کرد برای تعقیب او نیرو بفرستد که این آیه نازل شد، تا ( آمّین البیت الحرام ) و از تعرض نسبت به کسانی که قصد زیارت بیت الله را دارند نهی فرمود. گروهی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! اجازه بده به وی حمله کنیم، زیرا اوست که بخشی از چهارپایان مدینه را به غارت برد، پیامبر فرمود: او برای حج، قربانی با قلاده آورده است، گفتند: این کاری است که ما در جاهلیت انجام می دادیم، ولی پیامبر اجازه حمله به او را نداد. 📌 طبری این شأن نزول را علاوه بر سُدّی از عکرمه و ابن جُریج نیز با قدری اختلاف در عبارت نقل کرده است. آن گاه شیخ طوسی در تبیان همین داستان را از تفسیر طبری به این صورت نقل می کند که: و قال ابوجعفر نزلت هذه الآیة فی رجل من بنی ربیعة یقال له: الحُطم. قال السُدّی: أقبل الحطم بن هند البکری حتّی أتی النّبی(ص) وحده، و خلّف خیله خارجة من المدینة، فدعاه فقال: إلی م َتدعو؟ فأخبره، وقد کان النبی(ص) قال لأصحابه: یدخل الیوم علیکم رجل من ربیعة یتکلّم بلسان شیطان، فلمّا أخبره النبی(ص) قال: أنظروا لعلّی أسلم و لی من أشاوره، فخرج من عنده فقال رسول الله(ص) لقد دخل بوجه کافر، و خرج بعقب غادر، فمرّ بسرحٍ من سرح المدینة فساقه وانطلق به و هو یرتجز و یقول… ثمّ أقبل من عام قابل حاجّاً قد قلّد هدیاً، فأراد رسول الله(ص) أن یبعث الیه، فنزلت هذه الآیة ( و لاآمّین البیت الحرام ) هذا قول ابن جریج والسدی. بدیهی است که منظور شیخ طوسی در این عبارت از ( ابوجعفر ) ، طبری است، زیرا شیخ در اینجا عیناً همان متنی که طبری در تفسیرش آورده بود را نقل كرده است. 📌 اما با كمال تعجب طبرسی در مجمع البیان می نویسد: النزول: قال ابوجعفرالباقر علیه السلام نزلت هذه الآیة فی رجل من بنی ربیعة یقال له الحُطَم… و دقیقا همان متن کامل ذکر شده در تبیان را باز نقل می کند. و در نتيجه در اين مورد نيز صاحب مجمع البیان ابوجعفر طبری را با ابوجعفر باقر(ع) اشتباه گرفته و یک حدیث اشتباهی دیگر به نام امام باقر(ع) خلق می شود. ⭕️ به نظر می رسد که طبرسی به تفسیر طبری دسترسی نداشته که اگر داشت با رجوع به آن در می یافت که آنچه در تبیان بوده همان چیزی است که در تفسیر طبری آمده و در نتیجه پی می برد که مقصود از ابوجعفر در کلام شیخ طوسی، طبری است و نه امام باقر(ع)، و در نتيجه چنین اشتباهی به طور مکرّر برای او پیش نمی آمد. 📌 و نکته دیگر اینکه صاحب نورالثقلین عينا عبارت مجمع البیان را که در آن آمده بود ( قال ابوجعفر علیه السلام نزلت هذه الآیة فی رجل من بنی ربیعة… ) تا آخر آنچه را که از تبیان نقل کردیم را بعنوان روایتی از امام باقر(ع) با شماره ۱۵ ذکر کرده است و بدین ترتیب آن اشتباه از مجمع البيان به نورالثقلین نيز منتقل شده است. و بعید نیست که بطور معمول این اشتباه از نورالثقلین به کتابهای دیگر نیز منتقل شده و این سلسله ادامه یابد. ذکر این نکته نیز ضروری است که این روایت در مجامع روایی وجود ندارد که اگر داشت حتما صاحب نورالثقلین به آن منابع اشاره می کرد و ماخذ خود را منحصر به مجمع البیان نمی کرد. ادامه دارد… 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البیان عن تأویل آی القرآن ( تفسیر طبری ) ج ۸ ص ۳۱ و ۳۲. ۲- التبیان فی تفسیر القرآن ج ۳ ص ۴۲۱. ۳- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۳ ص ۲۳۶ و ۲۳۷ و چاپهای پنج جلدی ج ۲ ص ۱۵۳. ۴- نور الثقلین ج ۱ ص ۵۸۵ شماره ۱۵. نقل مطالب تنها با ذكر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۴) خداوند در آیه ۲۷ سوره مائده می فرماید: وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّـهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ طبری در تفسیر آیه فوق نقلهایی را آورده است که خلاصه آنها چنین است: فرزندان آدم از حوّا دوقلو متولد می شدند؛ یکی پسر و یکی دختر. هابیل و قابیل نیز هر یک خواهری همزاد داشتند. آدم گفت‌ هر پسری باید با همزاد پسر دیگر ازدواج کند. قابیل گفت خواهر همزاد من زیباتر است و من راضی نیستم هابیل با او ازدواج کند. قابیل زراعت داشت، و هابیل گوسفند دار بود. هابیل از بهترین آنچه داشت برای قربانی آورد و قابیل از بدترین جنس خود آورد پس آتش قربانی هابیل را سوزانید که این نشانه قبولی آن بود و قربانی قابیل را نسوزانید. قابیل بدین سبب درباره هابیل حسد ورزید و به وی گفت این قابل تحمّل نیست که هم قربانی تو قبول شود و هم با خواهر زیباتر من ازدواج کنی و من هم قربانی ام قبول نشود و هم با خواهر نازیبای تو ازدواج کنم‌ ، من تو را خواهم کشت. 📌 آن گاه مرحوم شیخ طوسی که به تفسیر طبری رجوع کرده و منابع دیگر را هم دیده بوده در تفسیر آیه مزبور می نویسد: و قال اکثر المفسرین و رواه ابوجعفر و غیره من المفسرین: إنّه ولد لکلّ واحد من قابیل و هابیل أخت توأم له، فأمر آدم کلّ واحد بتزویج أخت الآخر، و کانت أخت قابیل أحسن من الأخری فأرادها و حسد أخاه علیها، فقال آدم: قرّبا قرباناً فأیکما قبل قربانه فهی له، و کان قابیل صاحب زرع فعمد الی أخبث طعام، و عمد هابیل الی شاة سمینة و لبن وزبد، فصعدا به الجبل فأتت النار فأکلت قربان هابیل، و لم تتعرض لقربان قابیل، وکان آدم غائباً عنهما بمکّة، فقال قابیل لاعشتَ یا هابیل فی الدنیا و قد تقبّل قربانک و لم یتقبّل قربانی، و ترید أن تأخذ أختی الحسناء و آخذ اختک القبیحة، فقال له هابیل ماحکاه الله تعالی، فشدخه بحجر فقتله… و بدین صورت عین عبارت طبری را نقل می نماید. از این رو معلوم است که مقصود شیخ طوسی از ( ابوجعفر ) ، ابوجعفر طبری است، زیرا اولا همه آنچه را که طبری نقل کرده بود را باز نقل نموده و ثانیا عبارت ( و غیره من المفسّرین ) در تبیان بهترین قرینه بر این مطلب است که مراد شیخ قطعا امام باقر(ع) نیست. 📌 با این همه اما طبرسی در مجمع البیان در تفسیر آیه فوق می نویسد: القصّة: قالوا: إنّ حوّاء امرأة آدم کانت تلد فی کلّ بطن غلاماً و جاریة، فولدت أول بطن قابیل و توأمته اقلیما و البطن الثانی هابیل و توأمته لبوذا…. و آنگاه در دنباله سخن خود آنچه را که از تبیان نقل کردیم را ذکر می کند و سپس می نویسد: روی ذلک عن ابی جعفر الباقر علیه السلام و غیره من المفسرین!!! و با کمال تعجب در این مورد نیز ابوجعفر طبری در کلام شیخ طوسی را با ابوجعفر باقر (ع) اشتباه گرفته و یک روایت اشتباهی دیگر به نام امام باقر(ع) خلق می شود. عجیب تر اینکه طبرسی به عبارت ( و غیره من المفسرین ) در تبیان هم دقت کافی نکرده است که اگر کمی عنایت می فرمود در می یافت که عطف ( و غیره من المفسرین ) بر معصوم (ع) توجیهی ندارد. چه اینکه از نظر شیعه قول دیگران هم وزن با قول امام (ع) نیست تا گفته شود ( امام باقر و دیگر مفسران چنین گفته اند!!!). در هر حال متاسفانه اين اشتباه از مجمع البيان به نورالثقلين هم راه يافته و الحويزي بعد از ذكر داستان فوق از مجمع البيان ، در ذيل آن نوشته است: روي ذلك عن ابي جعفر الباقر (ع) و غيره من المفسرين!!! و بعيد نيست كه از نورالثقلين نيز به منابع متاخر ديگر راه يافته باشد. 📌 و نكته آخر اينكه اين روايت در هيچ يك از منابع روايي وجود ندارد و تنها مصدر آن كتب تفسير است. ادامه دارد…. 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البيان عن تاويل آي القرآن ( تفسير طبري ) ج ٨ ص ٣٢١ و ٣٢٢. ۲- التبيان في تفسير القرآن ج ٣ ص ٤٩٣. ۳- مجمع البيان ج ٣ ص ٢٨٣ و چاپهاي پنج جلدي ج ٢ ص ١٨٣. ۴- نور الثقلين ج ١ ص ٦٠٩ و ٦١٠ شماره ١٢٣. نقل مطالب تنها با ذکر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۵) خداوند در آیه ۸۸ سوره نساء می فرماید: فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّـهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّـهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّـهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً. در بین مفسرین اختلاف است که این منافقان که مسلمانان اختلاف داشتند در اینکه به آنان حمله کنند یا نه، چه کسانی بودند؟ 📌 طبری پنج قول درباره آنان نقل می کند که شیخ طوسی در تبیان این اقوال را با تلخیص آورده است. قول اول اینکه آنان کسانی هستند که در جنگ احد از رسول خدا(ص) تخلف کردند و به مدینه برگشتند. قول دوم اینکه آنها قومی بودند که از مکه به مدینه آمده بودند و اظهار اسلام می کردند، سپس به مکه برگشتند و اظهار شرک کردند آن گاه در یک سفر تجارتی که اموال مشرکان را به یمامه می بردند گروهی از مسلمانان قصد کردند به آنان حمله کنند و اموال شان را مصادره کنند به دلیل اینکه آنان مرتدند و گروهی می گفتند آنان مؤمن هستند و نباید مورد تعرّض واقع شوند. پس این آیه نازل شد که چرا شما درباره این منافقان گمراه دو گروه شده اید؟ 🔹 این قول دوم را طبری از مجاهد نقل کرده و خودش هم آن را اختیار می کند. 📌 سپس شیخ طوسی در تبیان می نویسد: و فیمن نزلت هذه الآیة قیل فیه خمسة أقوال: أحدها قال قوم نزلت فی اختلاف أصحاب رسول الله(ص) فی الذین تخلّفوا عن رسول الله(ص) یوم أحد و انصرفوا الی المدینة و قالوا لرسول الله و اصحابه لو نعلم قتالاً لاتبعناکم. ذکر ذلک زید بن ثابت. و الثانی: قال مجاهد و ابوجعفر و الفرّاء: أنّها نزلت فی أختلاف کان بین أصحاب رسول الله(ص) فی قوم کانوا قدموا المدینة من مکّة و أظهروا للمسلمین أنّهم مسلمون، ثمّ رجعوا إلی مکّة لأنّهم استوخموا المدینة و أظهروا لهم الشرک، ثمّ سافروا ببضایع المشرکین الی الیمامة، فأراد المسلمون أن یأخذوهم و ما معهم فاختلفوا و قال قوم لا نفعل ذلک لانّهم مؤمنون و قال آخرون هم مرتدون فأنزل الله فیهم الآیة. واضح است که مقصود شیخ طوسی از ابوجعفر، قطعا طبری است، چه اینکه حمل عنوان ابوجعفر در عبارت تبیان آن هم فیما بین مجاهد و فراء، بر امام باقر(ع) وجهی ندارد. اما با کمال تعجب در برخی نسخ تبیان و از جمله در تبیان چاپ بیروت بعد از (ابوجعفر) علامت اختصاری علیه السلام(ع) را نوشته اند! و خیال کرده اند که مقصود از ابوجعفر، در آنجا امام باقر(ع) است. 📌 طبرسی نیز متاسفانه مرتکب این اشتباه شده و در مجمع البیان آورده است: النزول: اختلفوا فیمن نزلت هذه الآیة فیه، فقیل: نزلت فی قوم قدموا المدینة من مکّة فأظهروا للمسلمین الاسلام ثمّ رجعوا الی مکّة لأنّهم استوخموا المدینة فأظهروا الشرک، ثمّ سافروا ببضایع المشرکین الی الیمامة، فأراد المسلمون أن یغزوهم، فاختلفوا، فقال بعضهم لا نفعل فإنّهم مؤمنون و قال آخرون إنّهم مشرکون فأنزل الله فیهم الآیة، عن مجاهد و الحسن و هو المروی عن ابی جعفر علیه السلام. معلوم است که در این مورد نیز طبرسی (ابوجعفر طبری) ذکر شده در عبارت تبیان را با امام باقر (ع) اشتباه گرفته و یک روایت اشتباهی دیگر به نام امام باقر(ع) پدید آمده است. 📌 بعد از آن صاحب نور الثقلین نیز همین عبارت مجمع البیان را با شماره ۴۶۳ به عنوان حدیثی از امام باقر(ع) باز نقل نموده و بدین ترتیب این اشتباه بزرگ از مجمع البیان به تفسیر نورالثقلین منتقل شده است. 📌 متاسفانه مرحوم علامه طباطبایی در المیزان نیز با اعتماد به بیان طبرسی عین عبارت مجمع البیان را در بحث روایی ذیل آیه ۸۸ سوره نساء به عنوان حدیث منقول از امام باقر(ع) نقل کرده و این اشتباه به تفسیر المیزان نیز منتقل شده است. طبیعی است که اشتباه مزبور به ده ها کتاب دیگر نیز منتقل شده باشد و همه آن را با اطمینان خاطر به عنوان حدیث منقول از امام باقر(ع) تلقی نموده باشند اما کنکاش از ریشه ها و مصادر این روایت ما را با واقعیت دیگری مواجه مي سازد. ادامه دارد… 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البیان عن تأویل آی القرآن ( تفسیر طبری ) ج ۷ ص ۲۸۱ و ۲۸۲. ۲- التبیان فی تفسیر القرآن ج ۳ ص ۲۸۱. ۳- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۳ ص ۱۳۲ و ۱۳۳ و چاپهای پنج جلدی ج ۲ ص ۸۶. ۴- نور الثقلین ج ۱ ص ۵۲۷ شماره ۴۶۳. ۵- المیزان فی تفسیر القرآن ج ۵ ص ۳۶. نقل مطالب تنها با ذکر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۶) خداوند در آیه ۸۹ سوره نساء درباره کافرانی که پیش تر در آیه ۸۸ نیز از آنان سخن رفت ، می فرماید: وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً. این آیه اعلام می دارد که اگر کفار دو رو و دو چهره به مدینه هجرت نکنند هر جا یافت شوند کشته می شوند. آن گاه در آیه ۹۰ درباره آنان استثنایی آمده است: إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ…. یعنی مگر کسانی که به قومی متصل شوند که میان شما و آنان پیمانی وجود دارد، که در این صورت در ردیف آنان که با شما پیمان دارند قرار می گیرند و از کشتن آنان خودداری می شود. 📌 مفسران درباره شأن نزول آیه ۹۰ اختلاف دیدگاه دارند که میان چه کسانی با رسول الله(ص) پیمانی وجود داشته است؟ ⭕️ طبری در تفسیرش مي گويد : کسانی که میان آنان با پیامبر(ص) عهد و میثاق بود هلال ابن عویمر اسلمی (سلمی) و قوم او هستند. از اين رو شیخ طوسی در تبیان می نویسد: و قال ابوجعفر قوله تعالی ( الی قوم بینکم و بینهم میثاق ) قال هو هلال بن عویمر السلمی واثق عن قومه ان لا تخیف یا محمد من اتاک و لا نخیف من أتانا… روشن است که مقصود شیخ طوسی از عنوان ( ابوجعفر ) در عبارت تبيان ، ابوجعفر طبری است. ولی در برخي نسخ تبيان از جمله در تبیان چاپ بیروت توسط ناشرين بعد از ( ابوجعفر )علامت علیه السلام(ع) قرار داده شده است! 📌 مرحوم طبرسي نيز در اينجا با اقتباس از عبارت مرحوم شيخ در تبيان، مي نويسد: لمّا أمر الله تعالی المؤمنین بقتال الذین لایهاجرون عن بلاد الشرک و أن لایوالوهم، استثنی من جملتهم فقال: (إلاّ الذین یصلون إلی قوم بینکم و بینهم میثاق) معناه إلاّ من وصل من هؤلاء إلی قوم بینکم و بینهم موادعة و عهد، فدخلوا فیهم بالحلف أو الجوار، فحکمهم حکم اولئک فی حقن دمائهم، و اختلف فی هؤلاء فالمروی عن أبی جعفر علیه السلام أنّه قال: المراد بقوله تعالی ( قوم بینکم و بینهم میثاق ) هو هلال بن عویمر السلمي واثق عن قومه رسول الله(ص) فقال فی موادعته ( علی أن لاتخیف یا محمد من أتاک و لانخیف من أتانا…). ‌و با نهایت تعجب ابوجعفر طبری ذکر شده در کلام شیخ طوسی را با ابوجعفر باقر(ع) اشتباه گرفته و یک روایت اشتباهی دیگر منسوب به امام باقر (ع) بوجود می آید. 📌 و پس از وی نیز صاحب نورالثقلین همین مطلب را به عنوان حدیث منقول از امام باقر(ع) از مجمع البیان با شماره ٤٦٧ باز نقل مي كند. 📌 و دست آخر مرحوم علامه طباطبایی نیز با اعتماد به طبرسی همان مطلب ذکر شده در مجمع البیان را در المیزان باز نقل کرده و بدین ترتیب این اشتباه بزرگ به المیزان نیز راه می یابد. این در حالی است که روایت فوق در مجامع روایی وجود ندارد و تنها خواستگاه آن کتب تفسیر است علاوه اینکه کنکاش در مصادر و مآخذ آن نیز ما را با واقعیتی دیگر مواجه می سازد. ادامه دارد…. 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البیان عن تأویل آی القرآن ( تفسیر طبری ) ج ۷ ص ٢٩٣. ۲- التبيان في تفسير القرآن ج ٣ ص ٢٨٥. ۳- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ٣ ص ١٣٥ و در چاپهای پنج جلدی ج ۲ ص ۸۸. ۴- نورالثقلين ج ١ ص ٥٢٩ شماره ٤٦٧. ۵- الميزان في تفسير القرآن ج ٥ ص ٣٧. نقل مطالب تنها با ذکر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۷) در رابطه با شأن نزول آیه شریفه وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ( ۱۶۹ آل عمران ) 📌 طبری از عده ای از مفسران نقل می کند که وقتی جماعتی از مسلمانان در جنگ احد شهید شدند این آیه درباره آنان نازل شد و سپس به دنبال آن در نقلی دیگری می گوید: ( هم قتلی بدر و أحد ) یعنی شأن نزول این آیه مربوط به شهدای بدر و اُحد است. شیخ طوسی از اینکه بیشتر مفسران شأن نزول آیه مزبور را شهدای احد دانسته اند، برداشت کرده که بیشتر مفسران گفته اند این آیه مختص به شهدای احد است. و از نقل دیگری که طبری به دنبال آن آورده است که ( هم قتلی بدر و أحد ) برداشت کرده است که طبری و بسیاری از مفسران می خواهند بگویند: آیه مزبور شامل شهدای بدر و احد هر دو می شود. 📌 از این رو شیخ طوسی در تبیان می نویسد: و قال اکثر المفسرین الآیة مختصة بقتلی أحد و قال أبوجعفر و کثیر من المفسرین انّها تتناول قتلی بدر و أحد معا. باید دانست آنچه شیخ طوسی در اینجا فرموده است خالی از مسامحه نیست، زیرا معنای سخن بیشتر مفسران که گفته اند این آیه درباره شهدای احد نازل شده است این نیست که آنان می گویند: آیه مزبور مختص به شهدای احد است، زیرا همه علما اتفاق دارند که شأن نزول آیه مخصِّص آیه نیست که آن را منحصر به مورد نزول کند بلكه آیه مزبور عامّ است و شامل همه شهدا تا روز قیامت می شود. و نیز اینکه طبری به دنبال آن می گوید: بعضی گفته اند: ( هم قتلی بدر و أحد ) معنایش این نیست که طبری و مفسران دیگری نظر داده اند که آیه مزبور شامل شهدای بدر و احد هر دو می شود، بلکه طبری فقط از بعضی دیگر نقل کرده است که گفته اند: شأن نزول آیه شهدای بدر و احد است. اما در هر حال شأن نزول آیه چه شهدای احد باشد و چه شهدای بدر واحد، اما اين آیه به عموم خود باقی است و مختص به گروه خاصی از شهدا نيز نمی باشد. 📌 به هر حال آنچه روشن است این است که مقصود شیخ طوسی از ( ابوجعفر ) در این عبارت تبیان ، قطعا طبری است. ولی در برخی نسخ تبیان از جمله در چاپ بیروت توسط ناشران بعد از ابوجعفر علامت علیه السلام(ع) قرار داده شده است و خیال کرده اند که منظور شیخ طوسی مثلا امام باقر(ع) است! 📌 طبرسی نیز در این مورد بسان موارد قبل دچار اشتباهی بزرگ شده و در مجمع البیان عبارت ذکر شده در تبیان ( قال أبوجعفر و کثیر من المفسرین انّها تتناول قتلی بدر و أحد معاً ) را به این صورت در مجمع البیان ذکر می کند که: و قال الباقر علیه السلام و کثیر من المفسرین: انّها تتناول قتلی بدر و أحد معاً… همانگونه که ملاحظه می فرمایید جناب طبرسی عین عبارت شیخ طوسی را آورده است و تنها جمله ( و قال ابوجعفر ) را تبدیل کرده است به ( و قال الباقر علیه السلام ) به تصور اینکه مقصود شیخ طوسی از ابوجعفر ، امام باقر(ع) است! در حالی که قطعا چنین نیست و بدین گونه یک حدیث اشتباهی و بی اساس دیگر منسوب به امام باقر(ع) پدید آمده است. 📌 الحویزی در نورالثقلین نیز که از این اشتباه آگاه نبوده است عین عبارت مجمع البیان را به عنوان حدیث امام باقر(ع) با شماره ٤٣٢ باز نقل كرده و این اشتباه به تفسیر نورالثقلین نیز راه يافته است. 📌 و دست آخر مرحوم علامه طباطبایی نیز در بحث روایی ذیل آیه ۱۶۹ آل عمران، عین عبارت مجمع البیان را به عنوان روایت منقول از امام باقر(ع) نقل نموده و متاسفانه این اشتباه به تفسیر المیزان نیز سرایت كرده است. 🔹 آنچه موجب شگفتی و واقعا جای تعجب است اینکه چگونه مرحوم طبرسی دقت کافی نکرده و از لحن و اسلوب عبارت شیخ که نوشته بود ( قال ابوجعفر و کثیر من المفسرین… ) متوجه نشده که این ابوجعفر از مفسران شناخته شده است و نمی تواند امام باقر(ع) باشد؟!!! چرا که علمای امامیه به خاطر احترام خاصی که برای ائمه(ع) قائلند هرگز نام امام معصوم را در ردیف مفسران و مورخان ذکر نمی کنند و شیخ طوسی نيز از هر عالم امامی دیگری سزاوارتر است که نام امام معصوم را در ردیف نام مفسّران نیاورد و با تغییر لحن و اسلوب، نام امام معصوم را به طور مستقل و با احترام خاص ذکر کند. البته ممکن است که این مطلب به ذهن طبرسی خطور کرده باشد ولی تصورش این بوده که شیخ طوسی برای مماشات با عامه، امام معصوم را در ردیف سایر مفسران آورده است تا او را متهم به افراط و غلوّ درباره ائمه(ع) نکنند. ادامه دارد…. 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البیان عن تأویل آی القرآن ( تفسیر طبری ) ج ٦ ص ٢٣٢. ۲- التبيان في تفسير القرآن ج ٣ ص ٤٧. ۳- مجمع البيان في تفسير القرآن ج ٢ ص ٨٨١. ۴- نورالثقلين ج ١ ص ٤٠٩ شماره ٤٣٢. ۵- الميزان في تفسير القرآن ج ٤ ص ٧١. نقل مطالب تنها با ذکر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۸) در آیه ۱۳۵ سوره نساء آمده است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّـهِ وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللَّـهُ أَوْلى‏ بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‏ أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّـهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً. مفسران اختلاف نظر دارند در اینکه آیا خطاب (و إن تلووا أو تعرضوا) در این آیه شریفه تنها خطاب به حاکمان است که نباید در حکم خود به ناحق عمل کنند یا از حکم کردن خودداری نمایند، و یا خطاب به شاهدان است که نباید در شهادت دادن خود حق را نادیده بگیرند یا از شهادت دادن خودداری کنند؟ 📌 طبری در تفسیر آیه از ابن عباس و مجاهد و ابن زید و ضحّاک نقل می کند که گفته اند: ( و إن تلووا ) یعنی اگر شهادت را تبدیل و تحریف کنید و ( أو تعرضوا ) یعنی اگر کتمان شهادت نمایید. و خود طبری همین قول را اختیار كرده و می گوید: معنای آیه این است که اگر قیام به شهادت را دفع کنید و آن را تغییر دهید و تبدیل کنید یا از آن اعراض نمایید و يا اصلاً شهادت ندهید، بی شک خدا از آنچه انجام می دهید آگاه است و سزای مناسب به شما می دهد. 📌 مرحوم شیخ طوسی هم كه به تفسير طبري مراجعه داشته در این باره در تبيان می نویسد: و قال آخرون معناه و إن تلووا أیها الشهداء فی شهادتکم فتحرّفوه فلاتقیموها أو تعرضوا عنها فتترکوها. ذهب الیه ابن عباس و مجاهد و قال مجاهد: معنی تلووا: تبدّلوا الشهادة. أو تعرضوا: ای تکتموها، و هو قول أبی جعفر و به قال ابن زید و الضحاك. واضح است كه منظور از (ابي جعفر) در اين عبارت آن هم با سياق ( قال مجاهد… و هو قول ابي جعفر و به قال ابن زيد و ضحاك ) قطعا طبري است. اما با نهايت تعجب در برخي نسخ تبيان و از جمله در چاپ بیروت توسط ناشران بعد از ابی جعفر علامت(ع) را گذاشته اند و خیال کرده اند که این ابی جعفر، امام باقر(ع) است. 📌 متاسفانه طبرسی نیز با مراجعه به تبیان همین تصور را داشته و لذا در مجمع البیان نوشته است: و قیل معناه إن تلووا أی تبدّلوا الشهادة أو تعرضوا أی تکتموها. عن ابن زید و الضحاک و هو المروی عن أبی جعفر علیه السلام!!! 🔹 دقت در عبارت مجمع البیان و مقایسه بیان طبرسی با عبارت شیخ طوسی و طبری حاکی از آن است که عبارت مجمع البیان دقیقا برگرفته و اقتباسی از کلام شیخ طوسی در تبیان است که در این مورد نیز طبرسی، ابوجعفر طبری را با امام باقر(ع) اشتباه گرفته و یک روایت اشتباهی و بی اساس دیگر خلق شده است. ادامه ماجرا نیز دقیقا به مانند موارد قبل رقم خورده است به این معنی که 📌 الحویزی در نورالثقلین عین عبارت مجمع البیان را به عنوان روایتی از امام باقر(ع) با شماره ۶۱۸ باز نقل کرده و این اشتباه به نورالثقلین منتقل شده است. 📌 و مجددا مرحوم علامه طباطبایی در المیزان در بحث روایی ذیل آیه ۱۳۵ سوره نساء نیز عین عبارت مجمع البیان را با عنوان روایتی از امام باقر(ع) باز نقل کرده و متاسفانه این اشتباه بزرگ به المیزان هم سرایت کرده است. از اين رو هيچ جاي تعجب نيست اگر اين روايت در ساير كتابها هم ديده شود. این در حالی است که کنکاش از ریشه ها و مبانی این روایت ما را با واقعیت دیگری روبرو می سازد علاوه اینکه روایت فوق در مصادر روایی هم وجود ندارد و تنها منبع آن کتب تفسیر است. ادامه دارد… 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البیان عن تأویل آی القرآن ( تفسیر طبری ) ج ۷ ص ۵۸۹ و ۵۹۰ و ۵۹۱. ۲- التبیان فی تفسیر القرآن ج ۳ ص ۳۵۶. ۳- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۳ ص ۱۹۰. ۴- نورالثقلین ج ۱ ص ۵۶۱ شماره ۶۱۸. ۵- المیزان فی تفسیر القرآن ج ۵ ص ۱۱۰. نقل مطالب تنها با ذکر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
✍️ به مناسبت حلول ماه صفر دعايي أست مربوط به ايام ماه صفر كه مرحوم شيخ عباس قمي در مفاتيح الجنان از مرحوم فيض كاشاني نقل كرده أست كه براي در امان ماندن از نحوست ماه صفر هر روز ١٠ مرتبه خوانده شود: يا شديد القوي و يا شديد المحال يا عزيز يا عزيز يا عزيز ذلت بعظمتك جميع خلقك فاكفني شر خلقك …. حسب تحقيقات انجام شده اين دعا در هيچ يك از منابع روايي شيعه و سني وجود ندارد. همچنين تا جايي كه جستجو شد اين دعا در هيچ يك از كتب ادعيه مانند مصباح المتهجد و اقبال الاعمال و… يافت نگرديد. جالب اينكه در بحار الانوار و مستدرك الوسايل و همچنين در كتابهاي مرحوم فيض نيز نشان و ردي از اين دعا ديده نشد. 📌 تنها در کتاب تذکرة اولی‌الالباب نوشتة شیخ داوود انطاکی (متوفاي ١٠٠٨ ق) متنی تقریباً مشابه با اين دعا وجود دارد كه در مورد چهارشنبه آخر ماه صفر أست كه البته آن هم نه سندی دارد و نه دلالتی بر نحوست ماه صفر. از سوي ديگر سيد بن طاووس در كتاب المجتني من الدعاء المجتبي از ربيع الابرار زمخشري چنين نقل كرده كه: شَكَا رَجُلٌ إِلَى اَلْحَسَنِ مَظْلِمَةً فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذَا صَلَّيْتَ اَلرَّكْعَتَيْنِ بَعْدَ اَلْمَغْرِبِ فَاسْجُدْ وَ قُلْ يَا شَدِيدَ اَلْقُوَى يَا شَدِيدَ اَلْمِحَالِ يَا عَزِيزُ أَذْلَلْتَ بِعِزَّتِكَ جَمِيعَ خَلْقِكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اِكْفِنِي مَئُونَةَ فُلاَنٍ بِمَا شِئْتَ فَلَمْ يُوعَ إِلاَّ بِالْوَاعِيَةِ فِي اَللَّيْلِ فَسَأَلَ عَنْهَا فَقِيلَ مَاتَ فُلاَنٌ فَجْأَةً صرف نظر از ضعف سندي و عدم اعتبار اين روايت، و عدم ارتباط آن با ماه صفر؛ به نظر مي رسد كه دعاي ذكر شده در مفاتيح الجنان بنوعي اقتباس از بخشي از روايت فوق أست كه با تلفيق با عبارات ديگر بصورت مذكور سرهم بندي شده باشد كه در اين صورت كاملا جعلي و ساخته گي بوده و هيچ سنديتي ندارد. 📚 رجوع كنيد به : ١- تذكرة اولي الالباب - داوود انطاكي - ج ٣ ص ١٩٥. ٢- المجتني من الدعاء المجتبي - سيد بن طاووس - ص ٢٠. نقل مطالب تنها با ذكر ماخذ آن بلا مانع است.http://eitaa.com/nokaterjalie
🔸 روایات اشتباهی (۹) طبری در تفسیر آیه ۵۷ سوره توبه که می فرماید: لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَ هُمْ يَجْمَحُونَ. در رابطه با معنای ( مدخلا ) از ابن عباس نقل می کند که ( مدخل ) در این آیه به معنای سَرَب است [و سرب يعني پناهگاه و زیر زمین و یا راه زیر زمینی]. طبری نیز به تبع ابن عباس مدخل را به معنای سرب تفسیر می کند. 📌 مرحوم شیخ طوسی در تبیان نیز در تفسیر آیه ۵۷ سوره توبه با اقتباس از تفسیر طبری می نویسد: و قال ابن عباس و ابوجعفر و الفرّاء: المدّخل: الاسراب فی الارض. پیداست که مقصود شیخ طوسی از ( ابوجعفر ) ، ابوجعفر طبری است اما با کمال تعجب در برخی نسخ تبیان توسط ناشرین بعد از کلمه ابو جعفر ، علامت علیه السلام قرار داده شده است و خیال کرده اند که مراد از این ابو جعفر، امام باقر(ع) است! 📌 طبرسی در مجمع البیان نیز با عنایت به عبارت تبیان نوشته است: و قیل إسراباً فی الأرض، عن ابن عباس و ابی جعفر علیه السلام!!! همانگونه که ملاحظه می فرمایید جناب طبرسی هم تصور کرده که منظور شیخ طوسی از (ابوجعفر ) امام باقر(ع) است و از این رو آن را بعنوان حدیث امام معصوم تلقی کرده است و بدین صورت یک روایت اشتباهی دیگر منسوب به امام باقر(ع) پدید آمده است. 📌 آن گاه الحویزی در نورالثقلین نیز عبارت مجمع البیان را به عنوان حدیث امام باقر(ع) با شماره ۱۸۶ باز نقل کرده است. 📌 کما اینکه مرحوم علامه طباطبایی در المیزان در بحث روایی ذیل آیه ۵۷ سوره توبه نیز عبارت مجمع البیان را به عنوان حدیث امام باقر(ع) ذكر كرده و بدینگونه این اشتباه بزرگ از مجمع البیان به تفسیر نورالثقلین و المیزان منتقل شده است. ادامه دارد…. 📚 رجوع کنید به : ۱- جامع البیان عن تأویل آی القرآن ( تفسیر طبری ) ج ۱۱ ص ۵۰۴. ۲- التبیان فی تفسیر القرآن ج ۵ ص ۲۴۱. ۳- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۵ ص ۶۲. ۴- نورالثقلین ج ۲ ص ۲۲۷ شماره ۱۸۶. ۵- المیزان فی تفسیر القرآن ج ۹ ص ۳۱۸. نقل مطالب تنها با ذکر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie